بعد از شکل گیری انقلاب اسلامی و پیروزی مردم ستمدیده بر سلسله پادشاهی 2500 ساله به کمک امام خمینی (ره) و مهیا شدن زیر ساخت های کشور برای برپایی کشوری با نام و قوانین اسلامی، همه مردم و مسئولین در تلاش بودند تا این قوانین به نحو مطلوبی انجام شود. یکی از مظاهر دموکراسی در دنیای کنونی انتخابات است ؛ به این صورت که چندین نفر به صورت داوطلبانه نامزد کسب کرسی ریاست جمهوری یا کرسی های مجلس نمایندگان می شوند و مردم هم بعد از تطبیق آرمان ها و برنامه های اعلام شده از سوی آن نامزد ها با واقعیت دنیای روز، به وی  رأی می دهند تا نماینده آنها در فلان منصب یا کرسی نمایندگی باشد ؛ اما قبل از اینکه کار به اینجا برسد و مردم بخواهند رأی بدهند یک مرجع قانونی در تمام کشورهای دنیا وجود دارد تا صلاحیت نامزدها برای تصاحب کرسی های ریاست را بررسی کند [ ... «دادگاه قانون اساسی» در ترکیه، «شورای قانون اساسی»، «دیوان عالی عدالت» در فرانسه، «دادگاه قانون اساسی» در آلمان، «مجلس نمایندگان» و «سنا» در آمریکا، «مجلس عوام» در انگلستان و «دادگاه قانون اساسی» در روسیه ... ] و بعد از اینکه صلاحیت آنها احراز شد به آنها اجازه داده می شود تا نامزدی خود را به صورت علنی اعلام کنند و از طرفداران خود بخواهند تا برای او تبلیغ نمایند.

در ایران اسلامی عزیز نیز از همان بدو تشکیل جمهوری اسلامی از سوی امام خمینی (ره) مرجعی برای تشخیص صلاحیت نامزدها به نام «شورای نگهبان» تشکیل شد که البته در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از پیروزی انقلاب این تشکیلات وجود نداشت و آیت الله سید محمد موسوی خوئینی ها ( پیرمرد سایه نشین اصلاحات ) با فرمان امام (ره) مسئول تشخیص صلاحیت نامزدها شد که متأسفانه بر خلاف روند امروزی اصلاح طلبان که به هر چیزی و هر موردی در شورای نگهبان اعتراض می کنند، این جناب نظارتی فوق استصوابی (فراتر از اختیارات قانونی) انجام داد و بیش از اختیاراتی که قانون در اختیار او قرار داده بود برای تحقیق استفاده کرد و حتی با نمایندگان با زبان تهدید هم صحبت می کرد اما همیشه این سوال در ذهن ها باقی ماند که چرا با وجود نظارت فوق استصوابی، بنی صدر را رد صلاحیت نکرد ؟!!! از چندین سال پیش نیز اعتراض های اصلاح طلبان به شورای نگهبان که از سوی قانون اساسی وظیفه نظارت بر نمایندگان و انتخابات را دارد، آغاز شد و حدودا زمان آن را می توان از مجلس ششم با ریاست جناب کروبی [ همان مجلسی که نامه جام زهر را به رهبری نوشتند ] دانست چرا که در آن سال بیش از 90  نفر از نمایندگان مجلس در اعتراض به رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در مجلس تحصن کردند و بسیاری از مدیران کشور را هم دعوت به استعفا از سمت خود نمودند که بسیاری از آنها نیز از این دعوت استقبال کردند!! و تمام حرف آنها در این تحصن که با سد محکمی به نام شورای نگهبان در مقابل زیاده خواهی های خود مواجه شده بودند این بود که باید نمایندگان رد صلاحیت شده اصلاح طلب ، تأیید صلاحیت شوند که البته پس از اندکی مقام معظم رهبری با قدرت به این امر وارد شده و فرمودند که هر کس می خواهد استعفا دهد مشکلی نیست ، برود ؛ شخصی را جایگزین او می کنیم !!!

رهبر انقلاب در جایی در جواب این اعتراض های بی مورد گفته است: یک دسته به دلیل مخالفت با نظر شورای نگهبان در مورد صلاحیت افراد در مراحل مختلف انتخابات با این نهاد مخالفند، همچنان که هر محکومی نسبت به حکم قاضی در مورد خود، مخالف است، این دسته نیز با استفاده از روشهای گوناگون تبلیغاتی سیاسی و گاهی با اهانت، شورای نگهبان را زیر سؤال می برند، که البته اگر این اقدامات با اهانت همراه شود، مسؤولان مختلف نظام و قوای سه گانه، موظف به جلوگیری از آن هستند.

به قول دوستان الغرض ؛ خلاصه اینکه این اعتراض ها ادامه داشته و تا امروز هم ادامه دارد و همین دیروز بود [ 9/11/93 ] که در گردهمایی سالانه حزب مردم سالاری سخنرانان باز هم به نظارت شورای نگهبان اعتراض می کردند [ با توجه به اینکه در آستانه انتخابات سال آینده قرار داریم ] البته یکی از آنها هم گفت که « روحانی ایده آل ما اصلاح طلبان نیست » !!!!!!! اما سوالی که در این بین پیش می آید این است که چرا اصلاح طلبان، از فیلتر شورای نگهبان که به گفته امام خمینی (ره) پس از رأی و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد ؛ تا این حد احساس ترس می کنند ؟؟ که در اینجا دو احتمال پیش می آید؛ اول اینکه [ دور از جان اصلاح طلبان ] یا باید ریگی در کفش باشد تا از حسابرسی ترسید و یا اینکه هدف آنها از این سر و صدا راه انداختن، تحت تأثیر قرار دادن شورای نگهبان است تا آنها را راضی نماید که البته این نیز شدنی نیست!

در این مورد نمونه ای نیز در قرآن وجود دارد و آن هم جایی است خداوند به پیامبر (ص) که با یهود مدارا می کند ولی آنها همیشه حیله و نیرنگ به کار می گیرند می فرماید : ای پیامبر! تا وقتی که به دین آنها در نیایی آنها از تو راضی نمی شوند ... البته منظورم اصلاح طلبان نیستند بلکه مقصود ذکر این مطلب بود که این زیاده خواهی ها در زمان پیامبر (ص) نیز وجود داشت...


خودم نوشت:

اینجانب مراتب تشکر و قدردانی خود را از دولت اعتدال برای مجوز دادن به اولین آلبوم خواننده زن، خانم نوشین طافی، اعلام می کنم !! جناب وزیر ارشاد ! از اینکه به آرزوی دیرینه خود در مجوز دادن به خوانندگان زن رسیدید ؛ خداوند متعال را بسیار سپاسگزاریم!!

+ نوشته شده در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:58 توسط داود رحمانی |

این روزها اگر پرسه ای در سایت ها و وبلاگ های مختلف بزنید می بینید که در اکثر آنها مطالبی در مورد فتنه 88 و ظلم هایی که به مردم و نظام از سوی عده ای وطن فروش صورت گرفت، نوشته شده است که البته بیشترین نوشته ها در مورد حماسه تاریخی 9 دی 88 است، روزی که ملت یکپارچه و متحد برای دفاع از ولایت به میدان آمدند طوری که با دیدن آن، صحنه های انقلاب در ذهن تداعی می شد. و پس از این روز بزرگ بود که پرونده و غائله فتنه و فتنه گران بسته شد !!!

اما هدف من از این نوشتار بررسی این روز بزرگ تاریخی نیست بلکه همانطور که از عنوان مقاله مشخص است قصد دارم فتنه ای بزرگ تر از فتنه 88 و شاید خطرناک تر از آن را به شما معرفی کنم و آن فتنه سید صادق شیرازی و تمامی دار و دسته اش و پول های هنگفتی است که همه می دانند از کجا تأمین و در چه راهی خرج می شود ...! در فتنه 88 فضا به گونه ای بود که حدودا می شد بر اساس تیپ و قیافه ها تشخیص داد که شخص کدام طرفی است اما در این فتنه چون بیشتر، طیف بچه مذهبی ها درگیر هستند نمی توان تشخیص داد و به قول امام علی (ع) واقعا فضا در این فتنه غبار آلود است و اگر عمارها به میدان نیایند و به روشنگری در این زمینه نپردازند قطعا تنها چیزی که متضرر خواهد شد دین و مذهب است چرا که این جریان مثلا مذهبی با جمود فکری و تفکرات و اعمال تحجر گرایانه خود که بسیاری را از طیف دیدن داران دلسرد و دلزده کرده است، در صدد بد نامی دین هستند هر چند شاید برخی از آنها از مقاصد شوم رهبران این جریان آگاهی نداشته باشند ...!

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :
 
دلت که گرفته باشد ... شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند ... و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست ...

دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها ...
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 12:58 توسط داود رحمانی |

از چند ماه پیش شروع به پس انداز کرده بودم تا بتوانم هزینه سفر را جور کنم ؛ چرا که یکجا نمی توانستم هزینه سفر را پرداخت کنم از این رو در طول چند ماه استرس آن را داشتم که آیا می توانم پول جور کنم یا نه که بالاخره با عنایات خود حضرت هم پول سفر جور شد و هم کمی از آن پول اضافه ماند ... تازه در اینجا می توان به مفهوم کلام الهی پی برد که می فرماید : [ الله یرزق من حیث لا یحتسب ، خداوند از جایی روزی می دهد که حتی فکرش را هم نمی کنید ] چون هم در سفر سال قبل و هم در سفر امسال کاملا من حیث لا یحتسب پول و هزینه سفر جور شد ! ساعت 2 بعداز ظهر بود که حرکت کردیم اما اشک های لحظه های خداحافظی مادرم آزار دهنده بود ...! این بار با توجه به اخبار رسیده از مرز که « بسیار شلوغ است و اگر دو تا سه ساعت قبل از اذان صبح به مرز برسید راحت تر می توانید از کشور خارج شوید » زود حرکت کردیم و حوالی ساعت 3 نصف شب رسیدیم مرز مهران ! انصافا نمی توان از امکانات رفاهی خوب شهرداری منطقه صرف نظر کرد که چادرهای بسیار بزرگی برای زائران معطل شده در مرز آماده کرده بود تا شب را در سرما نگذرانند ، البته مردم نیز در طول راه چادرها و موکب هایی برای پذیرایی از زائران امام حسین (ع) مهیا کرده بودند ...


خودم نوشت :

روز وحدت حوزه و دانشگاه بر همه برادران و خواهران دانشگاهی و حوزوی مبارک باد ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ساعت 1:45 توسط داود رحمانی |

اصلا هم خودم نمی دونم چی بگم و آیا می تونم چیزی بگم یا نه !! چون لطف خود حضرت بوده و مطمئنا غیر اون چیزی دیگه ای نیست ؛ چون که من نه عمل در خور توجهی دارم و نه آنقدر آدم خوبی هستم به دلیل آن حضرت مرا بطلبد ...

امسال نیز لطف امام حسین (ع) و ذره پروری ایشان شامل حال این حقیر شده و ان شاء الله تا چند روز آینده با کاروان های پیاده روی کربلا عازم سرزمین عشق هستم !!!

واقعا دیگه نمی دونم چه طور از این لطف امام حسین (ع) و علمدار با وفایش حضرت ابوالفضل العباس (ع) تشکر کنم و اصلا به این فکر می کنم که با چه رویی به زیارت ایشان بروم ؛ چرا که نمک خورده و نمکدان شکسته ایم !!

دعا برای همه مخاطبان این وبلاگ را وظیفه خود می دانم چرا که عمری است با هم سال ها را سپری کرده ایم ولی دوستانی که مایلند با نام برایشان دعا کنم اسم خودشون رو تو قسمت نظرات بنویسن و درخواستی که از حضرت دارن تا یادداشت کنم و با اسم برای شما بزرگواران دعا نمایم ...

امسال نیز گروه های تکفیری زائران اربعین حسینی را تهدید کرده اند و سال های گذشته نیز عملیات های تروریستی زیادی بین زائران انجام داده اند .... امسال اگر قسمت ما شد و برنگشتیم حلال کنید ...! البته اگر عمری باقی بود و برگشتیم حتما مانند سال گذشته سفرنامه تصویری برای شما خواهم نوشت !

یا علی ...


خودم نوشت :

دعا کنید برنگردیم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:20 توسط داود رحمانی |

چند روزی بیشتر نیست که مرتضی پاشایی، هنرمند کشورمان دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت ؛ هنرمندی که در کشور نسبتا محبوب بوده و با رفتن خود موجی از اندوه و ناراحتی را در جامعه و مخصوصا در میان هوارادان و علاقه مندان خود ایجاد کرد . از همان شب اول مرگ ایشان علاقه مندان به وی در اقصی نقاط کشور اسلامی مشغول به گرفتن مراسم حزن و اندوه در پارک ها و بوستان های استان های مختلف کشور شدند و ناراحتی و اندوه خود را در غم فراق محبوب ابراز کردند. اما امان از این موج سواران آن ور آبی و امان از زود باور و ساده لوح های این ور آبی که هر دو دست در دست هم کوشیدند تا حاشیه هایی با رنگ هنر اما با طعم سیاست زدگی برای کشور ایجاد کنند؛ حاشیه هایی که هر از چند گاهی با مرگ یکی از هنرمندان یا اشخاص مطرح در عرصه کشور از سوی افراد اندک و معدود ایجاد می شود ! مانند حاشیه های تشییع مرحوم خسرو شکیبایی یا همچنین حاشیه های مراسم تدفین مرحوم سیمین بهبهانی که حاضران وی را به جای ذکر و صلوات و خواندن قرآن برای آرامش روحش با سوت و کف زدن راهی دیار باقی و خانه ابدی کردند ولی هرگز فریادهای پسرش از یادها نخواهد رفت که می گفت: ماردم مسلمان بود ؛ شما را به خدا به روش مسلمانان او را تشییع کنید و هر چه مجری مراسم  ذکر مقدس «لا اله الا الله » می گفت تشییع کنندگان ذکر مقدس!!! «زنده باد سیمین بهبهانی» سر می دادند ...!

ضد انقلاب که از هیچ فرصتی برای ایجاد حاشیه برای ایران اسلامی ما به راحتی نمی گذرد و این مهم بارها به اثبات رسیده است، این بار نیز دست به کار شد تا مردمی را که فرهنگ دوست و هنر دوست بودند را اغوا کرده و در ذهن آنها چنین الغا کند که اسلام و میهن اسلامی با هنر و هنرمند مخالف است [ همانطور که محمد رضا شجریان، هنرمند محبوب دولت یازدهم بارها این جمله ها را تکرار کرده است ] از این رو ساده لوح ها و زود باورها و البته ضد انقلاب های داخلی که در میان مردم رخنه کرده بودند شروع به ایجاد موجی از حواشی سیاسی برای کشور کردند که البته حاشیه های اصلی خود را برای روز تشییع گذاشته بودند که در این میان پیرمردی دانا و عاقل توطئه ها را دریافت و سریع در صدد زدودن این حواشی برآمد ... بله منظورم پدر مرتضی پاشایی است که الحق و الانصاف باید به هوش او احسنت گفت ، وقتی که سریعا و به دنبال ایجاد اولین حاشیه ها بیانیه ای صادر کرد و در آن مرتضی پاشایی را عاشق اهل بیت (ع) و خانواده خود را پایبند به اصول انقلاب و نظام اسلامی معرفی نمود ! همین یک بیانیه و البته مصاحبه های بعدی وی کافی بود تا این بار نیز کف گیر ضد انقلاب به ته دیگ بخورد و باز هم مانند همیشه ناکام بماند ... همان روزی که پدرش در مراسم تشییع، روضه امام حسین (ع) خواند و جو مراسم را خود در دست گرفت!

اما جالب ترین قسمت اینجا بود که سایت های اسرائیلی که در ضد حقوق بشر بودن و ظلم نمودن به مظلومان شهره عالم هستند مرگ وی را تسلیت گفته و او را اسطوره پاپ ایران معرفی کردند که هدفشان از این مطالب برای همه مثل روز روشن بود که می خواستند مردم را در برابر نظام قرار داده و خود را حامی مردم نشان دهند که با پخش مراسم تشییع وی از سیمای جمهوری اسلامی تیرشان به سنگ خورد!

اما آقای مرتضی پاشایی ! من از طرف هوادارن شما از شما معذرت خواهی می کنم که به جای خواندن فاتحه و ذکر صلوات و برگزاری مجالس روضه خوانی برای شادی روحتان؛ در پارک ها و بوستان ها جمع شده و شروع به خواندن ـ یکی هست ، تو قلبم ـ کردند و من متحیّرم که آیا این دوستان نمی دانند حساب این دنیا با آن دنیا بسیار متفاوت است ...؟؟؟؟

قسمت طنز ماجرا : قسمت طنز ماجرا اینجا بود که بنده شب اول مرگ ایشان به قول دوستان گشتی در شبکه های اجتماعی زدم تا بازخورد فقدان او را بررسی کنم که با حاشیه های طنز آلود و البته خط گرفته از آن طرف آب ها را مشاهده کردم مانند جایی که کاربران از اینکه چرا تلویزیون برنامه های طنز و شاد خود را به سبب مرگ مرتضی پاشایی قطع نکرده ناراحت بودند و ناراحتی خود را با ابراز جملاتی مثل « حالا اگه یه مرتیکه آخوند مُرده بود کل تلویزیون رو عزا گرفته بودن » بیان می کردند که بنده به دوستان گفتم بیچاره ما که هر ماجرایی در کشور اتفاق می افتد باید فحش و ناسزایش را ما بشنویم !!!!!!


خودم نوشت :

پاییز را دوست دارم ؛ چون معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد ، اشکی که در نگاهم می چرخد … آخر هم خیال می کنند که سرما خورده ام ...!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ساعت 18:14 توسط داود رحمانی |

حتما با خواندن تیتر مقاله فکر همه شما هم به مباحث داغ چند روز اخیر کشور معطوف شد ! بله ! جریان از این قرار است که عده ای اراذل و اوباش و شاید هم مزدور و مواجب بگیر دست به عمل شنیع پاشیدن «اسید» بر روی صورت چهار نفر از دختران و هموطنان گرامی در اصفهان کرده اند که عملی بسیار زشت و غیر انسانی است و قوه قضائیه باید با عاملان آن به شدیدترین وضعیت برخورد نماید تا درس عبرتی باشد برای دیگر اوباش ها که امنیت و آرامش روانی کشور را بر هم نزنند!

اما جریان به همین جا ختم نشد؛ و رسانه های ضد انقلاب که فرصت را مناسب دیده و با توجه به زمینه فکری که در جامعه در مورد بحث امر به معروف و نهی از منکر وجود داشت شروع به آغاز موج جدید حملات به قشر مؤمن و انقلابی جامعه کردند و آنها را که بیشتر به فرامین دین و بحث های امر به معروف و نهی از منکر می پردازند عاملان این قضیه معرفی نمودند، در حالی که این قشر مؤمن و انقلابی؛ خود جزو آسیب دیدگان و مظلومین این جریان های امر به معروف هستند و شهید علی خلیلی ( طلبه ناهی از منکر ) و دیگر شهدای امر به معروف و نهی از منکر گواهی بر صحت این سخنان هستند ! البته این جریان سازی رسانه های ضد انقلاب از آنجایی بود که بحث گشت های موتوری «انصار حزب الله» در تهران که فقط کار آنها مختص در تذکر لسانی است چند ماهی بود که تبدیل به بحث داغ محافل سیاسی شده و در مجلس شورای اسلامی نیز بر روی قانونی در این مورد چند وقتی است که بحث و گفتگو صورت می گیرد که البته به نتایجی نیز رسیده است اما بحث اینجا است که گشت های موتوری انصار حزب الله اصلا مجوز فعالیت از وزارت کشور دریافت نکرد و آنها نیز رسما اعلام کردند که تا گرفتن مجوز، فعالیت نخواهند کرد!

اما امان ! ... امان از این روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب که باز هم از محبوبان خود در آن سوی آب ها فرمان حمله گرفتند و بعد از آغاز حمله از آن سوی مرزها این روزنامه ها نیز حمله را در داخل ادامه داده و هر کدام با تیترهای دو پهلو و آشکاری جریان اسید پاشی ها را به قشر مؤمن و انقلابی نسبت داده و چنین وانمود کردند که « اسید پاشان » قصد امر به معروف و نهی از منکر داشتند و قربانیان این حادثه نیز «دختران بد حجاب» بودند !! یعنی کسانی که قصد امر به معروف دختران بد حجاب را داشتند اقدام به پاشیدن اسید کرده اند ... ادعایی بس پوچ و رد شده از سوی مقامات قضایی و خانواده های قربانیان این حادثه دلخراش ...!!

سهیلا یکی از قربانیان این حادثه در اصفهان است که با انتقاد از جو سازی رسانه های داخلی و ضد انقلاب بر علیه آنها که مثلا بد حجاب بوده اند در معرفی خود می گوید که از خانواده معظم شهدا بوده و دانشجوی حقوق می باشد و البته حجاب متناسبی نیز دارد ! مادر یکی دیگر از قربانیان با نشان دادن عکس محجبه دختر خود از بانیان این شایعه انتقاد می کند که چرا دختر محجبه او را بد حجاب معرفی می کنند ...

... اما اگر رسانه های ضد انقلاب هیاهو به راه اندازند؛ چندان تعجبی ندارد چرا که کار همیشگی آنها است و اگر این کار را نکنند باید تعجب کرد ولی سوال اصلی اینجاست که چرا رییس جمهور دیروز در جمع مردم زنجان با سخنانی دو پهلو و با بیان اینکه « نباید امر به معروف سبب ایجاد نا امنی در کشور شود » و همچنین « مبادا روزی امر به معروف که عامل نزدیکی جامعه است به سببی برای تفرقه تبدیل شود » همسو با جریان ها و رسانه های ضد انقلاب امر به معروف را سبب ناامنی معرفی می کند و پر واضح است که جهت این سخنان نیز به سمت قشر انقلابی و مؤمن جامعه بوده و آنها را هدف قرار داده است ...

آقای دکتر روحانی !! زیاد به حرف های آن طرف آبی ها توجه نکنید ؛ چرا که بارها دشمنی آنها با مردم این کشور معلوم شده است ... خودتان که بهتر در جریان هستید !!


خودم نوشت :

فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و ارتحال ملکوتی آیت الله مهدوی کنی بر همه شما بزرگواران تسلیت باد ...!

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:21 توسط داود رحمانی |

این مواضع بر می گردد به یک و نیم سال پیش ؛ زمان تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری که هر کدام با توجه به تفکرات و پیشینه سیاسی خود تحت حمایت گروه و جناح خاصی قدم به میدان گذاشته و کار خود را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری آغاز کرده بودند! اصلاح طلبان با سردمداری آقای عارف از همان ابتدا شعار نزدیکی به غرب و مخصوصا آمریکا را سر می دادند که البته قبل از انتخابات هم اشخاصی مانند آقای کواکبیان اصلاح طلب که معلوم نبود در انتخابات تأیید صلاحیت می شود یا نه؛ کار خود را شروع کرده بود و حتی در شعارهای تبلیغاتی خود می گفت که شش ماه بعد از انتخاب شدنش به ریاست جمهوری با آمریکا رابطه برقرار خواهد کرد!!! پس از همان ابتدا مشخص و مانند روز همه چیز روشن بود که اصلاح طلبان بعد از هشت سال و بعد سال هایی که موسوم به دوران اصلاحات بود و گردش 180 درجه ای به سمت غرب داشتند و اتفاقا در آن زمان از سوی جناب بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا مورد ملاطفت قرار گرفته و « محور شرارت در منطقه » نام گرفتند و ما نیز به تبع آنها محور شرارت شدیم؛ تنبیه نشده و باز هم دوست داشتند تا بار دیگر اقبال خود در نزدیکی به سمت غرب و خصوصا امریکا را امتحان کنند ! اما بخت با جناب عارف یار نبود و به سبب عدم محبوبیت، ایشان مجبور به کناره گیری شدند و با توجه به کثرت اصول گرایان و سردرگمی این طیف؛ جناب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری انتخاب شد.

حتما همه شما هم مانند بنده خاطرات سال قبل را در ذهن دارید و با مرور این مقاله آن خاطرات بیشتر در ذهن شما خودنمایی خواهد کرد ؛ همان خاطرات حضور دکتر روحانی در نیویورک و جنجال های پیش آمده در آن که رهبر انقلاب نیز از بروز چنین حوادثی ابراز نارضایتی کردند! همان ماجرای گفتگوی تلفنی پریزیدنت روحانی و اوباما و سخنرانی ها و دیدارهای جناب روحانی که با هدف جلب توجه و اعتماد غرب در مقابل سخنان چالش برانگیز آنها سخنانی به مانند سکوت بر زبان جاری کرد و در پاسخ آنها یک موضع گیری قدرتمندانه انجام نداد! به امید اینکه رابطه میان ایران و آمریکا تصحیح شده و روابط گرم تر شود و این تحریم ها نیز کاهش یابد که در طول یک سال گذشته اثرات این رفع تحریم !!!!!!!!!!! و گردش به سمت غرب را به وضوح مشاهده کردیم که از جمله اثرات آن بیش از 13 بار تهدید به حمله نظامی و افزایش لیست تحریم شرکت ها و اشخاص ایرانی بود !!

امسال نیز جناب روحانی مانند سال گذشته بعد از یک تابو شکنی 36 ساله بعد از تاریخ انقلاب با « دیوید کامرون » نخست وزیر انگلیس دیدار کرد ؛ دیداری که بیشتر شبیه به یک تئاتر نمایشی بود تا یک دیدار سیاسی!! دیداری که انگلیس از آن به عنوان یک نمایش رسانه ای و استفاده از نام ایران بهره های فراوانی برد که البته روزنامه های اصلاح طلب هم با دستپاچگی تمام مانند دیدار سال قبل جناب طریف با جان کری، این دیدار را آرزوی دیرینه آنها بود تیتر اول روزنامه های خود کردند! ولی این نزدیکی دوباره به غرب از سوی جناب روحانی باز هم نتیجه مثبتی نداشت و تنها چند ساعت بعد از این دیدار؛ دیوید کامرون در سخنرانی خود در سازمان ملل، ایران را کشوری حامی تروریست، ضد حقوق بشر و کشوری در صدد ساخت بمب هسته ای معرفی کرد که تکرار همان مواضع قبلی و بلکه شدیدتر از آن بود ! ولی جالب تر اینکه دکتر روحانی که چند ساعت بعد از نخست وزیر انگلیس سخنرانی کرد نه نامی از انگلیس و آمریکا آورد و نه موضعی مقتدرانه در برابر آنها اتخاذ نمود و فقط به گفتن چند سخن کلّی و فراگیر اکتفا کرد در حالی که شاید نزدیک به 80 درصد سخنان دیوید کامرون با استفاده از لفظ صریح ایران و محکوم کردن آن بود ...!! جناب روحانی که ابراز تمایل نیز کرده اید تا دوباره سفارت های انگلیس و ایران بازگشایی شود، آیا تا به حال کم ضربه از این روباه پیر خورده ایم؟ رجوع به تاریخ هم چیز خوبی است تا مشخص شود چندین درصد از بدبختی های این ملت از سوی همین انگلیس شیطان صفت بوده است !!! پس دیگر دست دوستی چرا ؟ ... ضمنا هنگام دست دوستی با آنها مراقب انگشتان خود باشید !!

دکتر روحانی ! بارها ثابت شده است که تنها با مقاومت می توان در برابر آنها ایستادگی کرد همانند دوران دفاع مقدس یا به قول معروف « مقاومت، رمز پیشرفت »


خودم نوشت:

کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ؛ دستی توی دست بود ... !!!

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ساعت 0:4 توسط داود رحمانی |

امام خمینی (ره) در طول مبارزات مردمی انقلاب اسلامی بارها و بارها فرمان های محوری و راهگشا صادر کرده و بعضا با همان فرمان حیاتی خود مسیر مبارزات را به نفع انقلاب اسلامی تغییر می دادند ؛ مانند همان دستور امام برای لغو حکومت نظامی در روز و شب 21 بهمن 57  که بعدها معلوم شد رژیم منحوس شاه در نظر داشت در اقدامی ضربتی در همان شب همه مبارزین را کشته و به مدرسه محل اقامت امام نیز حمله کند حتی اعلام کرده بودند که اگر در این حمله 10 هزار نفر هم کشته شود نباید عملیات متوقف شود که با این فرمان راهبردی امام حکومت نظامی شکسته شد و حتی آیت الله طالقانی هم با کفن به دستور امام (ره) به خیابان آمدند و دیدیم که با اجرای  همین دستور امام روز بعد انقلاب به پیروزی رسید !

در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز بارها و بارها چنین فرمان هایی از سوی امام صادر شد که یکی از این فرمان ها شکست حصر آبادان بود ! این دستور امام زمانی صادر شد که حدودا رزمندگان اسلام در جبهه ها با سردرگمی به سر می بردند که پس از این فرمان تاریخی و راهبردی روی دیگر جنگ شروع شد و به گفته کارشناسان نظامی عملیات ثامن الائمه (ع) [ شکست حصر آبادان ] آغاز راهبرد مرحله دوم جنگ بود که پس از شکسته شدن حصر آبادان و پیروزی رزمندگان اسلام در این عملیات در مناطق دیگر و در جبهه های دیگر نبرد نیز گشایش حاصل شد و ورق جنگ به نفع ایران برگشت!

هدف از این زمینه سازی ها رسیدن به این فرمان راهبردی خمینی کبیر (ره) بود که فرمود : « اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود » ...! این فرمان نیز مانند فرمان های دیگر وی یک دستور راهبردی است اما این بار برای گشایش در امورات امت اسلام!  که بنا به گفته کارشناسان قفل موفقیت های جهان اسلام در نابودی اسرائیل است! حال مقدمات انجام این دستور راهبردی را با هم مرور می کنیم :

امام خمینی (ره) در 5 آذر 1358 فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر کرد و در آخرین پیام خود برای بسیجیان فرمود: « اگر بر كشوری ندای دلنشین تفكر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم  » !! با این فرمان امام بسیج در ایران تشکیل شد و همگان دیدند که در هشت سال دفاع مقدس بسیج چه غوغایی به پا کرد و دست جهانخواران را از ایران اسلامی کوتاه نمود! پس اولین مرحله نابودی اسرائیل آغاز شد و اولین خط با این فرمان امام قوّت گرفت.

از چند سال پیش با آغاز حملات آمریکا به سوریه که در قالب تکفیری های داعش و تجهیز آنها صورت گرفت سوریه که یکی از معدود کشورهایی بود که در زمان جنگ تحمیلی با صدام خائن بر علیه ایران همکاری نکرد؛ در آستانه سقوط قرار گرفت و حتی داعشی ها تا چند کیلومتری پایتخت (دمشق) نیز رسیدند چرا که ارتش سوریه شرایط جنگ شهری را نمی دانست و فقط برای نبردهای مرزی و بیابانی تربیت شده بود، لذا با درخواست کمک آنها از ایران سردار قاسم سلیمانی و چند فرمانده دیگر سپاه قدس در این کشور به سرعت کار تجهیز و آماده سازی نیروهای بسیج مردمی را آغاز کردند که در اولین مرحله 5 هزار نفر ساماندهی شد و مبارزه با تکفیری های داعش را آغاز کردند که پس از آن، آن روی دیگر سکه برای سوریه رو شد و دمشق به امنیت کامل رسید و از دست داعشی ها رهایی یافت و امروز هم داعش در این کشور در انزوای کامل قرار گرفته و ارتش توانست با کمک بسیج مردمی قسمت اعظم سوریه را پس گرفته و داعشی ها را بیرون کند و لذا دومین خط نابودی اسرائیل نیز از بسیج ایران به بسیج سوریه رسید و فرماندهان بسیج در آنجا با بسیج و سپاه ایران کاملا ارتباط برقرار کردند!

حلقه مفقوده در این میان برای تکمیل این خط مستقیم وجود داشت که با حمله داعش پس از ناکامی در سوریه به عراق آن نیز تکمیل شد! در پی حمله داعش به عراق این کشور نیز در آستانه سقوط قرار گرفت چرا که بیشتر فرماندهان لشگرهای 12 گانه آن بعثی بوده و از آنجایی که هدف آنها نیز سقوط عراق اسلامی بود از ورود ارتش به عملیات ها جلوگیری کردند و در همین مرحله اول ورود داعش، موصل که یک شهر راهبردی بود به دست آنها افتاد و لذا بعد از وقوع این حوادث عراق نیز از ایران درخواست کمک کرده و ایران نیز بعد از حکم جهاد آیت الله سیستانی به تجهیز بسیج مردمی در این کشور پرداخت و بعد از آن همگان شاهد پیشرفت روز افزون عراقی ها در عقب راندن داعش بودند! پس این حلقه مفقوده در ایجاد خط مستقیم به سوی اسرائیل با تشکیل بسیج مردمی عراق تکمیل شد و حالا از ایران تا اورشلیم می توان یک خط مستقیم ترسیم کرد! و اگر عراق بتواند پس از ائتلاف ملی سیاسی ایجاد شده داعش را به طور کامل بیرون کرده و منزوی کند این خط قوت بیشتری خواهد گرفت!!

در کنار گوش اسرائیل نیز شیر بچه های حزب الله لبنان آماده نبرد هستند و حتی در جنگ 33 روزه توان بالای خود را به رخ اسرائیل، چهارمین ارتش بزرگ جهان!!!!! کشیدند و حتی به گفته سید حسن نصر الله هم اکنون 50 هزار موشک، آماده شلیک از جنوب لبنان که هم مرز با فلسطین اشغالی است به سوی اسرائیل است که حداکثر زمان رسیدن موشک ها به اسرائیل 15 دقیقه است! در طرف دیگر، ایران با حمایت و کمک های مادی و معنوی خود از مقاومت فلسطین (حماس) توان بالای خود را به رخ جهانیان کشید و حتی ساخت موشک های بسیار عالی را نیز به آنها آموزش داد که همگان در جنگ 51 روزه غزه شاهد انزوای اسرائیل و کم آوردن آنها بودند؛ و جالب است بدانید موشک های مقاومت تا اسرائیل 10 دقیقه در راه خواهد بود !

باز هم باید نزدیک اسرائیل می شدیم !!! پس جانشین صالح خمینی کبیر، مقام معظم رهبری فرمان راهبردی مسلح کردن «کرانه باختری» را صادر کرد ! پس از این فرمان بود که مردم کرانه باختری نیز به تکاپو افتاده و برای کمک به هموطنان خود در غزه شروع به فعالیت و درگیری با سربازان اسرائیل کردند که اخبار آن در رسانه ها موجود است و حال اگر بتوانیم موشک های خود را در کرانه باختری نیز مستقر کنیم می دانید مدت زمان رسیدن موشک های مقاومت تا اسرائیل چند دقیقه است ؟؟ یک دقیقه ...

پس سلاح ها را برداشته و آماده نبرد بزرگ شوید ! فرمان خمینی کبیر در حال اجرایی شدن است و این خط مستقیم رسیدن تا اسرائیل ایجاد شده است !! آنان که حیدری اند ؛ یا علی ...


در نقشه زیر خط مستقیم ایجاد شده از ایران تا اسرائیل را مرور کنید !!!

ایران ـ عراق ـ سوریه ـ لبنان ـ اسرائیل

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 19:23 توسط داود رحمانی |

اسلام !!! همان مظلومی است که این روزها هر کسی با هر فکر و تفکری و شاید با کمترین اطلاعی از مبانی و رهنمودهای آن چیزی را به آن نسبت می دهد که شاید اگر خود « اسلام » در شکل و صورت یک انسان بود از شنیدن این چیزها « شاخ » در می آورد. وزارت های ارشاد همانطور که می دانید محلی است که با توجه به نام آن باید اشخاصی در رأس آن قرار گیرند که به مبانی اسلامی آشنایی داشته و نگذارند تا هر چیزی را به نام اسلام در جامعه ترویج کنند و صدایی هم از کسی در نیاید !!!

در طول دولت های مختلفی که بعد از انقلاب اسلامی با رأی مردم تشکیل یافته است اشخاص متفاوتی نیز با سلیقه ها و با تفکرات متفاوت در رأس این وزارت بسیار حساس قرار گرفته اند که هر کدام به فراخور آشنایی خود با مفاهیم اسلامی عملکردها و فعالیت های خوب و بدی داشته اند مانند جناب خاتمی ، مهاجرانی ( که وزیر ارشاد دولت اصلاحات بود و بعد مدتی به لندن فرار کرد و در مصاحبه ای زنده با شبکه جاسوسی BBC امام زمان ع را نفی کرده و اینکه قرآن کلام خدا است و کلام انسان نیست را یک دروغ دانست ) ، حسینی و در دولت کنونی نیز جناب آقای جنتی !!! اما این بزرگواران با توجه به تفکرات و سیاست ها و خط مشی های رئسای جمهور انتخاب شده اند ؛ بنابر این در اشتباهات آنها نیز می توان رئیس جمهور را هم دخیل دانست و او را نیز به خاطر انتخاب چنین وزیری باز خواست کرد !!

در دولت کنونی که با شعار اعتدال !!! وارد میدان سیاست و مدیریت اجرایی کشور شده است جناب علی جنتی به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شد تا همانطور که اشاره کردیم عملکردهای جامعه را که در حیطه مسؤولیت آنها است بسنجد و در صورت اسلامی بودن و عدم تعارض با فرهنگ اسلامی مجوز نشر و پخش و در غیر این صورت مجوز آن را لغو نماید . در این میان و در سالی که مقام معظم رهبری نگرانی خود را از فرهنگ کشور اعلام نمودند و این نگرانی ها از سخنرانی های اول سال و نام گذاری امسال از سوی ایشان کاملا هویدا است، وزارت محترم ارشاد در نامه ای آمادگی خود را برای برآورده نمودن منویات فرهنگی ایشان اعلام کردند که جای بسی امیدواری بود ولی در ادامه به قول معروف « ناگهان سِلکنجَبین صفرا فزود ....

در سالی که منتظر اقدامات خوب فرهنگی از سوی وزارت ارشاد بودیم عملکردهای ایشان بارقه های امید را در دلها  خاموش کرد و با دادن مجوز ادامه فعالیت به نشر چشمه و کتاب های ضد فرهنگی آن، عدم موضع گیری در برابر نشریات و روزنامه هایی مانند آسمان که مقدسات را مورد اهانت قرار داده بودند و در همین اواخر نیز با دادن مجوز برگزاری نمایشگاه های زنده « فشن اسلامی !!!!!!!!!!!!!!!! » به کلی فرهنگ دوستان و دلسوزان عرصه فرهنگ را مأیوس نمود.

بله درست خوانده اید ... فشن اسلامی ... !!! و حال ما نمی دانیم با چه زبانی از این اقدام ضد فرهنگی وزارت ارشاد تشکر کنیم که برای دور نماندن جامعه اسلامی ما و بانوان آن از مدهای روز دنیا که در غرب طراحی می شود و اصلی ترین هدف آن برهنگی است و بارها نیز تقلید طراحان داخلی از آنها مشاهده شده است؛ به این اقدام دست زدند ! اقدامی که سراسر تناقض است !! اصلا ذات اسلام با برگزاری چنین نمایشگاه هایی که زنان روی استیج قرار می گیرند و با اشکال خاصی برای بیشتر نشان دادن خود روی آن راه می روند مخالف است و مخصوصا اینکه اینگونه نمایش های زنده با حضور آقایان برگزار می شود !! مسؤولان وزارت ارشاد برای توجیح این اقدام خود چنین دلیل آورده اند که در کشورهای ترکیه و مالزی و اندونزی نیز این نمایشگاه ها برگزار می شود !! آخر برادر من این که نشد دلیل !! مگر در ترکیه و مالزی و اندونزی به جز نام چیز دیگری از اسلام باقی مانده است که شما آنها را دلیل می دانید !!! با یک نیم نگاهی به این کشور می بینید که به جز نام چیزی دیگری از اسلام نیست و برای کشور اسلامی ما که داعیه دار صدور انقلاب خود به تمام جهان هستیم ( و با الطاف الهی نیز به آن رسیده ایم ) این مسائل نباید روی دهد !!! به امید روزی که این بزرگواران نیز دغدغه فرهنگ اسلامی داشته باشند ...

البته ناگفته نماند که ما با مد و لباس های شیک پوشیدن مخالف نیستیم و اتفاقا اسلام، تمیز و مرتب پوشیدن را مستحب نیز می داند و خودمان نیز اینگونه هستیم ...

در ادامه مطلب به چندین عکس در این زمینه که نشان دهنده عمق فاجعه است توجه کنید !!


خودم نوشت:

دلتنگ نشده ای تا ببینی ؛ چگونه خوب ترین خاطره ها بی رحم ترین آنها می شود ....

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ساعت 21:2 توسط داود رحمانی |

شهید مطهری (ره) مثال خوبی دارد که مشهور به قطار بی حرکت است! بدین صورت که همه دیده اند تا وقتی قطار حرکت نکرده و یک جا ساکن و ایستاده است کسی با او کاری ندارد و از کنارش به راحتی و بدون کوچک ترین توجهی  عبور می کند ولی وقتی همین قطار حرکت کرد بچه ها به دنبالش می دوند و از دور و نزدیک به سوی آن سنگ پرتاب می کنند !! اگر بخواهیم این مثال را با دنیای واقعی تطابق دهیم بهترین نمونه برای آن ایران اسلامی است ! چند سال به عقب برمی گردیم ؛ به سال های قبل از انقلاب ؛ به زمانی که کشور در دست بیگانگان بود و انگلیس و آمریکا هر کاری که دلشان می خواست در کشور انجام می دادند و هیچ کسی هم جلودار آنها نبود ؛ چون خود شاه و تمام دار و دسته اش هم مزدور همین انگلیسی ها و آمریکایی ها بودند ! ولی کسی آمد و مردم را متوجه قدرت درونشان کرد و اینکه ای مردم! دین شما دستور داده است در مقابل زور گویی و زیاده خواهی ایستادگی و قیام کنید ! همه قیام کردند ؛ شهید دادند ولی بالاخره کشور را از زیر یوغ و سلطه دشمنان خارج ساختند و ایرانی آباد و آزاد برای خود از نو بنا نهادند !

 حال دیگر این قطار به حرکت افتاده بود و آن قطار ساکن دیروزی نبود بلکه همه اهدافش ؛ همه تفکراتش و همه مردمش تغییر را احساس کرده بودند و دشمنان هم دیگر این قطار در حال حرکت را نمی توانستند تحمل کنند پس شروع کردند به پرتاب کردن سنگ به سمت این قطار در حال حرکت و هر چه می توانستند او را زدند با هر وسیله ای ! یک روز با ایجاد غائله های مختلف از جمله کرد و عرب و ترک، یک روز با ترور شخصیت های انقلاب، یک روز با تحمیل جنگ هشت ساله مقدس و وقتی اینها جواب نداد به تحریم روی آوردند؛ تحریمی همه جانبه البته به بهانه های مختلف مانند ساخت بمب اتم و حمایت از تروریسم در منطقه در حالی که مثل روز برای همه روشن بود که آنها با این قطار در حال حرکت مشکل داشتند؛ با اصل این نظام و مردمش مشکل داشتند و اصولگرا و اصلاح طلب هم اصلا برایشان فرقی نداشت بلکه اگر کوچک ترین فرصتی می یافتند همه را یک جا به باد فنا می سپردند!

چند نکته برای استفاده کنندگان از ماهواره :

L N B  موجود در نوک ماهواره یا همان دیش، یک سیستم هم گیرنده و هم فرستنده است ؛ بدین صورت که از طریق همینLNB  که به شبکه NSA آمریکا متصل است تمامی وب کم های روشن یا در حالت on را جستجو می کند و اگر روشن بود از طریق همین وب کم های روشن از محیط خانواده شما فیلم بردای نموده و در یکی هزاران شبکه ماهواره ای موجود پخش می کند...

در ادامه مطلب به مصاحبه از خانواده ای که به خاطر استفاده از ماهواره به تباهی و طلاق کشیده شده توجه کنید !!! پیشنهاد می کنم حتما بخوانید ...

                              مراقب باشید ... دشمن در کمین است !!! همین حوالی


خودم نوشت:

امام علی ع می فرمایند : اگر کسی هنگام افطار دعای « بسم الله اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انک انت السمیع العلیم » را بخواند ثواب او به اندازه تمام کسانی که در آن روز، روزه گرفته اند خواهدبود.

لحظه افطار ما را نیز دعا فرمائید ...

   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم تیر ۱۳۹۳ساعت 16:10 توسط داود رحمانی |

با سلام خدمت دوستان عزیز ...

از اینکه نتونستم پست جدیدی رو تو وبلاگ بذارم از همه معذرت می خوام ولی به پیشنهاد یکی از دوستان سوال و جواب مطرح شده بین بنده و یکی از مخاطبان گرامی به نام خانم رخساره در مورد انقلاب اسلامی که بیشتر شبیه به شبهات بود رو در قالب این پست بدون کم و زیاد مطرح می کنم ؛ شاید مفید فایده واقع بشه !

هر چند موضوعات جدیدی برای نوشتن در ذهن داشتم ولی به خاطر شروع امتحاناتم متاسفانه نمی تونم بنویسم! قضیه شبهات ایشون این طور شروع شد :

بحث من اینه که این انقلاب از اول اشتباه بود !!
حالا که بدون هیچ چاره داریم توی این مملکت زندگی میکنیم پس اجازه بدین عقاید خودمو داشته باشیم و با بولدزر تخریبمون نکنین ...

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :

در عصر نبی گر که شکستند همه عهد علی را    گر خانه نشین کرد عدو از ستم خویش ولی را

ما درس گرفتیم در این نهضت اسلامی ایران        تنها نگذاریم دمی رهبر خود سید علی را ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۳ساعت 15:56 توسط داود رحمانی |

هنر همواره در طول تاریخ یکی از بهترین ابزارها برای ارتباط با مردم بوده و از این ابزار بسیار قدرتمند در همین مسیر استفاده های فراوانی برده شده است. اما از وقتی که پای جعبه جادویی یا همان تلویزیون به خانه ها باز شد در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست خود را به یکی از اعضای بی بدیل خانواده ها تبدیل کند و همواره قسمتی از اوقات فراغت مردم و شاید قسمت اعظمی از آن با این رسانه جادویی سپری می شود . فیلم و سینما نیز یکی از ابزارهای بسیار قدرتمند هنری بوده که هم از آن می توان به عنوان وسیله ای برای بیان عقاید استفاده کرد و آن را که یک هنر بی بدیل است در راه درست استفاده نمود و یا آنکه آن را در راه دیگری که منجر به گمراهی مردم به وسیله ساختن فیلم هایی با محتوای مستهجن که صرفا استفاده گمراه کننده دارد، می شود به کار برد !! سینمای ایران نیز کم و بیش در این زمینه ها فعالیت هایی دارد اما متأسفانه کمتر کارگردان و تهیه کننده ای حاضر می شود فیلم هایی برای ابراز عقاید و تبلیغ عقاید دینی خود بسازد مانند سینمای هالیوود که بارها و بارها همان هدف استعماری و استکباری ضد ایرانی و اسلامی خود را با ساختن فیلم هایی با هزینه های گزاف به نمایش گذاشته است مانند فیلم 24 که به گفته دکتر عباسی [ استراتژیست معروف ] هر قسمت آن برابر با 500 صفحه کتاب است !!!!!!

اما بازیگران سینما نیز در این میان بی تأثیر نبوده و نیستند و با بازی در نقش های فاخر و البته توانایی های خوب خود اثرات بسیار ماندگاری را در ذهن و خاطره مردم به یادگار می گذارند مانند سریال امام علی (ع) یا فیلم مختار ثقفی که در خارج از کشور هم خواهان فراوانی دارد !!

اما حرف من سر این مباحث نیست ! بحث بنده بر سر عقاید بازیگران و زندانی شدن هنر و سینما در دستان قشری خاص است که کمتر تمایلی به انقلاب و صادر کردن فرهنگ اسلامی آن دارند [ البته برخی از بازیگران از این بحث خارج هستند ] حال با چنین شخصیت هایی چگونه می توان فرهنگ انقلاب و اسلام را صادر کرد ؛ جای سوال است ؟؟!! به قدری این مسأله ی مقید نبودن بازیگران به انقلاب شهره خاص و عام است که وقتی بازیگری بر خلاف آن عمل می کند مورد شدید ترین تخریب ها واقع می شود !! پس فرهنگ در این سینما کجا قرار دارد ؟ حتما متوجه شده اید که مطلبم در چه موضوعی است ! چندی پیش خانم الهام چرخنده در یک اقدام بسیار پسندیده در لحظه سال تحویل سال نو را به رهبر عزیز ایران اسلامی تبریک گفت اما احتمالا این کار ایشان مذاق بسیاری را که تعهدی در قبال فرهنگ این کشور ندارند بسیار تلخ نمود ؛ چرا که برخی هایی که آبشخور آنها مانند روز معلوم است از کجاست شروع به تخریب این بازیگر انقلابی با شدیدترین لحن ها کرده و حتی در صفحه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ فیسبوک ایشان مورد تمسخرهای فراوان قرار گرفتند! حتی به گفته ایشان آسیب هایی از قبیل ضرب و شتم خودشان و شکستن شیشه ماشینشان را نیز بعد از این اقدام متحمل شده اند!! اما تعجب اینجاست که بسیاری از رسانه ها در این زمینه سکوت کرده و هیچ عکس العملی از خود بروز ندادند که جای بسی تأسف است ! به گفته خود خانم چرخنده بسیاری به ایشان پیامک زده اند که سینمای ایران جای امثال شما نیست ! سوال اینجاست، پس جای چه کسانی و چه بازیگرانی است ؟؟ اگر در کشور انقلابی بازیگر انقلابی جایی ندارد پس حتما این سینما جای افرادی مانند خانم «بهاره رهنما» است که در میتینگ های سیاسی سال 88 برای آقای میر حسین موسوی سنگ تمام گذاشت ؟!! اما رسانه ها بدانند که در این زمینه قصور بسیار کردند و انتظار در این زمینه بالا بود !! هر چند این روزها هوای شهر کمی تاریک است ......


خودم نوشت:

میشود باران ببارد همین امشب!!!
قول میدهم فقط بویش را حس کنم اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش میکنم ....میشود؟
خدایا! دلم به اندازه تمام قطره های باران تنگ است ...

     

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 20:28 توسط داود رحمانی |


شاید تیتر مقاله برای شما هم کمی عجیب باشد اما تعجب نکنید این همان خواسته رئیس جمهور است که چند روز پیش در افتتاحیه نمایشگاه کتاب تهران گفت که شناسنامه دارها انتقاد کنند؛ بنده هم چون شناسنامه داشتم خواستم یک قلم فرسایی کرده باشم تا حرف رئیس جمهور روی زمین نماند !!! اما وقتی انتقاد می کنیم دوستان ایراد می گیرند که زبان نقد شما بسیار تیز است و چرا به دولت فرصت نمی دهید و به جای همکاری با دولت فقط از آن انتقاد می کنید و اگر هم انتقاد نکنیم و حرف نزنیم خودمان نمی توانیم طاقت بیاوریم ! اکنون نیز نمی دانیم انتقاد را از کجا شروع کنیم از مراسم اشرافی جشن  همسر جناب رئیس جمهور به بهانه روز زن که آن را در نطفه خفه کردند و نگذاشتند تا کسی از آن انتقاد کند یا حرفی بزند، اما جناب رئیس جمهور محترم به همسر گرامی خویش بفرمائید اشتباهات ایشان نیز پای شما نوشته می شود پس چه لزومی دارد در این آشفته بازار اقتصادی کشور همسر شما آن جشن اشرافی را راه انداخته و به همه همسران معاونان و همسران سفرای دیگر کشورها نفری 5 سکه بهار آزادی هدیه بدهد ؟ [ مطمئن باشید اگر شما در این موارد رعایت کنید مردم هم از گرفتن یارانه که دیگر کم مانده بود حدیثی هم از پیامبر اکرم (ص) در مورد انصراف از یارانه بیاورید، انصراف می دهند ] حالا نمی خواهیم در مورد اتفاقات افتاده در خود جشن نوروز حرفی بزنیم که خانم « آلبا کلرن» خواننده و رقاص مشهور مصری نیز در آن شرکت داشتند و بقیه ماجرا ! چرا که با این وزارت ارشادی که ما داریم این چیزها مطمئنا اگر پیش نیاید باید تعجب کرد و به شگفت آمد ... وزارت ارشادی که به گروه سگ های زرد ایرانی که در آمریکا ساکن بودند و فعالیت موسیقی آنها رپ و زیر زمینی بود و به طور مرموزی کشته شدند، از جیب بیت المال 100 میلیون تومان ناقابل هزینه کرد و آنها را به کشور بازگرداندند و جالب اینکه در قطعه هنرمندان هم دفن شدند!

چه کار کنیم که دلمان از وزارت ارشاد پر است و نمی توانیم نگوئیم ! البته حرف در این باره برای گفتن زیاد است مانند ملاقات وزیر ارشاد با رهبر فتنه 88 یعنی جناب خاتمی که فعلا لیدر و رهبر فکری ایشان هم هستند [ در حالی که جناب وزیر یک قدم رنجه نکردند تا تشریف ببرند به اختتامیه جشنواره فیلم عمار که البته چون مخالف با تفکرات ایشان است گفتند وقت نکردم !!!!!! ] و یا از رفع پلمپ نشر چشمه که از چند سال قبل به خاطر انتشار رمان های با محتوای مستهجن و جنسی توقیف بود صحبت کنیم !!! یا آقای رئیس جمهور از احترام به مخالف و صبوری دوستان شما در مقابل انتقادها بگوئیم که چند روز پیش نگذاشتند همایش « دلواپسیم » در سالن سید الشهدا (ع) برگزار شود و بالاجبار در لانه جاسوسی برگزار شد حرف بزنیم ؟! اما چیزی که جالب بود عکس العمل روزنامه های حامی دولت و اصلاح طلبان بود که از چند روز قبل تیرها را به سمت این همایش نشانه رفته بودند و فردای آن نیز در اقدامی غیر حرفه ای تعداد شرکت کنندگان را بسیار کم و حضور را ضعیف دانستند که متاسفانه بر خلاف گفته آنها عکس و فیلم های مراسم چیز دیگری نشان می داد و نشان از حضور حداکثری مردم داشت ؛ آن هم مردم و مسؤولینی که دلواپس و نگران آینده کشور در قبال توافقنامه ژنو بودند و در مورد آن انتقاد داشتند ... این بود شعار حق انتقاد برای همه مساوی است و زنده باد مخالف !!؟؟؟ البته تا شما نگفته اید خودم بگویم که من بی سواد و افراطی هستم !!! خودم می دانم ... البته بحث تراوشات معده جناب یونسی، معاون ارشد رئیس جمهور در مورد به رسمیت شناختن اسرائیل و نزدیکی افکار اسرائیلی ها با جوانان ایرانی باشد برای بعد ...!!!

خودم نوشت:
او رفت همین ...
قصه ام کوتاه بود تمام شد !!
کلاغ جان تو هم برو شاید جای دیگری قصه ای زیبا منتظرت باشد ...!


           

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 18:51 توسط داود رحمانی |

تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد ...( امام خامنه ای )

حتما جمله بالا را به خاطر دارید که مقام معظم رهبری 20 شهریور سال 92 در دیدار با کارگزاران حج به آن اشاره کرده و نگرانی خود را از ترویج چنین نمودهایی از تشیع اعلام کردند . نمی دانم بعد از آن تاریخ به این فکر کردید که منظور رهبری از این جمله چه بود ؟ تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟ حال این جریان سیاسی در پوست مذهب جا گرفته را با هم مرور می کنیم !!!
 

آیت الله سید محمد شیرازی فرزند بزرگ خاندان شیرازی ها بود که در کربلا مشغول به تحصیل و تدریس بود و اتفاقا حضور ایشان در کربلا همزمان شد با قیام حضرت امام (ره) بر علیه رژیم شاه در ایران و تبعید ایشان به نجف که در کربلا هم به مدت یک هفته توقف کردند و اتفاقا از استقبال خوبی نیز از سوی سید محمد شیرازی روبرو شد؛ ولی وقتی زمزمه هایی در مورد زعامت و رهبری شیعیان توسط امام خمینی (ره) به گوش آیت الله سید محمد شیرازی رسید ساز مخالفت با ایشان را کوک کرد و فریاد سر داد که رهبری و زعامت شیعیان حق من است و این در حالی است که استاد ایشان آیت الله یوسف حائری بارها اذعان داشت که سید محمد شیرازی [ در حد مرجعیت نیست ] و حتی کار به جایی رسید که زعیم وقت شیعیان آیت الله خویی به مخالفت با ایشان بر خواست و کارهای او را شبهه ناک و دادن وجوهات به وی را غیر شرعی اعلام کرد و حتی سید محمد شیرازی بارها به طلاب ایرانی گفته بود که دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارید و این در حالی بود که خانه ایشان در کویت تبدیل به محل رفت و آمد نیروهای ساواک شده بود !!! آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود...

سال 1380 که آیت الله سید محمد شیرازی در سن 75 سالگی درگذشت این جریان که از قبل دشمنی خود با نظام و مسئولان آن را بارها اعلام کرده بود علی رغم اینکه مقام معظم رهبری سفارش کرده بودند ایشان را در حرم حضرت معصومه (س) دفن نمایند شروع به سوء استفاده از تشییع جنازه برادر کرده و آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند که با مداخله نیروهای امنیتی جریان به اتمام رسید و جنازه در حرم دفن شد ولی از آن تاریخ تا مدت ها سید صادق شیرازی و همراهانش این قضایا را دستاویزی برای ضربه به نظام کرده بودند !!! جریان به اینجا ختم نشد و مثل اینکه جریان شیرازی ها قصد تخریب وجهه تشیع را داشتند و لذا شروع به افتتاح 13 شبکه ماهواره ای به نام های مرجعیت، شبکه جهانی امام حسین 3،2،1 ، الانوار ، بقیع و شبکه های دیگر کردند و در این شبکه ها علنا شروع به بدگویی نسبت به رهبری و مراجع معظم تقلید کردند و حتی کار به جایی رسید که در این شبکه و شبکه های طرفدار آنها [ مانند شبکه فدک که توسط طلبه نمایی به نام یاسر الحبیب در لندن مدیریت می شود که اتفاقا داماد برادر سید صادق شیرازی یعنی سید مجتبی شیرازی که متاسفانه ایشان هم در لباس روحانیت هستند، بود و این طلبه نمای جوان که داماد خانواده شیرازی ها بود به صورت علنی شروع به وهن مقدسات اسلامی نمود و به عایشه که نزد اهل سنت احترام خاصی دارد و وهن ایشان موجب تفرقه بین مسلمین خواهد شد کتابی را تحت عنوان « عایشه ، فاحشه » به چاپ رساند که موجب تهییج احساسات اهل سنت شد و کار تا جایی پیش رفت که یکی از علمای وهابی شیخ عبد العزیز آل الشیخ گفت: شکر خدا بعد از حرفهایی که یاسر الحبیب زد بسیاری از جوانان اهل سنت که تازه شیعه شده یا تمایل به شیعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت باز گشتند!!! و حتی این طلبه نمای جوان و داماد خانواده شیرازی ها که سرویس های جاسوسی انگلیس او را از زندان های کشور کویت آزاد کرده بودند به مقام معظم رهبری و دیگر مراجع بارها فحش های رکیک و ناسزا گفت که البته پدر خانم ایشان یعنی آیت الله سید مجتبی شیرازی که برادر سید صادق شیرازی است نیز بارها این فحش ها را تکرار کرده است و در چند سال اخیر نیز شروع به پخش رساله عملیه خود !!!!!!! در میان مردم ایران کرده است ] برخی از کارهایی که موجب وهن تشیع می شد به عنوان شعائر حسینی مطرح شد ...

 

از دیگر کارهای آیت الله سید صادق شیرازی ترویج قمه زنی و کارهای خلاف شعائر حسینی در شبکه های ماهواره ای تحت مدیرتش می باشد که حتی در ایام محرم کلیپ های بسیاری از قمه زنی که موجب وحشت مردم جهان از آئین مهربان شیعه می شود را ساخته و در این شبکه ها بارها و بارها پخش می کند و اتفاقا جایی را نیز خودش مخصوص قمه زنی ساخته است که امکانات فیلم برداری از این صحنه ها را دارد و البته یکی از کارهای بسیار بد و تفرقه انگیز ایشان نام گزاری هفته وحدت به نام « هفته برائت » در سایت خودش بود که با عکس العمل تند اهل تسنن روبرو شد و نزدیک بود که فتنه ای دوباره به پا شود که با هوشیاری مقام معظم رهبری و فتوای ایشان مبنی بر تحریم اهانت به مقدسات اهل سنت این غائله خاتمه یافت ... اما سوال اینجاست !؟ هزینه ساخت برنامه برای هر یک از این شبکه های سیزده گانه بنابر گفته یکی از مسئولین این شبکه ها به نام آقای هدایتی، 95 هزار دلار در ماه است که با یک حساب سر انگشتی برای 13 شبکه چیزی بالغ بر 1 میلیون و 235 هزار دلار در ماه و بلکه بالاتر هزینه می شود و این در حالی است که حتی یک برنامه تبلیغاتی هم از این شبکه ها پخش نمی شود که بگوئیم از محل این تبلیغات کسب در آمد می کنند!! حال سوال اساسی اینجاست که این همه هزینه و پول از کجا و چه طریقی تأمین می شود ؟؟؟ که نتیجه گیری در مورد آن با توضیحات بالا کار چندان سختی نیست که آن را به عهده خود شما واگذار می کنم !!!! البته فعالیت های ایشان در جریان فتنه اسرائیلی - آمریکائی 88 برای براندازی نظام به علت کمبود وقت ناگفته ماند ...

 

در پایان یاد آور می شوم که آیت الله سید صادق شیرازی قائل به مستحب بودن قمه زنی هستند بر خلاف بسیاری از علما که آن را جایز نمی دانند و اینکه ایشان در حال حاضر در یک جریان نرم و بسیار برنامه ریزی شده شروع به نفوذ در هیئات حسینی کرده و با بذل و بخشش پول های آنچنانی که معلوم است از چه منبعی است، بسیاری از هیئات را مورد غفلت قرار داده اند و شعار ایشان هم این است که هیئات نباید سیاسی شود چون در این صورت مردم از هیئات فرار می کنند در حالی که مطمئنا هر انسان عاقلی می داند که هر فردی که رو به سیاست آورده و از چند و چون کار سوال کند ماهیت این اشخاص را خواهد فهمید !!! و این هشداری است برای بچه هیئتی ها و همه مردم تا جلوی نفوذ این جریان را بگیرند که در حقیقت تخریب چهره اسلام و تشیع را نشانه رفته اند ....!!!

 


خودم نوشت :

از دوستان عزیز به خاطر طولانی شدن متن عذرخواهی می کنم ولی باور کنید خیلی خلاصه وار نوشتم و کمتر از این امکان پذیر نبود و مطلب ناقص می شد !! در ضمن دوستان می توانند عکس ها و اسنادی را در این زمینه در ادامه مطلب مشاهده نمایند ...

       

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۳ساعت 19:29 توسط داود رحمانی |

سلام به همه دوستان عزیز ... به همه دوستانی که در همه این چند سال با هم رفیق و همراه بودیم و در این وبلاگ با هم به تبادل نظر و اطلاعات پرداختیم !!!

با عرض پوزش از این که چند روزی است مطلبی تو وبلاگ ننوشتم ... راستش رو بخواید نمی دونم چرا ولی به قول معروف دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم و به خاطر همین نمی تونم رو یه مطلب تمرکز کنم و بنویسم !! اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم این روزها !!! دلیلش هم .... بماند !!!!

خواستم بی معرفت نباشم و عید رو پیشاپیش به همه شما عزیزان و دوستان گرامی تبریک بگم ! ان شاء الله که سال خوبی رو به همراه خانواده شروع کنید و سال بعد یعنی سال 93 پر از خوبی و روزهای قشنگ برای همتون باشه !!

برای ما هم سر سفره عید و لحظه سال تحویل دعا کنید ... که کمی دلمان باز شود !!!

در ضمن مطمئنا همه شما دوستان احترام ایام فاطمیه رو تو این ایام و تو شادی ها نگه می دارید ... البته نه اینکه کلا عزادار باشیم و سیاه پوش !! نه اینطور نیست و اسلام هم با این رویه که افراط گرایانه است مخالفه !!!

عید بر همه مبارک ...


خودم نوشت :

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است ...


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۲ساعت 13:8 توسط داود رحمانی |

مطالب قدیمی‌تر