|
این روزها همه ما کم و بیش درگیر اخبار انتخاباتی و حواشی ناشی از آن هستیم و شکر خدا همه مردم در تحلیل های سیاسی یک دستی دارند ؛ هر چند به نظر هر کس تحلیلش درست و حرف طرف دیگر را نمی پذیرد علی الخصوص افراد مسن و کسانی که سن و سالی از آنها گذشته ، فقط حرف امام جمعه و چند روحانی بزرگ را می پذیرند و حرف امثال ما را باد هوا می گیرند !!! این خوب است که همه در این مباحث شرکت کنند ولی ؛ با دید وسیع و در نظر گرفتن همه جوانب ! همانطور که همه در جریان نامزدهای ریاست جمهوری هستید ، افراد زیادی در این دوره شرکت کرده اند که این نشان از دموکراسی فعال در ایران است و اینکه دموکراسی یک شعار نیست ؛ هر چند اکثرا رد صلاحیت می شوند اما نفس شرکت کردن هم کار خوبی است . حضور چهره های بزرگ سیاسی کشور هم در این دوره بر اهمیت این انتخابات افزوده است و اینکه اصلاح طلبان به دنبال احیای مجدد سیاسی خود هستند و همه همّ و غمّ آنها این است که دوباره به جریان حاکمیت کشور بازگردند که به نظر این حقیر کار بسیار دشواری است . از جمله چهره های شاخص اصلاح طلبان در این دوره آقای هاشمی رفسنجانی است که به قول معروف پیر سیاست است ؛ اما آخرش قافیه را باخت و نتوانست قصه اش را به شیرینی به اتمام برساند ! این روزها شاید همگی شایعاتی را که در مورد این فرد در بین مردم وجود دارد را شنیده باشید ؛ شایعاتی مانند اینکه رهبری خود به ایشان فرموده اند که در انتخابات شرکت کنند ، یا اینکه آیت الله وحید خراسانی و آیت الله سیستانی از ایشان در خواست کرده اند که در انتخابات شرکت کنند و امثال این شایعات که همه این حرفها کذب محض از آب درآمد و دفتر مقام معظم رهبری و دفتر آن دو مرجع بزرگوار نیز این اخبار را تکذیب کردند و حتی رهبری نیز فرمودند : بنده نفیا" و اثباتا" در مورد کاندیداتوری هیچ شخصی نظری نمی دهم ! اما حال سوال اینجاست که چرا اطرافیان آقای رفسنجانی اینگونه عمل می کنند ؟! آیا جز این است که آنها در پی منجی سازی از شخصیت هاشمی هستند ، یعنی مردی که فقط با او کشور از بحران خارج می شود و تنها اوست منجی و نجات دهنده ایران ! حتی شنیده شده است که بعد از کاندیداتوری ایشان قیمت دلار 50 تومان کاهش یافت و همه این را به منزله تاثیر گذاری ایشان در کشور تلقی می کنند و به فرض می گویند حالا ثبت نام کرده که وضعیت این است اگر رئیس جمهور شود تصور کنید کشور چگونه نجات می یابد !!!! حال چرا از این زاویه به قضیه نگاه کنیم ؛ بله به این قضیه می شود از دریچه ی دیگری هم نگاه کرد و آن اینکه از این جریان می شود به چراغ سبز نشان دادن مافیای اقتصادی به آقای هاشمی برداشت کرد ...! بله چرا که نه ! شاید با حضور دوباره رفسنجانی در رأس کشور و به عنوان رئیس جمهور؛ دوباره شاهد رانت خواری ها ، دادن فرصت های اقتصادی کلان به آقا زاده ها با پارتی پدر ، به وجود آمدن طبقه اشراف و مرفحین بی درد و خیلی چیزهای دیگر که بماند !!!! آقای هاشمی به قول آقای حداد عادل نمی دانیم چه شده که آقای خاتمی و اصلاح طلبان اینگونه از شما حمایت می کنند !؟ مگر همین آقای خاتمی و اصلاح طلبان نبودند که در سال 76 با انتقاد شدید از دولت شما رأی مردم را جذب کردند ، و حال چه شده از شما حمایت شدید می کنند !؟ شما عوض شده اید یا اصلاح طلبان !؟ حرف آخر : به قول رهبر ، رئیس جمهور باید جوان باشد و دارای قدرت تلاش زیاد ، شما 79 سال دارید در این میان چه می کنید ؟ نکند سن جوانی تغییر کرده !!! یا به قول آیت الله جنتی ، رئیس جمهور باید درد طبقه محروم را چشیده باشد ؛ شخصی که با بنز رفت و آمد می کند و خانه های آنچنانی در شمال تهران دارد ، می تواند درد طبقه محروم و ضعیف را چشیده باشد ؟! کسی که با شدت از پسرش که از فتنه گران سال 88 و دخترش که از فتنه گران و توهین کنندگان عاشورای سال 88 است حمایت می کند ، می تواند رئیس جمهور خوبی باشد ....!!؟ حال تصمیم با شماست ....!
خودم نوشت : هنوز حرف خمینی کبیر یادمان نرفته است که می گفت : اگر کاری انجام دادید که دشمنان خوشحال شدند بدانبد که کارتان اشتباه است ... آقای رفسنجانی ! یار همیشگی امام ...! چرا دشمنان نظام از کاندیداتوری شما خوشحال شدند ...!؟
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 18:29 ] [ داود رحمانی ]
اين روزا اگه بيشتر سايت يا وبلاگها رو بگرديد ؛ همه جا پر شده از اخبار انتخابات و حاشيه هاي موجود در آن ! ولي من خواستم يه كم از اين حال و هوا خارج بشيم و زياد تو اين حاشيه ها گم نشيم ...! به همين خاطر خواستم مثل پارسال خاطره كوهنوردي امسال رو براتون بنويسم كه خيلي از خاطره پارسال خطراتش بيشتر بود !!!!
امسال بهار دسته جمعي ( ايندفعه دارم شعر ميخونم ) با دوستان مثل هر سال تصميم گرفتيم بريم كوهنوردي سه روزه كه هر سال با شروع بهار اون رو انجام مي ديم ! وقتي حركت كرديم هوا كمي باراني بود و نمناك ... با دوستان گفتيم عيبي نداره هوا هم باراني ميشه و مثل تو فيلما رويايي و احساسي !!! اما هر چقدر جلوتر مي رفتيم از شدت احساسمان كاسته ميشد ؛ چون مه غليظي داشت كم كم همه جا رو فرا مي گرفت و هوا ترسناك ميشد و كمي هم به قول شاعر بس ناجوانمردانه سرد بود ! اول خواستيم برگرديم ولي بهمون بر خورد و من به رفقا گفتم : ترسو مُرده و بايد تا آخر ادامه بديم و الا ميگن كم آوردن ... ( ولي كاش نمي گفتم ! ) اونا هم بالاخره راضي شدن و لباساي گرم خودمون رو محكم پوشيديم و به راه خودمون ادامه داديم ... مه داشت كم كم ناپديد ميشد و ما هم اميدوارتر .... اما چشمتون روز بد نبينه !!! يه دفعه هوا عوض شد و يه توده هواي سرد اومد بالاي سرمون و به شدت شروع به باريدن كرد ، اولش باران بود ولي رفته رفته تبديل به برف سنگين شد و ما هم زير اين برف خدا را شكر ميكرديم ! كه خدايا بدتر از اين شرايط هم امكان داره اتفاق بيفته !!؟! اما يه دفعه ديديم كه بدتر از اين شرايط آن بود كه هيچ هيزم خشكي وجود ندارد و همه آنها زير برف و باران شديد خيس شده بودند ! حالا ما بوديم و يك راه دور و دراز كه بايد طي ميشد و يك راه برگشت كه اصلا اميدي به برگشت نبود و دو دست و يك كلّه كه با دو دست محكم بزنيم تو سرمان كه اين چه كاري بود كرديد !!!! كم كم دماي بدن بچه ها داشت پايين ميومد و اميد به زندگي كاهش مي يافت كه يك دفعه مثل تو فيلما ؛ از دور يه كلبه اي رو ديديم كه دود ازش بيرون مياد !!! خدايا زندگي ، يعني اين درست بود ، ما نجات پيدا كرديم !!! رفتيم براي مذاكره و ايشون هم كه اسمشون كربلايي سيف علي بود با مهمان نوازي تمام ما رو پذيرفتن و شب رو در كلبشون به ما پناه دادن ( كه اگه كلبه ايشون نبود صد در صد در پاسي از شب حتما از شدت سرما ميمرديم ) و صبح روز بعد هوا خوب و آفتابي شد و ما به راه خودمون ادامه داديم ....!!! خودم نوشت : از تاخیر پیش اومده در نوشتن مطلب معذرت میخوام ... سعی میکنم تکرار نشه !!! مایی که به اولاد علی عبد و غلامیم ، فدایی امامیم .... گر اذن دهد خامنه ای راهی شامیم ، فدایی امامیم ...!
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:24 ] [ داود رحمانی ]
قال رسول الله ( صل الله علیه و آله ) : فاطمه بضعه منی فمن اذاها فقد اذانی ...
فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را بیازارد مرا آزار داده است ....!!! ولی ای رسول خدا ... کار از اذیت گذشته بود ! سیلی بود و صورت زهرا ، قلاف شمشیر بود و پهلوی زهرا ...
گفت : آرام ،ما خدا داریم ما کجا کار با شما داریم و اگر روضه ای به پا داریم پدر رفته ما عزاداریم پشت در سوخت بال و پر ، اما ... آسمان را به ریسمان بردند آسمان را کشان کشان بردند مادرم داد زد بمان ! بردند بازوی مادرم سپر ، اما ... بین کوچه چند بار افتاد اشک از چشمان روزگار افتاد پدرم در دلش شرار افتاد تا نگاهش به ذوالفقار افتاد گفت : یک روز یک نفر ، اما ...
پس نوشت : ایام شهادت سرور زنان عالم ، حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) تسلیت باد ... [ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 10:8 ] [ داود رحمانی ]
سال 1391 با تمام خوبی ها و بدی ها ، با تمام زشتی و زیبائی هایش به پایان رسید و یک سال دیگر از عمر گرانمایه گذشت و حال خود می دانیم و نه هیچکس دیگر که در این سال موفق بودیم یا ناموفق ( و ان شاء الله که موفق !!!) مقام معظم رهبری نیز امسال هم مانند سال های قبل در آغازین لحظات سال 1392 در محافل خانوادگی مردم از طریق تلویزیون حضور پیدا کردند و حرف ها و مباحث مهم و ضروری کشور را همچون قبل با مردم در میان گذاشتند و مانند سال های گذشته با یک رویکرد خاص امسال را نیز نامگذاری کردند ... سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی ... اما به راستی کمی در سخنان پیام نوروزی ایشان و سخنرانی که در حرم مطهر رضوی داشتند تامل نمودید !!!؟؟؟ هدف ایشان از حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی چیست ؟ اگر به فرهنگ های لغت فارسی رجوع کنید ( مانند من ) و کمی در مورد کلمه " حماسه " تحقیق کنید کم و بیش متوجه منظور ایشان خواهید شد !! در فرهنگ لغت فارسی کلمه حماسه به معنای دلیری – شجاعت – دلاوری – رجزخوانی و... آمده است و حال این معانی چه ارتباطی با پیام نوروزی ایشان دارد؟؟!! اگر توجه کنید ما امسال انتخابات ریاست جمهوری را در پیش رو داریم و شاید بتوان گفت مهم ترین رویداد سیاسی امسال همین انتخابات باشد که همیشه با جنجال هایی نیز همراه است . شاید بتوان هدف از به کار بردن کلمه حماسه را در مورد سیاست اینگونه تعبیر کرد که خود مردم باید دلیرانه و با شجاعت مانند قبل در این عرصه نیز وارد شوند و با دلاوری تمام نگذارند که حوادث غم بار سال 88 یک بار دیگر به وقوع بپیوندد و با قدرت تمام جلوی سوء استفاده های دشمنان قسم خورده را از این موقعیت حساس بگیرند ( همچنان که در قضایای 88 نیز بعد از ورود مردم به صحنه ، حوادث ختم به خیر شد ...!) و این بار نیز با رجزخوانی دلاورانه ، خود را در میدان نبرد سیاست بر تمامی جهانیان تحمیل کنند که ایرانی مسلمان این است و اگر کاری را بخواهد انجام دهد به امید خدا ... حتما می تواند ... ... بنده نکاتی چند از سخنرانی ایشان را یادداشت کردم شاید برای شما هم مهم باشد ...!!! ۱- در ابتدا و قبل از گفتن هر چیزی ایام فاطمیه را متذکر شدند که نباید مورد غفلت واقع شود و تکریم احترام باید حفظ شود . ۲- گرانی های موجود و تورم در بازار را متذکر شدند و گفتند که همه اینها تقصیر تحریم ها نیست و سهل انگاری و کم کاری برخی مسئولین داخلی هم در نقشه تحریم به کمک دشمنان آمد . ۳- چراغ سبز نشان دادن به اصلاح طلب ها برای حضور در کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری ۴- پیروزی نسبی ملت ایران در موضوع تحریم ها و مباحث اقتصادی ۵- ابراز رضایت از بصیرت و وقت شناسی مردم ایران به خاطر حضور به موقع در صحنه ها پس نوشت ۱ : سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم سالی نورانی و پر نشاط توام با موفقیت های فراوان برای همه باشه ... پس نوشت ۲ : از تاخیری که پیش اومد و نتونستم مطلب جدیدی رو بنویسم از همه معذرت !!! شیرین ترین سخن رهبر در حرم مطهر رضوی : رژیم صهیونیستی در قواره و اندازهای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید و اگر غلطی از آنها سربزند جمهوری اسلامی تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد... [ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 12:53 ] [ داود رحمانی ]
چرا برنج روز به روز گران مي شود ؟! همه اش تقصير دولت است ... ، چرا به يكباره پرايد 10 ميليوني مي شود 20 ميليون ؟! همه اش تقصير دولت است ... ، چرا بايد لوازم خانگي به اين سرعت افزايش قيمت داده و قيمت هايش سرسام آور شود ؟! همه اش تقصير دولت است ... ، چرا شير بايد به اين گراني باشد كه هيچ كس نتواند كلسيم مورد نياز بدنش را تامين كند ؟! همه اش تقصير دولت است ... ، اين تورم و گراني باعث مي شود كه جوانان كمتر به ازدواج تمايل داشته باشند ؛ اين هم تقصير دولت است ... ، چرا بايد لاستيك ماشين به يكباره اينقدر گران شود ؟! همه اش تقصير دولت است ... !! چرا، چرا و چرا ... و ده ها چراي ديگر .. اين حرف ها بعضي از آن صحبت هايي است كه اين روزها نُقل خيلي از محافل خانوادگي يا دوستانه ماست و همه براي خودشان تعبير و تحليلي ارائه مي دهند و به اين نتيجه مي رسند كه همه اين ها تقصير دولت است ، پس بايد آنها را با شديد ترين لحن ها كوبيد !!! بنده هم منكر اين گراني ها نيستم و شايد به خاطر شهريه كمي كه دارم ، كمي بيشتر از شما اين گراني ها برايم ملموس باشد ، اما سخن من اين است كه حق با شماست و بايد از اين دولت انتقاد كرد ؛ اما انتقاد هم بايد با اندكي انصاف همراه باشد !!! درست است كه بيشتر اين گراني ها به خاطر بي تدبيري دولت است ولي با اندكي تامل و به عقب برگشتن مي بينيم كه كسان زيادي هستند كه از همان ابتدا نمي خواستند اين دولت به سرانجام برسد و بعضي از آقازاده ها از اين شلوغي بازار استفاده كرده و با قدرت نفوذي كه در داخل و خارج از كشور دارند ، بعضي از كارها را انجام مي دهند !!! يكي از ايرادهاي ما اين بود كه از اول متكي به پول نفت بوديم و في الحال هم نتوانستيم به صورت چشمگير اين وضعيت را عوض كنيم و الان كشورهايي مانند هند ، نفت ما را مي خرند ولي هنگام پرداخت پول ؛ چون بانك مركزي ما تحريم است ؛ پولي بابت آن نمي دهند و در عوض آن به ما پيشنهاد مي كنند كه كالايي را از كشور آن ها بخريم ( كه همان چاي و برنج پلاستيكي هند است ) !!! درست است كه تحريم ها از اول انقلاب بوده ولي بايد قبول كرد كه در حال حاضر شدت آن بيشتر شده و آنها قصد فلج كردن اقتصاد نوپاي ايران را دارند و براي نمونه هم مي توان به همين تحريم بانك مركزي جمهوري اسلامي اشاره كرد كه نمي گذارند پول نفت كشورمان به آن واريز شود ... حال تحريم از اين بالاتر !!! سخن بنده اين است كه بايد در برابر كارهاي غلط انتقاد كرد ولي با اندكي انصاف !!! وقتي از اين دولت انتقاد مي كنيم ( كه خود بنده نيز يكي از منتقدان شديد هستم !!) بايد نيمه پر ليوان را هم در نظر داشته باشيم و فقط به صرف نيمه خالي ليوان استناد نكنيم !!! خدماتي در اين دولت ارائه شده است كه بدون شك مي توان گفت بيشتر و بالاتر از دولت هاي قبلي بوده است ، هر چند ايرادات زيادي هم بر آن وارد است ؛ اما بايد اين خدمات را هم در نظر داشته باشيم ... پس انتقاد بايد منصفانه باشد ...!!! امام خمینی ره : مردم عزیز زیر فشار چرخهاى زندگى و اقتصادى همان گونه که تا به حال براى خدا و دین او مقاومت کردهاند، بعد از این نیز با تمام توان استقامت مىکنند؛ و الّا همه زحمات این سالیان پردرد و اضطراب و افتخار از بین خواهد رفت... حال انتخاب با شماست... !!! [ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ 10:53 ] [ داود رحمانی ]
شاید تاکنون نام آرماگدون را شنیده باشید که از آن به عنوان جنگ آخرالزمان تعبیر می شود و غرب و صهیونیزم هم مانور زیادی روی این جنگ می دهند و معتقدند که این جنگ در منطقه ای در فلسطین اشغالی روی خواهد داد و البته پر واضح است که از این تعابیر و صحبت ها برای منافع دنیایی خود استفاده خواهند کرد و نقشه های شومی را نیز در سر می پرورانند ؛ و با توجه به تعبیر مقام معظم رهبری که فرمودند : غول رسانه ای و تبلیغاتی جهان در اختیار آنهاست ، تاکنون توانسته اند افکار و اذهان زیادی را متوجه و هماهنگ با سیاست های پلید و خصمانه خود نمایند ؛ و البته یکی از این نقشه های پلید همان بحث آرماگدون است . اما سوال اینجاست که آیا آرماگدون فقط زائیده تفکرات منحرف غرب و یهود است و آنها چند سالی است که این برنامه ها را برای تسلط و سیطره بر جهان پی ریزی کرده اند یا اینکه این قضایا ریشه در احادیث و روایات ما دارد و ائمه ع از قبل خبر از وقوع چنین حادثه ای داده اند ؟!! اگر کمی در کتب روایی مانند کافی و غیبت نعمانی و امثال آنها تحقیق و جستجو کنیم ، در خواهیم یافت که آرماگدون ریشه در احادیث و روایات ما دارد و در زبان ائمه ع از آن به نبرد قرقیسیا (جنگ آرماگدون) تعبیر شده است و آمده است که : قرقیسیا بلندی های همجوار با شهر دیر الفزور سوریه نزدیک مرز سوریه با عراق و در فاصله کمی از مرز ترکیه است . طبق روایات نبرد بزرگی در آنجا به وقوع خواهد پیوست که وقت آن مشخص نیست اما بعضی روایات آن را نبرد بین سفیانی که در زمان امام مهدی عج خروج خواهد کرد ، مرتبط دانسته اند و البته بعضی از روایات علت آن جنگ را گنجی دانسته اند که در بستر رود فرات ظاهر می گردد و بر سر آن جنگ بین سفیانی و ترک ها ( احتمالا منظور از ترک در بیشتر روایات کشور روس ها می باشد ) در می گیرد ؛ دکتر علی کورانی نویسنده کتاب عصر ظهور چنین تعبیر کرده اند که احتمالا منظور از گنجی که در بستر رود فرات وجود دارد ، منظور همان ذخایر بزرگ نفت در آن منطقه می باشد که در حال حاضر از نفت به عنوان طلای سیاه یاد می شود . یکی از آن روایات فراوانی که در مورد نبرد قرقیسیا و اینکه باعث آن گنج حاشیه رود فرات است ؛ این است که پیامبر ص فرمودند : فرات کوهی از طلا و نقره را بر ملا کند ، بر سر آن جنگی در گیرد که از هر 9 نفر هفت نفر کشته شوند . اگر آن روز بودید نزدیک ماجرا نشوید ! از لحن روایت پیداست که جنگ سختی خواهد بود اما چیزی که در آن جای ابهام وجود دارد این است که آیا مکانی که غربی ها برای جنگ آرماگدون تعیین کرده اند واقعیت دارد یا باز هم یکی از استراتژی ها برای سلطه بیشتر بر آن منطقه !!!؟؟؟ پس نوشت : ولادت با سعادت پیامبر اکرم ص و امام صادق ع پیشاپیش بر همه ارادتمندان مبارک باد ... [ شنبه هفتم بهمن 1391 ] [ 8:32 ] [ داود رحمانی ]
در علم روانشناسی روز دنیا به اثبات رسیده است که هر چه انسان شخصیت فرد دیگری را بیشتر بشناسد ، علاقه اش به وی زیادتر می شود . حتما این آیه را تا به حال شاید صد بار و یا بیشتر شنیده اید :« و لکم فی رسول الله اسوة حسنة » ولی آیا به این فکر کرده اید که چگونه حضرت رسول اکرم ص برای ما بهترین الگوست ؟ آن هم در تمامی زمینه ها !!! در این مقاله که به مناسبت رحلت جانگداز خاتم پیامبران حضرت محمد ص آن را می نویسم ؛ بُعدهای جدید شخصیتی حضرت را که شاید تا به حال نشنیده و یا کمتر شنیده اید را بازگو می کنم ؛ البته با استفاده از کتاب همنام گلهای بهاری ... : آقایان : به مردی فرمود : موی سر و سیمای خود را اصلاح کن ، این کار بر زیبایی ات می افزاید . فرمود : کسی از شما شارب ( سبیل ) خود را بلند نکند ؛ چیدن موی بینی را مستحب اعلام کرد و فرمود : شارب و موی بینی خود را بچینید و خود را بر این کار ملزم کنید ، این کار بر زیبایی شما می افزاید . شانه زدن موی بلند را مستحب بر شمرد و فرمود : شانه زدن موی برای هر نماز پاداش دارد . می فرمود : لباس های خود را بشویید و موهای خود را کوتاه کنید ؛ آراسته و پاکیزه باشید ، زیرا یهودیان این چنین نکردند و زنانشان زناکار شدند . بانوان : به بانوان اجازه داده بود موی سرشان را رنگ مشکی بزنند . به بانوان و حتی به دوشیزگان « فرمان » داده بود دستان خود را با حنا خضاب (رنگ) کنند ؛ خانم ها برای آراستگی پیش شوهران و دوشیزگان برای آن که دستانشان مانند دست مردان زمخت نباشد . از خانم ها می خواست ناخن هایشان را بلند کنند و آن را زینت و آرایش می دانست . ( البته ناگفته نماند که منظور از خانم ها در اینجا زنان شوهردار است ) کرم زدن ( روغن مالیدن ) : مالیدن روغن را دوست می داشت و از ژولیدگی متنفر بود . می فرمود : مالیدن روغن شوربختی را می برد . ابتدا ابروها و بعد شاربش را روغن می مالید ، سپس موی سرش را روغن می زد . مالیدن روغن زیتون و روغن بنفشه را مستحب اعلام کرد . از یارانش می خواست یک روز در میان روغن بمالند . [ می فرمود : تن پوش خود را نیکو کنید ، لوازم خود را سامان دهید ، آنچنان که در میان مردم مانند یک خال آشکار باشید ] . در خانه : در خانه اش خجول تر از دوشیزگان بود ؛ از اهل خانه نه غذایی می طلبید و نه علاقه اش به خوردنی ها را ابراز می کرد . اگر غذایش می دادند می خورد ، آنچه می دادند می پذیرفت ؛ و آنچه نوشیدنی می دادند می نوشید ، چه بسا خود برای خوردن و نوشیدن بر می خاست . در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می کرد . چون به منزل می آمد وقت خود را به سه بخش تقسیم می کرد ؛ بخشی برای خدا ، بخشی برای خانواده و بخشی هم برای خود . در خانه را خود باز می کرد و گوسفندان را نیز خود می دوشید . به خانواده اش عذای خوب می داد . شوخی کردن : حسین بن زید می گوید : از امام باقر ع پرسیدم : آیا پیامبر هم شوخی می کرد ؟ فرمود : از مهربانی او به پیروانش این بود که با آنها شوخی می کرد تا بزرگی اش برای آنها جلوه نکند . عبدالله بن حارث می گوید : کسی را شوخ تر از رسول خدا ص ندیدم . خود حضرت نیز می فرمود : مومن خوشرو و بذله گوست ؛ و منافق تُرشرو و خشمگین . روزی حضرت با اصحاب نشسته بود ، پایش را به آنها نشان داد و پرسید : این پای من شبیه چیست ؟ یکی از اصحاب گفت : مانند ستونی استوار است ، دیگری گفت : مانند کوهی عظیم است و... اما حضرت فرمود : این پای من شبیه پای دیگرم است ...
و مطالب زیادی که اگر بدانیم حتما ارادتمان نسبت به حضرت ص دو چندان خواهد شد اما به خاطر ضیق جا و به خاطر اینکه از حوصله مخاطب خارج است ، از نوشتن ادامه صرف نظر می کنیم .
پس نوشت : پیشاپیش رحلت جانگداز رسول اکرم ص و شهادت امام حسن و امام رضا علیهم السلام تسلیت باد . [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 13:12 ] [ داود رحمانی ]
از چندين سال پيش بود كه پروژه اي جديد از طرف صهيونيزم و و استكبار جهاني كه همان آمريكا و كاسه ليسان سفره اش هستند ، كليد خورد ؛ و آن پروژه ي پايان جهان در 21 دسامبر 2012 ( 1 دي 1391 ) بود ؛ پروژه اي كه مانند برنامه هاي ديگر آنها براي ايران هراسي و اسلام هراسي طراحي شده بود . از همان زمان ، شروع به ساختن چندين فيلم و مستند سينمائي كردند كه از جمله آن مي توان به فيلم 2012 و ايرانيوم اشاره كرد كه در اين فيلم ها ايران را تهديدي براي امنيت جهان معرفي كرده بودند و همچنين چندين فيلم ديگر كه هدف از ساخت آنها تشويش افكار جهاني براي رسيدن به اهداف پليدانه شان بود . هر چه قدر به اين تاريخ نزديك تر مي شديم شايعات زيادتر مي شد ؛ شايعاتي كه نه بنيه علمي داشت و نه توجيه علمي مانند سه روز تاريكي زمين ، خشكسالي جهان و شايعاتي از اين دست كه فرصت را براي سودجويان آماده كرد تا از اين آشفته بازار جهاني به نفع خود استفاده كنند و با ساختن پناهگاه هاي معمولي آنها را به قيمت گزاف بفروشند . *** و همه از قبل مي دانستيم كه اين بار نيز اين پروژه مانند پروژه های قبلی شكست خواهد خورد و همان طور كه ديديم شكست خورد *** اما روي سخن من با مسلمانان و ايراني هاي عزيز است كه از آنها انتظار نمي رفت كه اين مزخرفات را باور كنند ولي در كمال ناباوري و تعجب ديديم و شنيديم كه بعضي از هموطنان عزيزمان اين مزخرفات را باور كرده اند ؛ ما ايرانيها كه در ارادت به اهل بيت ( عليهم السلام ) زبانزد جهانيم متاسفانه در اين قضيه آن همه احاديث را نديده گرفتيم ، همان حديث هايي كه مي فرمايند : « كَِذبَ الوَقاتون » يعني زمان تعيين كنندگان براي قيامت دروغگو هستند يا همان آيه شريفه اي كه مي فرمايد : « يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ قُل إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ » درباره قيامت از تو سؤال مىكنند، كى فرامىرسد؟! بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هيچكس جز او نمىتواند وقت آن را آشكار سازد. اعراف ۱۸۷) ...!!!! يكي از اقوامي كه در تهران ساكن هستند مي گفت در چندين محله از تهران آن روز يعني 21 دسامبر 2012 كه بنابر گفته آمريكا و هم دستانش قرار بود دنيا به پايان رسد ؛ مردم نذر و نياز فراواني مي كردند ! بعضي ها قرباني ذبح مي كردند و بعضي ها هم غذاي نذري پخش مي كردند تا در آن روز اتفاقي برايشان نيافتد و آن روز قيامت نشود ! اما غافل از اينكه اگر قيامت شود هيچ چيز جلودار آن نيست ؛ زماني كه كوه ها مانند پشم حلاجي شده به حركت درآيند و ستاره ها بي نور و خاموش شوند ... يعني كوچك ترين توجهي به خيل كثير آيات و رواياتي كه اين حرفها را دروغ اعلام داشته اند ، نكرده اند ... اما بنازم به ايمان آن سيب زميني فروشي كه در آن روز بدون اعتنا به اين مزخرفات پشت وانت سفيد رنگش فرياد مي زد : سيب زميني كيلوئي 400 ، دو كيلو ببر 750 ... |
||