تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 14:19 | نویسنده : داود رحمانی
با سلام خدمت دوستان و مخاطبان عزیز ....

از دوستان گرامی درخواست دارم تا برای حمایت از وب سایت بنده؛ لوگوی طراحی شده این وب سایت رو که در سمت چپ وبلاگ قسمت پایین قرار دارد، در وبلاگ خود قرار دهند !!

ممنون از لطف و محبت شما ...

                 



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 | 21:2 | نویسنده : داود رحمانی

اسلام !!! همان مظلومی است که این روزها هر کسی با هر فکر و تفکری و شاید با کمترین اطلاعی از مبانی و رهنمودهای آن چیزی را به آن نسبت می دهد که شاید اگر خود « اسلام » در شکل و صورت یک انسان بود از شنیدن این چیزها « شاخ » در می آورد. وزارت های ارشاد همانطور که می دانید محلی است که با توجه به نام آن باید اشخاصی در رأس آن قرار گیرند که به مبانی اسلامی آشنایی داشته و نگذارند تا هر چیزی را به نام اسلام در جامعه ترویج کنند و صدایی هم از کسی در نیاید !!!

در طول دولت های مختلفی که بعد از انقلاب اسلامی با رأی مردم تشکیل یافته است اشخاص متفاوتی نیز با سلیقه ها و با تفکرات متفاوت در رأس این وزارت بسیار حساس قرار گرفته اند که هر کدام به فراخور آشنایی خود با مفاهیم اسلامی عملکردها و فعالیت های خوب و بدی داشته اند مانند جناب خاتمی ، مهاجرانی ( که وزیر ارشاد دولت اصلاحات بود و بعد مدتی به لندن فرار کرد و در مصاحبه ای زنده با شبکه جاسوسی BBC امام زمان ع را نفی کرده و اینکه قرآن کلام خدا است و کلام انسان نیست را یک دروغ دانست ) ، حسینی و در دولت کنونی نیز جناب آقای جنتی !!! اما این بزرگواران با توجه به تفکرات و سیاست ها و خط مشی های رئسای جمهور انتخاب شده اند ؛ بنابر این در اشتباهات آنها نیز می توان رئیس جمهور را هم دخیل دانست و او را نیز به خاطر انتخاب چنین وزیری باز خواست کرد !!

در دولت کنونی که با شعار اعتدال !!! وارد میدان سیاست و مدیریت اجرایی کشور شده است جناب علی جنتی به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شد تا همانطور که اشاره کردیم عملکردهای جامعه را که در حیطه مسؤولیت آنها است بسنجد و در صورت اسلامی بودن و عدم تعارض با فرهنگ اسلامی مجوز نشر و پخش و در غیر این صورت مجوز آن را لغو نماید . در این میان و در سالی که مقام معظم رهبری نگرانی خود را از فرهنگ کشور اعلام نمودند و این نگرانی ها از سخنرانی های اول سال و نام گذاری امسال از سوی ایشان کاملا هویدا است، وزارت محترم ارشاد در نامه ای آمادگی خود را برای برآورده نمودن منویات فرهنگی ایشان اعلام کردند که جای بسی امیدواری بود ولی در ادامه به قول معروف « ناگهان سِلکنجَبین صفرا فزود ....

در سالی که منتظر اقدامات خوب فرهنگی از سوی وزارت ارشاد بودیم عملکردهای ایشان بارقه های امید را در دلها  خاموش کرد و با دادن مجوز ادامه فعالیت به نشر چشمه و کتاب های ضد فرهنگی آن، عدم موضع گیری در برابر نشریات و روزنامه هایی مانند آسمان که مقدسات را مورد اهانت قرار داده بودند و در همین اواخر نیز با دادن مجوز برگزاری نمایشگاه های زنده « فشن اسلامی !!!!!!!!!!!!!!!! » به کلی فرهنگ دوستان و دلسوزان عرصه فرهنگ را مأیوس نمود.

بله درست خوانده اید ... فشن اسلامی ... !!! و حال ما نمی دانیم با چه زبانی از این اقدام ضد فرهنگی وزارت ارشاد تشکر کنیم که برای دور نماندن جامعه اسلامی ما و بانوان آن از مدهای روز دنیا که در غرب طراحی می شود و اصلی ترین هدف آن برهنگی است و بارها نیز تقلید طراحان داخلی از آنها مشاهده شده است؛ به این اقدام دست زدند ! اقدامی که سراسر تناقض است !! اصلا ذات اسلام با برگزاری چنین نمایشگاه هایی که زنان روی استیج قرار می گیرند و با اشکال خاصی برای بیشتر نشان دادن خود روی آن راه می روند مخالف است و مخصوصا اینکه اینگونه نمایش های زنده با حضور آقایان برگزار می شود !! مسؤولان وزارت ارشاد برای توجیح این اقدام خود چنین دلیل آورده اند که در کشورهای ترکیه و مالزی و اندونزی نیز این نمایشگاه ها برگزار می شود !! آخر برادر من این که نشد دلیل !! مگر در ترکیه و مالزی و اندونزی به جز نام چیز دیگری از اسلام باقی مانده است که شما آنها را دلیل می دانید !!! با یک نیم نگاهی به این کشور می بینید که به جز نام چیزی دیگری از اسلام نیست و برای کشور اسلامی ما که داعیه دار صدور انقلاب خود به تمام جهان هستیم ( و با الطاف الهی نیز به آن رسیده ایم ) این مسائل نباید روی دهد !!! به امید روزی که این بزرگواران نیز دغدغه فرهنگ اسلامی داشته باشند ...

البته ناگفته نماند که ما با مد و لباس های شیک پوشیدن مخالف نیستیم و اتفاقا اسلام، تمیز و مرتب پوشیدن را مستحب نیز می داند و خودمان نیز اینگونه هستیم ...

در ادامه مطلب به چندین عکس در این زمینه که نشان دهنده عمق فاجعه است توجه کنید !!


خودم نوشت:

دلتنگ نشده ای تا ببینی ؛ چگونه خوب ترین خاطره ها بی رحم ترین آنها می شود ....

   



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دهم تیر 1393 | 16:10 | نویسنده : داود رحمانی

شهید مطهری (ره) مثال خوبی دارد که مشهور به قطار بی حرکت است! بدین صورت که همه دیده اند تا وقتی قطار حرکت نکرده و یک جا ساکن و ایستاده است کسی با او کاری ندارد و از کنارش به راحتی و بدون کوچک ترین توجهی  عبور می کند ولی وقتی همین قطار حرکت کرد بچه ها به دنبالش می دوند و از دور و نزدیک به سوی آن سنگ پرتاب می کنند !! اگر بخواهیم این مثال را با دنیای واقعی تطابق دهیم بهترین نمونه برای آن ایران اسلامی است ! چند سال به عقب برمی گردیم ؛ به سال های قبل از انقلاب ؛ به زمانی که کشور در دست بیگانگان بود و انگلیس و آمریکا هر کاری که دلشان می خواست در کشور انجام می دادند و هیچ کسی هم جلودار آنها نبود ؛ چون خود شاه و تمام دار و دسته اش هم مزدور همین انگلیسی ها و آمریکایی ها بودند ! ولی کسی آمد و مردم را متوجه قدرت درونشان کرد و اینکه ای مردم! دین شما دستور داده است در مقابل زور گویی و زیاده خواهی ایستادگی و قیام کنید ! همه قیام کردند ؛ شهید دادند ولی بالاخره کشور را از زیر یوغ و سلطه دشمنان خارج ساختند و ایرانی آباد و آزاد برای خود از نو بنا نهادند !

 حال دیگر این قطار به حرکت افتاده بود و آن قطار ساکن دیروزی نبود بلکه همه اهدافش ؛ همه تفکراتش و همه مردمش تغییر را احساس کرده بودند و دشمنان هم دیگر این قطار در حال حرکت را نمی توانستند تحمل کنند پس شروع کردند به پرتاب کردن سنگ به سمت این قطار در حال حرکت و هر چه می توانستند او را زدند با هر وسیله ای ! یک روز با ایجاد غائله های مختلف از جمله کرد و عرب و ترک، یک روز با ترور شخصیت های انقلاب، یک روز با تحمیل جنگ هشت ساله مقدس و وقتی اینها جواب نداد به تحریم روی آوردند؛ تحریمی همه جانبه البته به بهانه های مختلف مانند ساخت بمب اتم و حمایت از تروریسم در منطقه در حالی که مثل روز برای همه روشن بود که آنها با این قطار در حال حرکت مشکل داشتند؛ با اصل این نظام و مردمش مشکل داشتند و اصولگرا و اصلاح طلب هم اصلا برایشان فرقی نداشت بلکه اگر کوچک ترین فرصتی می یافتند همه را یک جا به باد فنا می سپردند!

چند نکته برای استفاده کنندگان از ماهواره :

L N B  موجود در نوک ماهواره یا همان دیش، یک سیستم هم گیرنده و هم فرستنده است ؛ بدین صورت که از طریق همینLNB  که به شبکه NSA آمریکا متصل است تمامی وب کم های روشن یا در حالت on را جستجو می کند و اگر روشن بود از طریق همین وب کم های روشن از محیط خانواده شما فیلم بردای نموده و در یکی هزاران شبکه ماهواره ای موجود پخش می کند...

در ادامه مطلب به مصاحبه از خانواده ای که به خاطر استفاده از ماهواره به تباهی و طلاق کشیده شده توجه کنید !!! پیشنهاد می کنم حتما بخوانید ...

                              مراقب باشید ... دشمن در کمین است !!! همین حوالی


خودم نوشت:

امام علی ع می فرمایند : اگر کسی هنگام افطار دعای « بسم الله اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انک انت السمیع العلیم » را بخواند ثواب او به اندازه تمام کسانی که در آن روز، روزه گرفته اند خواهدبود.

لحظه افطار ما را نیز دعا فرمائید ...

   

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 | 15:56 | نویسنده : داود رحمانی

با سلام خدمت دوستان عزیز ...

از اینکه نتونستم پست جدیدی رو تو وبلاگ بذارم از همه معذرت می خوام ولی به پیشنهاد یکی از دوستان سوال و جواب مطرح شده بین بنده و یکی از مخاطبان گرامی به نام خانم رخساره در مورد انقلاب اسلامی که بیشتر شبیه به شبهات بود رو در قالب این پست بدون کم و زیاد مطرح می کنم ؛ شاید مفید فایده واقع بشه !

هر چند موضوعات جدیدی برای نوشتن در ذهن داشتم ولی به خاطر شروع امتحاناتم متاسفانه نمی تونم بنویسم! قضیه شبهات ایشون این طور شروع شد :

بحث من اینه که این انقلاب از اول اشتباه بود !!
حالا که بدون هیچ چاره داریم توی این مملکت زندگی میکنیم پس اجازه بدین عقاید خودمو داشته باشیم و با بولدزر تخریبمون نکنین ...

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :

در عصر نبی گر که شکستند همه عهد علی را    گر خانه نشین کرد عدو از ستم خویش ولی را

ما درس گرفتیم در این نهضت اسلامی ایران        تنها نگذاریم دمی رهبر خود سید علی را ...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 | 20:28 | نویسنده : داود رحمانی

هنر همواره در طول تاریخ یکی از بهترین ابزارها برای ارتباط با مردم بوده و از این ابزار بسیار قدرتمند در همین مسیر استفاده های فراوانی برده شده است. اما از وقتی که پای جعبه جادویی یا همان تلویزیون به خانه ها باز شد در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست خود را به یکی از اعضای بی بدیل خانواده ها تبدیل کند و همواره قسمتی از اوقات فراغت مردم و شاید قسمت اعظمی از آن با این رسانه جادویی سپری می شود . فیلم و سینما نیز یکی از ابزارهای بسیار قدرتمند هنری بوده که هم از آن می توان به عنوان وسیله ای برای بیان عقاید استفاده کرد و آن را که یک هنر بی بدیل است در راه درست استفاده نمود و یا آنکه آن را در راه دیگری که منجر به گمراهی مردم به وسیله ساختن فیلم هایی با محتوای مستهجن که صرفا استفاده گمراه کننده دارد، می شود به کار برد !! سینمای ایران نیز کم و بیش در این زمینه ها فعالیت هایی دارد اما متأسفانه کمتر کارگردان و تهیه کننده ای حاضر می شود فیلم هایی برای ابراز عقاید و تبلیغ عقاید دینی خود بسازد مانند سینمای هالیوود که بارها و بارها همان هدف استعماری و استکباری ضد ایرانی و اسلامی خود را با ساختن فیلم هایی با هزینه های گزاف به نمایش گذاشته است مانند فیلم 24 که به گفته دکتر عباسی [ استراتژیست معروف ] هر قسمت آن برابر با 500 صفحه کتاب است !!!!!!

اما بازیگران سینما نیز در این میان بی تأثیر نبوده و نیستند و با بازی در نقش های فاخر و البته توانایی های خوب خود اثرات بسیار ماندگاری را در ذهن و خاطره مردم به یادگار می گذارند مانند سریال امام علی (ع) یا فیلم مختار ثقفی که در خارج از کشور هم خواهان فراوانی دارد !!

اما حرف من سر این مباحث نیست ! بحث بنده بر سر عقاید بازیگران و زندانی شدن هنر و سینما در دستان قشری خاص است که کمتر تمایلی به انقلاب و صادر کردن فرهنگ اسلامی آن دارند [ البته برخی از بازیگران از این بحث خارج هستند ] حال با چنین شخصیت هایی چگونه می توان فرهنگ انقلاب و اسلام را صادر کرد ؛ جای سوال است ؟؟!! به قدری این مسأله ی مقید نبودن بازیگران به انقلاب شهره خاص و عام است که وقتی بازیگری بر خلاف آن عمل می کند مورد شدید ترین تخریب ها واقع می شود !! پس فرهنگ در این سینما کجا قرار دارد ؟ حتما متوجه شده اید که مطلبم در چه موضوعی است ! چندی پیش خانم الهام چرخنده در یک اقدام بسیار پسندیده در لحظه سال تحویل سال نو را به رهبر عزیز ایران اسلامی تبریک گفت اما احتمالا این کار ایشان مذاق بسیاری را که تعهدی در قبال فرهنگ این کشور ندارند بسیار تلخ نمود ؛ چرا که برخی هایی که آبشخور آنها مانند روز معلوم است از کجاست شروع به تخریب این بازیگر انقلابی با شدیدترین لحن ها کرده و حتی در صفحه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ فیسبوک ایشان مورد تمسخرهای فراوان قرار گرفتند! حتی به گفته ایشان آسیب هایی از قبیل ضرب و شتم خودشان و شکستن شیشه ماشینشان را نیز بعد از این اقدام متحمل شده اند!! اما تعجب اینجاست که بسیاری از رسانه ها در این زمینه سکوت کرده و هیچ عکس العملی از خود بروز ندادند که جای بسی تأسف است ! به گفته خود خانم چرخنده بسیاری به ایشان پیامک زده اند که سینمای ایران جای امثال شما نیست ! سوال اینجاست، پس جای چه کسانی و چه بازیگرانی است ؟؟ اگر در کشور انقلابی بازیگر انقلابی جایی ندارد پس حتما این سینما جای افرادی مانند خانم «بهاره رهنما» است که در میتینگ های سیاسی سال 88 برای آقای میر حسین موسوی سنگ تمام گذاشت ؟!! اما رسانه ها بدانند که در این زمینه قصور بسیار کردند و انتظار در این زمینه بالا بود !! هر چند این روزها هوای شهر کمی تاریک است ......


خودم نوشت:

میشود باران ببارد همین امشب!!!
قول میدهم فقط بویش را حس کنم اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش میکنم ....میشود؟
خدایا! دلم به اندازه تمام قطره های باران تنگ است ...

     



تاريخ : سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 | 18:51 | نویسنده : داود رحمانی


شاید تیتر مقاله برای شما هم کمی عجیب باشد اما تعجب نکنید این همان خواسته رئیس جمهور است که چند روز پیش در افتتاحیه نمایشگاه کتاب تهران گفت که شناسنامه دارها انتقاد کنند؛ بنده هم چون شناسنامه داشتم خواستم یک قلم فرسایی کرده باشم تا حرف رئیس جمهور روی زمین نماند !!! اما وقتی انتقاد می کنیم دوستان ایراد می گیرند که زبان نقد شما بسیار تیز است و چرا به دولت فرصت نمی دهید و به جای همکاری با دولت فقط از آن انتقاد می کنید و اگر هم انتقاد نکنیم و حرف نزنیم خودمان نمی توانیم طاقت بیاوریم ! اکنون نیز نمی دانیم انتقاد را از کجا شروع کنیم از مراسم اشرافی جشن  همسر جناب رئیس جمهور به بهانه روز زن که آن را در نطفه خفه کردند و نگذاشتند تا کسی از آن انتقاد کند یا حرفی بزند، اما جناب رئیس جمهور محترم به همسر گرامی خویش بفرمائید اشتباهات ایشان نیز پای شما نوشته می شود پس چه لزومی دارد در این آشفته بازار اقتصادی کشور همسر شما آن جشن اشرافی را راه انداخته و به همه همسران معاونان و همسران سفرای دیگر کشورها نفری 5 سکه بهار آزادی هدیه بدهد ؟ [ مطمئن باشید اگر شما در این موارد رعایت کنید مردم هم از گرفتن یارانه که دیگر کم مانده بود حدیثی هم از پیامبر اکرم (ص) در مورد انصراف از یارانه بیاورید، انصراف می دهند ] حالا نمی خواهیم در مورد اتفاقات افتاده در خود جشن نوروز حرفی بزنیم که خانم « آلبا کلرن» خواننده و رقاص مشهور مصری نیز در آن شرکت داشتند و بقیه ماجرا ! چرا که با این وزارت ارشادی که ما داریم این چیزها مطمئنا اگر پیش نیاید باید تعجب کرد و به شگفت آمد ... وزارت ارشادی که به گروه سگ های زرد ایرانی که در آمریکا ساکن بودند و فعالیت موسیقی آنها رپ و زیر زمینی بود و به طور مرموزی کشته شدند، از جیب بیت المال 100 میلیون تومان ناقابل هزینه کرد و آنها را به کشور بازگرداندند و جالب اینکه در قطعه هنرمندان هم دفن شدند!

چه کار کنیم که دلمان از وزارت ارشاد پر است و نمی توانیم نگوئیم ! البته حرف در این باره برای گفتن زیاد است مانند ملاقات وزیر ارشاد با رهبر فتنه 88 یعنی جناب خاتمی که فعلا لیدر و رهبر فکری ایشان هم هستند [ در حالی که جناب وزیر یک قدم رنجه نکردند تا تشریف ببرند به اختتامیه جشنواره فیلم عمار که البته چون مخالف با تفکرات ایشان است گفتند وقت نکردم !!!!!! ] و یا از رفع پلمپ نشر چشمه که از چند سال قبل به خاطر انتشار رمان های با محتوای مستهجن و جنسی توقیف بود صحبت کنیم !!! یا آقای رئیس جمهور از احترام به مخالف و صبوری دوستان شما در مقابل انتقادها بگوئیم که چند روز پیش نگذاشتند همایش « دلواپسیم » در سالن سید الشهدا (ع) برگزار شود و بالاجبار در لانه جاسوسی برگزار شد حرف بزنیم ؟! اما چیزی که جالب بود عکس العمل روزنامه های حامی دولت و اصلاح طلبان بود که از چند روز قبل تیرها را به سمت این همایش نشانه رفته بودند و فردای آن نیز در اقدامی غیر حرفه ای تعداد شرکت کنندگان را بسیار کم و حضور را ضعیف دانستند که متاسفانه بر خلاف گفته آنها عکس و فیلم های مراسم چیز دیگری نشان می داد و نشان از حضور حداکثری مردم داشت ؛ آن هم مردم و مسؤولینی که دلواپس و نگران آینده کشور در قبال توافقنامه ژنو بودند و در مورد آن انتقاد داشتند ... این بود شعار حق انتقاد برای همه مساوی است و زنده باد مخالف !!؟؟؟ البته تا شما نگفته اید خودم بگویم که من بی سواد و افراطی هستم !!! خودم می دانم ... البته بحث تراوشات معده جناب یونسی، معاون ارشد رئیس جمهور در مورد به رسمیت شناختن اسرائیل و نزدیکی افکار اسرائیلی ها با جوانان ایرانی باشد برای بعد ...!!!

خودم نوشت:
او رفت همین ...
قصه ام کوتاه بود تمام شد !!
کلاغ جان تو هم برو شاید جای دیگری قصه ای زیبا منتظرت باشد ...!


           

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 19:29 | نویسنده : داود رحمانی

تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد ...( امام خامنه ای )

حتما جمله بالا را به خاطر دارید که مقام معظم رهبری 20 شهریور سال 92 در دیدار با کارگزاران حج به آن اشاره کرده و نگرانی خود را از ترویج چنین نمودهایی از تشیع اعلام کردند . نمی دانم بعد از آن تاریخ به این فکر کردید که منظور رهبری از این جمله چه بود ؟ تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟ حال این جریان سیاسی در پوست مذهب جا گرفته را با هم مرور می کنیم !!!
 

آیت الله سید محمد شیرازی فرزند بزرگ خاندان شیرازی ها بود که در کربلا مشغول به تحصیل و تدریس بود و اتفاقا حضور ایشان در کربلا همزمان شد با قیام حضرت امام (ره) بر علیه رژیم شاه در ایران و تبعید ایشان به نجف که در کربلا هم به مدت یک هفته توقف کردند و اتفاقا از استقبال خوبی نیز از سوی سید محمد شیرازی روبرو شد؛ ولی وقتی زمزمه هایی در مورد زعامت و رهبری شیعیان توسط امام خمینی (ره) به گوش آیت الله سید محمد شیرازی رسید ساز مخالفت با ایشان را کوک کرد و فریاد سر داد که رهبری و زعامت شیعیان حق من است و این در حالی است که استاد ایشان آیت الله یوسف حائری بارها اذعان داشت که سید محمد شیرازی [ در حد مرجعیت نیست ] و حتی کار به جایی رسید که زعیم وقت شیعیان آیت الله خویی به مخالفت با ایشان بر خواست و کارهای او را شبهه ناک و دادن وجوهات به وی را غیر شرعی اعلام کرد و حتی سید محمد شیرازی بارها به طلاب ایرانی گفته بود که دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارید و این در حالی بود که خانه ایشان در کویت تبدیل به محل رفت و آمد نیروهای ساواک شده بود !!! آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود...

سال 1380 که آیت الله سید محمد شیرازی در سن 75 سالگی درگذشت این جریان که از قبل دشمنی خود با نظام و مسئولان آن را بارها اعلام کرده بود علی رغم اینکه مقام معظم رهبری سفارش کرده بودند ایشان را در حرم حضرت معصومه (س) دفن نمایند شروع به سوء استفاده از تشییع جنازه برادر کرده و آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند که با مداخله نیروهای امنیتی جریان به اتمام رسید و جنازه در حرم دفن شد ولی از آن تاریخ تا مدت ها سید صادق شیرازی و همراهانش این قضایا را دستاویزی برای ضربه به نظام کرده بودند !!! جریان به اینجا ختم نشد و مثل اینکه جریان شیرازی ها قصد تخریب وجهه تشیع را داشتند و لذا شروع به افتتاح 13 شبکه ماهواره ای به نام های مرجعیت، شبکه جهانی امام حسین 3،2،1 ، الانوار ، بقیع و شبکه های دیگر کردند و در این شبکه ها علنا شروع به بدگویی نسبت به رهبری و مراجع معظم تقلید کردند و حتی کار به جایی رسید که در این شبکه و شبکه های طرفدار آنها [ مانند شبکه فدک که توسط طلبه نمایی به نام یاسر الحبیب در لندن مدیریت می شود که اتفاقا داماد برادر سید صادق شیرازی یعنی سید مجتبی شیرازی که متاسفانه ایشان هم در لباس روحانیت هستند، بود و این طلبه نمای جوان که داماد خانواده شیرازی ها بود به صورت علنی شروع به وهن مقدسات اسلامی نمود و به عایشه که نزد اهل سنت احترام خاصی دارد و وهن ایشان موجب تفرقه بین مسلمین خواهد شد کتابی را تحت عنوان « عایشه ، فاحشه » به چاپ رساند که موجب تهییج احساسات اهل سنت شد و کار تا جایی پیش رفت که یکی از علمای وهابی شیخ عبد العزیز آل الشیخ گفت: شکر خدا بعد از حرفهایی که یاسر الحبیب زد بسیاری از جوانان اهل سنت که تازه شیعه شده یا تمایل به شیعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت باز گشتند!!! و حتی این طلبه نمای جوان و داماد خانواده شیرازی ها که سرویس های جاسوسی انگلیس او را از زندان های کشور کویت آزاد کرده بودند به مقام معظم رهبری و دیگر مراجع بارها فحش های رکیک و ناسزا گفت که البته پدر خانم ایشان یعنی آیت الله سید مجتبی شیرازی که برادر سید صادق شیرازی است نیز بارها این فحش ها را تکرار کرده است و در چند سال اخیر نیز شروع به پخش رساله عملیه خود !!!!!!! در میان مردم ایران کرده است ] برخی از کارهایی که موجب وهن تشیع می شد به عنوان شعائر حسینی مطرح شد ...

 

از دیگر کارهای آیت الله سید صادق شیرازی ترویج قمه زنی و کارهای خلاف شعائر حسینی در شبکه های ماهواره ای تحت مدیرتش می باشد که حتی در ایام محرم کلیپ های بسیاری از قمه زنی که موجب وحشت مردم جهان از آئین مهربان شیعه می شود را ساخته و در این شبکه ها بارها و بارها پخش می کند و اتفاقا جایی را نیز خودش مخصوص قمه زنی ساخته است که امکانات فیلم برداری از این صحنه ها را دارد و البته یکی از کارهای بسیار بد و تفرقه انگیز ایشان نام گزاری هفته وحدت به نام « هفته برائت » در سایت خودش بود که با عکس العمل تند اهل تسنن روبرو شد و نزدیک بود که فتنه ای دوباره به پا شود که با هوشیاری مقام معظم رهبری و فتوای ایشان مبنی بر تحریم اهانت به مقدسات اهل سنت این غائله خاتمه یافت ... اما سوال اینجاست !؟ هزینه ساخت برنامه برای هر یک از این شبکه های سیزده گانه بنابر گفته یکی از مسئولین این شبکه ها به نام آقای هدایتی، 95 هزار دلار در ماه است که با یک حساب سر انگشتی برای 13 شبکه چیزی بالغ بر 1 میلیون و 235 هزار دلار در ماه و بلکه بالاتر هزینه می شود و این در حالی است که حتی یک برنامه تبلیغاتی هم از این شبکه ها پخش نمی شود که بگوئیم از محل این تبلیغات کسب در آمد می کنند!! حال سوال اساسی اینجاست که این همه هزینه و پول از کجا و چه طریقی تأمین می شود ؟؟؟ که نتیجه گیری در مورد آن با توضیحات بالا کار چندان سختی نیست که آن را به عهده خود شما واگذار می کنم !!!! البته فعالیت های ایشان در جریان فتنه اسرائیلی - آمریکائی 88 برای براندازی نظام به علت کمبود وقت ناگفته ماند ...

 

در پایان یاد آور می شوم که آیت الله سید صادق شیرازی قائل به مستحب بودن قمه زنی هستند بر خلاف بسیاری از علما که آن را جایز نمی دانند و اینکه ایشان در حال حاضر در یک جریان نرم و بسیار برنامه ریزی شده شروع به نفوذ در هیئات حسینی کرده و با بذل و بخشش پول های آنچنانی که معلوم است از چه منبعی است، بسیاری از هیئات را مورد غفلت قرار داده اند و شعار ایشان هم این است که هیئات نباید سیاسی شود چون در این صورت مردم از هیئات فرار می کنند در حالی که مطمئنا هر انسان عاقلی می داند که هر فردی که رو به سیاست آورده و از چند و چون کار سوال کند ماهیت این اشخاص را خواهد فهمید !!! و این هشداری است برای بچه هیئتی ها و همه مردم تا جلوی نفوذ این جریان را بگیرند که در حقیقت تخریب چهره اسلام و تشیع را نشانه رفته اند ....!!!

 


خودم نوشت :

از دوستان عزیز به خاطر طولانی شدن متن عذرخواهی می کنم ولی باور کنید خیلی خلاصه وار نوشتم و کمتر از این امکان پذیر نبود و مطلب ناقص می شد !! در ضمن دوستان می توانند عکس ها و اسنادی را در این زمینه در ادامه مطلب مشاهده نمایند ...

       

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 | 13:8 | نویسنده : داود رحمانی
سلام به همه دوستان عزیز ... به همه دوستانی که در همه این چند سال با هم رفیق و همراه بودیم و در این وبلاگ با هم به تبادل نظر و اطلاعات پرداختیم !!!

با عرض پوزش از این که چند روزی است مطلبی تو وبلاگ ننوشتم ... راستش رو بخواید نمی دونم چرا ولی به قول معروف دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم و به خاطر همین نمی تونم رو یه مطلب تمرکز کنم و بنویسم !! اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم این روزها !!! دلیلش هم .... بماند !!!!

خواستم بی معرفت نباشم و عید رو پیشاپیش به همه شما عزیزان و دوستان گرامی تبریک بگم ! ان شاء الله که سال خوبی رو به همراه خانواده شروع کنید و سال بعد یعنی سال 93 پر از خوبی و روزهای قشنگ برای همتون باشه !!

برای ما هم سر سفره عید و لحظه سال تحویل دعا کنید ... که کمی دلمان باز شود !!!

در ضمن مطمئنا همه شما دوستان احترام ایام فاطمیه رو تو این ایام و تو شادی ها نگه می دارید ... البته نه اینکه کلا عزادار باشیم و سیاه پوش !! نه اینطور نیست و اسلام هم با این رویه که افراط گرایانه است مخالفه !!!

عید بر همه مبارک ...


خودم نوشت :

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است ...




تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 1:17 | نویسنده : داود رحمانی

نقد و انتقاد و نقادی یکی از شیوه های مرسوم در هر جامعه ای است که از سوی طیف یا جریان مخالف انجام می پذیرد که بسیاری از آن به عنوان نقد سیاسی یا نقد تخریبی یاد می کنند . اما یکی از خصوصیات نقد این است که باید سازنده باشد و اتفاقا همین نوع نقادی اگر در جامعه ای کم رنگ شود سبب عقب گرد یا عدم پیشرفت سریع جامعه خواهد شد که در صورت فراگیر شدن انتقاد سازنده به دور از هیاهوهای سیاسی و یا هر چیز دیگری در میان صاحبان اندیشه و خرد ، پر واضح است که آن جامعه رشد بسیار سریع و چشم گیری خواهد داشت. در این میان روزنامه ها و مطبوعات به سبب دسترسی عموم مردم به این رسانه، نقش پر رنگ تری را ایفا می کنند و در بسیاری از موارد می توانند با انتقادهای سازنده موضوعی را به مسئولین گوشزد کرده و مشکلی را حل نمایند.

در جامعه اسلامی ما نیز روزنامه ها و مطبوعات زیادی وجود دارند که هر کدام بر اساس سلایق مدیر عامل و سردبیر روزنامه و همچنین بر اساس سلایق حزبی و سیاسی آنها انتقادهایی را در روزنامه های خود منتشر می کنند که البته  همه آنها را به یک چشم دیدن بی انصافی است !! چرا که برخی از این سردبیرها انتقادهای سازنده و خوبی همراه با تحلیل ارائه می دهند که در صورت توجه مسئولین می تواند بسیار سازنده نیز باشد ... اما همواره در کنار روزنامه های منتقد روزنامه هایی نیز وجود دارند که به سبب قوی نبودن مطالب و تیم انتشار و در نتیجه عدم جذب مخاطب برای روزنامه، به سبک روزنامه ها و نشریات زرد رفتار کرده و برای جذب مخاطب به برخی از هنجار شکنی ها متوسل می شوند که چندان خوشایند نیست و البته ناگفته نماند برخی از این روزنامه ها هم عمدا به بیان مطالب توهین آمیز در مورد مقدسات مردم جامعه می پردازند که از جمله آن می توان به روزنامه ها و نشریاتی مانند « سلام » « عصر آزادگان » « آفتاب امروز » « عصر سخن » و ... در سال های دولت جناب خاتمی اشاره کرد که  به بحران سازی فضای موجود در کشور می پرداختند و حتی در مواردی به هنجار شکنی رو آورده و به مقدسات مردم نیز توهین نمودند ؛ توهین هایی مانند[ هیئت های مذهبی عامل خشونت اند و بسیجیان هسته تشکیل دهنده این خشونت ها ] [ آدم ها و معصومین بدون نظارت، خود به خود در معرض انحراف هستند ] [ احکام شرعی در مورد زنان ظالمانه است ] که البته به سبب مساعد نبودن شرایط از ذکر بسیاری از مصادیق چشم پوشی می کنیم ولی دوستان جهت پی گیری این مصادیق می توانند به کتاب ( ترور خاموش ) مراجعه نمایند.

خوشبختانه در مواردی اقدامات روزنامه های هنجار شکن با پاسخ محکم قوه قضائیه روبرو می شود و بزرگان نیز پاسخ صریح به توهین آنها می دهند که البته در این میان دوستانی که « آروغ روشنفکری » می زنند ساکت نمانده و لب به اعتراض می گشایند که تعطیلی این روزنامه ها خلاف آزادی بیان است و مواردی از این قبیل ؛ اما وقتی پای حزب خودشان در میان است سریع روزنامه را تعطیل که نه ، ولی قلع و قمع می کنند تا اثری نیز از آن باقی نماند مانند هفته نامه 9 دی که بعد از انتقاد به دولت سریعا تعطیل شد !!!!! روزنامه های اصلاح طلب و با سواد « بهار » و « قانون » چندی پیش هر کدام در اقداماتی جداگانه مقدسات جامعه را به سخره گرفته و در مواری دست به تحریف مقدسات زدند و روزنامه بهار امامت علی (ع) را امری سیاسی دانست نه منصوب از طرف خداوند برای خلافت و روزنامه قانون نیز قانون اساسی را که بر گرفته از آیات قرآن کریم است زیر سوال برد اما متاسفانه نه از سوی دولت با سوادها و نه از سوی اصلاح طلبان مورد انتقاد و اعتراض واقع نشد بلکه برخی ها اعلام حمایت نیز کردند؛ ماجرا به اینجا ختم نشد و به سبب تساهل و تسامح این دوستان چند روز پیش هم هفته نامه اصلاح طلب و تازه تأسیس « آسمان » که به دنبال جذب مخاطب برای هفته نامه خود می باشد و حدود 400 میلیون نیز از دولت یازدهم کمک فرهنگی گرفته است به یکی از این هنجار شکنی ها دست زد و حکم صریح و الهی [ قصاص ] را عامل ترویج خشونت و به دور از اعمال انسانی خواند در حالی که قصاص سبب جلوگیری از ادامه جنایت ها و خشونت ها در جامعه است و در این مورد هم نه رئیس جمهور با سواد و نه اصلاح طلبان موضع انتقادی اتخاذ نکردند و دوباره برخی ها اعلام حمایت نیز کردند.

اما دوستان اصلاح طلب و رئیس جمهور با سواد ! شما که داعیه دار پیروی از خط امام (ره) هستید !! ما که بی سوادیم ، اما شما که سواد دارید حتما به خاطر می آورید که در سال 60 حکم قصاص به همین صورت از سوی جبهه ملی مورد حمله قرار گرفته و آن را خلاف اعمال انسانی دانستند که وقتی خبر به امام رسید فرمان ارتداد آنها را صادر کرد!!!


خودم نوشت:

دردناک است ...! خیلی دردناک !!! وقتی همه فکر کنند که چقدر سرت شلوغ است ولی فقط خودت بدانی که چقدر تنهایی ...!!!

          



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 17:10 | نویسنده : داود رحمانی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دولت های زیادی روی کار آمده و رفته اند و هر کدام به طور جداگانه سیاست ها و خط مشی هایی برای خود و مجموعه تحت مدیریت شان بر اساس تفکرات خود طرح ریزی کرده اند که برای همه آنها جای نقد و بررسی بسیاری در عملکردها وجود دارد ؛ چرا که هر کدام در ایام تبلیغاتی انتخابات حرف هایی را بر زبان جاری می کنند که هر انسان عاقلی که دو دوتا آموخته باشد به راحتی به کذب بودن آن وعده ها پی خواهد برد و حتما خواهد دانست که یک وعده تبلیغاتی برای کسب رأی است و استفاده ای بیش از آن ندارد و لذا در وقت عمل حتما در تنگنا یا به قول معروف در «منگنه» خواهد ماند که چگونه به این گفته خود جامه عمل بپوشاند تا پیش مردم بد حساب نباشد.
 

یکی از دولت هایی که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی روی کار آمد دولت یازدهم یا همان دولت جناب روحانی است که ایشان هم مانند بقیه نامزدهای ریاست جمهوری وعده هایی به مردم دادند که به طور طبیعی برخی از آنها عملی نبود و صرفا جنبه تبلیغاتی داشت که از جمله آن وعده و وعیدهای برنامه « اصلاح ساختار اقتصادی در 100 روز» ایشان بود که قصد داشتند در صد روز اول دولت یازدهم سر و سامانی به وضعیت نامطلوب معیشتی مردم بدهند و لذا چون مردم از لحاظ معیشتی در فشار بودند ایشان با این شعارها بیشترین تعداد آرا را کسب کرده و رئیس جمهور قانونی کشور شدند و پس از روی کار آمدن، برنامه های مدیریتی خود را طرح ریزی کردند که بنابر اعلام آمارها ، ایشان تاکنون که شش ماه بیشتر از عمر دولت شان نمی گذرد نزدیک به 2600 مدیر !!!!! را از کار برکنار کرده و فردی را همسو با تفکرات خود بر سر کار آورده اند که این یک نوع حق طبیعی برای هر مدیری است که با افراد هم فکر با خود فعالیت کند ولی این تعداد جابجایی قطعا به ضرر کشور خواهد بود چرا که هر مدیر به طور میانگین دو هفته الی یک ماه زمان نیاز دارد تا با محیط کاری و همکاران و برنامه های کاری خود آشنا شود و سپس شروع به فعالیت های جدی نماید ؛ حال حساب کنید این 2600 نفر چه اندازه وقت نیاز دارد !!!!!؟؟؟

 

اما یکی از طرح های دولت یازدهم که به خاطر عدم موفقیت در طرح معیشت 100 روزه به آن دست زدند تا جبران مافات نمایند ، طرح سبد کالا بود که از ماه قبل از سوی دولت مردان بر سر زبان ها افتاد که همه با نوعی عطش از آن یاد می کردند که خوب شد به فکر مردم هستند اما وقتی زمان اجرای طرح سبد کالا رسید همه چیز رنگ باخت ! واقعیت ها خود را نشان داد !! و هیچ کس از ساز و کار و عدالتی که در این طرح به کار برده شده و اینکه دسته بندی مردم بر اساس چه مبنایی است خبر ندارد !! چون بنابر اعلام خودشان کسانی که زیر 518 هزار تومان حقوق دریافت می کنند جزء افرادی هستند که باید سبد کالا دریافت کنند اما در هنگام اجرا روستاییان و قشر کارگر که آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند از گرفتن آن محروم شده و افرادی که شاید حداقل حقوقشان کمتر از 1 میلیون یا کمی پایین و بالاتر باشد برای گرفتن سبد کالا اقدام کردند !!! در هنگام توزیع هم که دیگر نیازی به گفتن نیست و همگان شاهد بودند که چه افتضاحی به بار آمد و به قول برخی از دوستان انسان یاد ایام جنگ می افتد ، همان زمانی که مردم در صف های طویل برای گرفتن کالای کوپنی می ایستادند !! حال اگر آن طرف آبی ها این تصاویر را نشان دهند مردم دنیا فکر می کنند که تصاویر مردم هند یا اتیوپی در حال دریافت غذا است !! اما جناب دکتر احمدی نژاد با همه نقدهایی که به دولت ایشان وارد است حداقل حرمت این مردم را حفظ کردند و اینگونه مانند گداها برای دریافت کالا در صف منتظرشان نگذاشتند و در صف های طولانی در دمای زیر صفر به مردم و پیرمرد و پیرزن ها توهین نکردند !! این مسأله به قدری افتضاح به بار آورده است که نمایندگان مجلس امروز در مجلس گفتند که طریقه توزیع و افرادی که این سبد کالا را دریافت می کنند هر چه سریع تر باید تغییر کند ! هر چند دوستان دولت و سایت های حامی ایشان امثال بنده و نمایندگان مجلس را افراطی می دانند !!! اما آیا این بود همان شعار « حفظ حرمت مردم » که جناب روحانی سر می دادند و سنگ آن را به سینه می زدند ... ؟؟


خودم نوشت :

 

تمامی نیمکت های پارک دو نفره اند ؛ خیالی نیست روی چمن می نشینم ...!!!!

سال 92

سال 64

                                                                

 



تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 0:34 | نویسنده : داود رحمانی

احتمالا شما هم از این دست آدم ها زیاد دیده اید ؛ همان هائی را می گویم که دوست دارند همیشه خودشان را شبیه کس دیگری کرده و تیپ و ظاهرشان را مانند او درست کنند چون به قول خودشان های کلاس است ...!!! اما حالا طرف مقابل که خود را شبیه او می کنیم آیا این همه ویژگی خوب دارد یا به قول معروف ارزش آن را دارد که خود را شبیه او نمائیم یا با این کار فقط بی خود و بی جهت او را سرزبان ها انداخته و خود را کوچک و خوار می کنیم !!؟؟ این حکایتِ این روزهای ما ایرانی هاست ... حتما شما هم از این دست آدم ها دیده اید که تا حرفی از تمدن پیش می آید عالم و آدم را کر می کنند که ما تمدن شش هزار ساله داریم یا گردنبند «فَروهر» به گردن آویزان می کنند اما وقتی پای عمل وسط می آید تو گویی که این همان آدم چند دقیقه قبل نیست چون نه ظاهرش ، نه سبک رفتارش و نه خیلی از چیزهای دیگرش ذره ای بوی این حرف ها را نمی دهد !! در عمل رفتار غربی هایی ( آمریکا ) که تمدنشان شاید کمتر از 700 سال باشد را تقلید می کنند ! حال سوال اینجاست که چرا مایی که دم از تمدن چندین هزار ساله اسلامی و تاریخی خود می زنیم و در حالی که فرهنگ در این تمدن موج می زند باز هم فرهنگ چند صد ساله غربی ها را بر این تمدن عظیم برتری می بخشیم و طیق رفتار و عادات آنان رفتار می کنیم !! چرا باید سبک عاشقانه های ما مدل عاشقانه های غرب باشد و ما مدل عاشق شدن را از فیلم های هالیوودی یاد بگیریم !؟ چرا باید ما نیز لباس زخمی ( پاره پاره ) بپوشیم ؟! حتما چون مدل لباس مایکل جکسون یا چند انسان هرزه و مزدور دیگر است !!! چرا باید ما نیز فرهنگ مصرف گرایی را که لازمه نظام سرمایه داری است و کاملا با فرهنگ دین ما در تناقض است از غربی ها تقلید کنیم!!! غربی که ارزش انسان را دانشمندانشان مانند داروین به قدری پایین می آورند که آباء و اجداد انسان ها را میمون هایی بی فکر معرفی می کنند در حالی که دین مبین اسلام که فرهنگ غنی ما از آن سرچشمه می گیرد انسان را دارای قدرت جانشینی خدا بر روی زمین معرفی می کند و ارزش آن را در صورتی که منزلت خود را حفظ کند بالاتر از فرشته ها ( که مسیحیان آنها را دختران خدا می دانند ) معرفی می کند !!! حال این فرهنگ کجا و آن فرهنگ کجا ...!!! اینها قسمتی از چراهای موجود در سبک رفتاری امروز ماست ... مگر همین غربی ها نیستند که لباس فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری خود را از مدل لباس آخوند و روحانی های ما تقلید کرده اند !!؟ مگر همین غربی ها نیستند که به تقلید از جشن اسفندگان ما که روز پنجم اسفند و روز محبت زن و شوهر به یکدیگر است ، روز ولنتاین را در 14 فوریه جایگزین آن کرده اند و جوانان ساده دل ما هم به بهانه با کلاس و به روز بودن تمدن خود را فراموش کرده و این پیش پا افتاده های چند روزی را پذیرفته اند !!!! برخی ها می گویند که دلیل تقلید از غرب پیشرفت های روز افزون آنها است !!! اما پیشرفت به چه قیمتی ؟؟؟ مگر در همین آمریکا به گفته موسسات معتبر آماری بیش از 55 درصد زنان شوهردار و همینطور بیش از 80 درصد مردان همسردار روابط نامشروع ندارند !!!؟ و مگر سالیانه بیش از 500 هزار نوزاد بی پدر و مادر در یتیم خانه های آمریکا جمع آوری نمی شوند !!؟؟ پس آیا این غرب که به گفته مقام معظم رهبری از داخل تهی و پوچ است ولی خود را با قدرت غول های رسانه ای و تبلیغات زنده نگه داشته است ارزش تقلید کردن دارد !!؟ مگر همین غربی ها نبودند که تا 200 سال پیش با انواع شکنجه های خشن و زجر دهنده مردم را به بهانه های مسخره به کشتن می دادند ولی الان آنها را چه شده است که متمدن شده و از حقوق بشر صحبت می کنند !!!؟ و هزاران اما و اگر دیگر که وقت و مجالی برای بازگو کردن آن نیست هر چند برای انسان های با فکر و منطق ذکر همین چند نکته کافی است ... برای دیدن انواع شکنجه ها که تا دویست سال پیش در اروپا جریان داشت می توانید به این لینک مراجعه کنید !


خودم نوشت :

گاهی فقط دلت می خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و یک گوشه ای از گوشه ترین گوشه های دنیا بنشینی و فقط « نگاه » کنی ...

        



تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 1:19 | نویسنده : داود رحمانی
ساعت 5 بعد از ظهر بود که از زنجان حرکت کردیم به سمت مرز مهران و کرمانشاه، اما هنوز اشک های لحظه آخر مادرم را به یاد دارم !! نماز مغرب و عشاء را در مسجد بین راهی خواندیم ؛ در راه بعضی ها مشغول ذکر گفتن و برخی هم در حال مطالعه بودند تا از لحاط روحی خود را آماده کنند ( مثل من !!! ) بعد از حدود 12 ساعت و هنگام نماز صبح رسیدیم به مرز مهران و نماز صبح را آنجا خواندیم و رفتیم برای مُهر خروج از کشور و ورود به کشور عراق ... اما امان از این کارمندهای به درد نخور عراقی که تَن به کار نمی دادند و آن سیل عظیم جمعیت ساعت ها در آن هوای سرد معطل بودند . بالاخره بعد از 8 ساعت معطلی در مرز، مهر ورود به پاسپورت ها خورد و وارد کشور عراق شدیم ! اما جالب بود همین که وارد خاک عراق شدیم بعضی از بچه هیئتی ها شروع به عزاداری و سینه زنی کردند و از همانجا عرض ارادت خود را به محضر امام حسین ع اعلام می کردند ! راه افتادیم سمت نجف و آن ایوان زیبا و دلربای امیرالمومنین ع که وقتی وارد حرمش می شوی بی اختیار اشک در چشمانت حلقه می زند و یاد آن مظلومیت ها می افتی و به قول علامه طباطبائی دوست داری تا ابد بنشینی و بگویی « آی مظلوم علی » و های های گریه کنی !!! شب بود که به نجف رسیدیم و حدود 2 روز در آنجا بودیم و به زیارت قبرستان وادی السلام و زیارت حضرت هود و صالح (ع) هم مشرف شدیم ! صبح روز سوم بعد از کسب اجازه از محضر مولا علی ع برای حضور بر سر مزار پسرش ؛ حرکت کردیم به سمت دفتر آیت الله حکیم و از آنجا هم پیاده روی اربعین آغاز شد ... وارد مسیر که می شوی سیل عظیم جمعیت اعم از مردان و زنان را می بینی که بی اختیار به سمت کربلا در حرکت هستند و مانند این است که مغناطیس کربلا همه را به سمت خود جذب می کند و یا مانند قلبی است که خون بدن را جذب می کند و بعد از تصفیه به کل بدن پمپاژ می کند اینجا هم کربلا در حال جذب همه بود و بعد از تصفیه، آنها را که از سرتاسر جهان آمده بودند پمپاژ کرد به سمت کشورهایشان ... در راه همه مشغول ذکر گفتن بودند ! اما زیبائی های زیادی در مسیر پیاده روی 100 کیلومتری نجف تا کربلا بود همه هر طور که می توانستند به زائران امام حسین ع خدمت می کردند گروهی مشغول آماده سازی و پخش چای در مسیر بودند، گروهی آب پخش می کردند، گروهی خرما ، گروهی غذا و جالب اینجا بود که گروهی هم در راه مکان هائی آماده کرده بودند که با استفاده از دست و وسائل ماساژ الکتریکی پای زائران را ماساژ می دادند ! شب اول که همان مصادف با شب یلدا در ایران بود در حسینیه جعفر طیار ع توقف کردیم تا کمی استراحت کنیم و صبح حرکت کنیم! حسینیه که از چادر درست شده بود نسبتا خلوت بود ،پسر کوچکی به نام صالح که فرزند صاحب حسینیه بود برایمان کمی آب آورد، من بعد از تشکر اسمش را پرسیدم و یک شکلات هم به او دادم ( لعنت بر ریا !!! ) او رفت و بعد از چند دقیقه دوستانش را هم آورد و مجبور شدیم باز هم مهربان شویم و به آنها هم شکلات بدهیم ... با آنها نشسته بودیم که عموی او و دیگر اقوام هم آمدند و یک شب نشینی مفصلی باهم داشتیم ( تعجب نکنید آخه بنده دوره های مکالمه عربی رو گذروندم و حتی دو دوره هم تدریس کردم و میتونم عربی صحبت کنم ) بعد از چند دقیقه چند طلبه هندی هم به جمع ما اضافه شدند ، عموی صالح می گفت ایران را دوست دارد و از رسم های ازدواج در ایران می پرسید...

عکس های سفر و بقیه خاطره را در ادامه مطلب بخوانید و ببینید ...!!

خودم نوشت :

سالروز  حماسه 9 دی ، روز تجدید میثاق امت با ولایت و خوار کردن دشمنان و فتنه گران مبارک باد ... رحلت حضرت رسول اکرم ص و شهادت امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع تسلیت باد .

      



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 11:42 | نویسنده : داود رحمانی
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند  این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند ...

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش    حتی سیاهی علمش فرق می کند

با پای نیزه روی زمین راه می رود     خورشید کاروان قدمش فرق می کند

 

سلام بر همه دوستان عزیز 

بعد از عمری آرزو و حسرت کشیدن بالاخره امام حسین ع بنده رو بین زائران خودش طلبید و ان شاء الله عازم کربلا هستم و حدود 8 یا 9 روزی نیستم و با کاروان های پیاده روی اربعین عازم کربلا هستیم . دوست دارم بعد از برگشتن سفرنامه تصویری کربلا رو بنویسم و تو وبلاگ میذارم

اگه توفیق حاصل شد برای همه شما عزیزان هم دعا می کنم و نائب الزیاره همه شما عزیزان هستم

ان شاء الله قسمت همه بشه

یا علی

 

            



 

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 18:23 | نویسنده : داود رحمانی

در این روزها همانطور که همه شما هم کم و بیش در جریان آن قرار دارید مسائل سیاسی مختلفی در کشور اتفاق افتاده است که می شود از آن به عنوان هفته شلوغ سیاسی نام برد ؛ از قضایای روز دانشجو گرفته تا گزارش صد روزه و برخی مسائل دیگر ! یکی از مسائلی که در هفته اخیر انتقاد بسیاری از منتقدان سیاسی را بر انگیخت گزارش صد روزه آقای روحانی بود که در آن گزارش های نسبتا بی پایه و اساسی مطرح کردند و این چیزها از دولت راستگویان بعید است! البته به گفته جهان نیوز، مسئول دفتر آقای روحانی در این برنامه که قرار بود مجری آن مانند قبل آقای حیدری باشد مخالفت کرده و با سه مجری که همگان آنها را می شناسند مخصوصا مجری برنامه پارک ملت (سابق ) تماس گرفته و از آنها دعوت کرده بودند که مجری برنامه باشند تا فقط در مقابل گفته های رئیس جمهور محترم فقط لبخند بزنند و اینکه مانند روال قبل با سه دوربین فیلمبرداری شده و برنامه پوشش داده می شد که باز هم مسئول دفتر ریاست جمهوری مخالفت کرده و با یک تیم فیلم برداری بیرون از صدا و سیما هماهنگ شده بودند که با 9 دوربین برنامه پوشش داده شود !!! اما جالب تر این است که آقای احمدی نژاد هم بعد از آن ایشان را دعوت به مناظره کردند که تا به حال آقای روحانی آن را نپذیرفته اند ! اما خود بنده معتقدم این قضیه را از دو جهت می توان ارزیابی کرد ؛ یکی اینکه چون آقای روحانی و احمدی نژاد از همدیگر کینه قدیمی دارند این مناظره شاید تبدیل به یک مجلس لو دادن اطلاعات حساس کشوری شود که در نهایت اذهان عمومی مشوش خواهد شد و دوباره باید مردم هزینه آن را پرداخت کنند ولی جنبه دیگر آن این است که اگر این مناظره صورت نگیرد و واقعیت روشن نشود جناب روحانی تا چهار سال آینده تمامی کاستی ها و نواقص دولت راستگویان (!!) را به گردن دولت قبل خواهد انداخت و این برای مردم که واقعیت را می دانند کمی سنگین است !!! البته از قرار معلوم آقای روحانی به گفته هایشان پایبند نیستند چون در 6 خرداد امسال در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفتند که به نظر من در مناظرات 88 به هر کسی که توهین شد باید اجازه دفاع از خود داده میشد ولی حالا که نوبت به خود ایشان رسیده و باید فرصتی به احمدی نژاد داده شود قضیه فرق کرده است !!! یکی دیگر از مسائل سیاسی چند روز گذشته که البته بهتر است اسم آن را طنز سیاسی بگذاریم خبر حضور جناب سید محمد خاتمی به عنوان سفیر صلح ایران (!!!!!!!) در مراسم خاکسپاری مرحوم ماندلا [ رهبر مبارزان سیاه پوست جهان ] بود که روزنامه های اصلاح طلب مانند آفتاب یزد، ابتکار، شرق و آرمان آن را تیتر اصلی خود کرده بودند که قسمت طنز آن اینجا بود که از سید محمد خاتمی [ کسی که یکی از عوامل اصلی فتنه 88 بود و آن همه خسارت و خسران به بار آورد و همه مردم ماهیت او را می شناسند ] به عنوان سفیر صلح یاد کرده بودند که جای بسی خنده داشت !! اما یکی دیگر از مسائل هفته گذشته حضور جناب روحانی در دانشگاه شهید بهشتی در روز دانشجو بود که حاشیه های فراوانی داشت و از جمله آن می توان به پاسخ مثبت ایشان نسبت به شعار برخی از دانشجویان در قبال آزادی میر حسین موسوی و کروبی ( فتنه گران معروف سال 88 که در حصر خانگی به سر می برند و تاکنون به سبب رأفت اسلامی مجازات نشده اند ) بود که البته از ایشان جز این انتظار نمی رفت چون در شعارهای تبلیغاتی خود قبل از انتخابات وعده آزادی آنها را داده بودند ...!


خودم نوشت :

  به گفته رسانه ها، مسئولین برگزاری برنامه سخنرانی دکتر روحانی در دانشگاه شهید بهشتی تهران در روز دانشجو فرصت های سوال دانشجویان عضو جنبش بسیج دانشجویی را حذف کرده بودند که از آن می توان به نوعی فرار از انتقاد و جواب دادن یاد کرد !!!

   




تاريخ : یکشنبه سوم آذر 1392 | 23:5 | نویسنده : داود رحمانی

شبکه های اجتماعی یکی از خدماتی است که بعد از سرایت اینترنت در جهان به شکلی سریع جای خود را در بین مردم و به خصوص جوانان پیدا کرد و تبدیل شد به محلی برای تبادل اطلاعات با دیگر هموطنان و حتی با مردم جهان که برخی از آن برای نوشتن خاطرات روزانه و یا گذاشتن برخی از عکس های مورد علاقه خود استفاده می کنند و دوست دارند تا بقیه نیز این عکس را دیده و نظری در مورد آن بدهند ! مانند بازیگران و یا بازیکن های معروف که عکس های خود را در صفحات شخصی خود در محیط شبکه های اجتماعی قرار می دهند و اتفاقا از آنها استقبال خوبی نیز به عمل می آید !!! یکی از این شبکه های اجتماعی که اتفاقا مخاطبان بسیاری را در کل جهان  به خود اختصاص داده است فیسبوک « facebook » نام دارد که بنا بر اعلام آمارهای رسمی و غیر رسمی چیزی در حدود 700 میلیون کاربر از سراسر دنیا دارد که آمار قابل توجهی است ! اما این شبکه اجتماعی ـ بخوانید شبکه جاسوسی ـ نقشی فراتر از یک شبکه اجتماعی را در دنیا ایفا می کند که مورد اعتراض بسیاری از کشورها واقع شده است و بسیاری از کارشناسان آن را دیگر یک شبکه اجتماعی فلمداد نمی کنند بلکه نام شبکه جاسوسی را برازنده آن می دانند! بله درست است ! در بسیاری از کشورها نیز مانند ایران سیستم فیلترینگ فعال است و اتفاقا جالب است بدانید که آمریکا یکی از کشورهائی است که بیشترین فیلترینگ را در سایت های خود به کار می برد و این نیز یک مسأله طبیعی است چون همه کشورها برای خود یک قانون و خط قرمزهای امنیتی دارند که باید برای نقض نشدن آن تلاش کنند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست ! اما شبکه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ فیسبوک و برادر آن شبکه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ توئیتر « twitter » در ایران برای اخلال در امنیت ملی تلاش های فراوانی را انجام دادند از جمله در فتنه سال 88 فعالیت های آنها به اوج خود رسید همانطور که مقام معظم رهبری نیز چند روز پیش در جمع بسیجیان فرمود که [دشمنان در فتنه 88 فکر کردند با «فیسبوک» و «توئیتر» می توانند نظام اسلامی ایران را بر اندازند]...!! با توجه به این جمله ماهیت این شبکه کاملا مشخص و آشکار می شود ؛ که از جمله فعالیت های آن می توان به فراخوان های تجمع غیر قانونی در روزهای مختلف سال در ایام فتنه اشاره کرد ! البته بسیاری از شبکه اجتماعی در دنیا وجود دارد که همه از آنها استفاده می کنند و در ایران نیز شبکه اجتماعی « کلوب » و « فیس نما » که خود بنده در آنجا صفحه دارم تحت قانون جمهوری اسلامی ایران مشغول فعالیت هستند ( هر چند اشغالاتی نیز بر آنها وارد است ) و نکته قابل توجه در آنها تحت قانون بودن آنها است ! اما شبکه اجتماعی جاسوسی فیسبوک و توئیتر در اکثر کشورها نقض قانون کرده و به محل مبتذلی برای گذاشتن عکس ها و فیلم های مستهجن و بعضا خانوادگی ( علاوه بر آن فعالیت های اخلال گرانه امنیتی ) تبدیل شده است و به همین خاطر که حقوق اخلاقی جامعه را به طور کامل نقض می کند در کشورهائی مانند استرالیا، مغرب، مصر، چین و ... فیسبوک سابقه فیلتر شدن دارد و تنها در ایران نیست که این شبکه اجتماعی جاسوسی فیلتر است ! البته بسیاری از هموطنان عزیز برای اینکه از فیض وجودی آن بی بهره نباشند با استفاده از فیلتر شکن ( VPN ) به آن دسترسی دارند و از فضای سراسر معنوی (!!!) آن استفاده می کنند و در این حالت برخی از مسؤولین مانند معاون ارتباطات رئیس محترم جمهور تلاش زیادی برای رفع فیلتر آن دارد که دلیل آن مشخص نیست ! و شاید هم دلیلش استفاده برخی از مسؤولان از این شبکه ها باشد !! شاید ... اما سخن مقام معظم رهبری در مورد این شبکه ها حجت را بر همه تمام کرد و ماهیتشان را مشخص !!!


خودم نوشت:

موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات ژنو را به همه دوستان و ملت عزیز ایران تبریک عرض می کنم ... هر چند جای بحث و اشکال نیز هست !!!

نمونه ای از فعالیت های فیسبوک در ایران البته با عرض پوزش از انتشار این صفحه :