لطفا ذوق زده نشوید ... این جمع بندی است نه توافق !!!!

بی تردید شما هم در ایام و روزهای گذشته مانند تمامی ایرانی ها اخبار روزهای داغ هسته ای کشور مانند گرمای روزهای ماه مبارک رمضان که رو به اتمام است را پیگیری کرده و می کنید . قطعا برای هر ایرانی یک افتخار است که چندین کشور قدرتمند اروپایی بعلاوه آمریکا [ و نه جامعه بین الملل و کل دنیا ] در برابر دیپلمات های کشور عزیزمان بر سر یک میز نشسته و بر سر مسائل مورد مناقشه طرفین مذاکره نمایند . البته گذشته از اینکه این عمل (مذاکره برای گرفتن امتیازات) برای ما ناخوشایند است چرا که ما داشتن انرژی صلح آمیز هسه ای را یکی از حقوق مسلم خود می دانیم و در این مورد با هیچ کشوری حاضر به معامله و تعارف نیستیم؛ اما اینکه این کشورهای قدرتمند [ باز هم تأکید می کنم نه کل دنیا و جامعه بین الملل ] ما را به عنوان یک کشور قدرتمند منطقه ای پذیرفته اند مایه افتخار و به خود بالیدن است .

اما از آنجایی که طرف های دیگر مذاکره در این فرایند عبارتند از آمریکا و انگلیس و چند کشور دیگر، برای ما جای بسی هشدار و هشیاری است چرا که برای هر عقل سلیمی گذشته پر جرم و جنایت و حیله و نیرنگ آنها پوشیده نبوده و با اندکی تأمل و فلش بکی به گذشته می توان تمام سوابق ننگین تاریخی آنها را مرور کرد که صد البته مجالی برای ذکر آنها در این مقاله نیست!! در این میان و با توجه به این سوابق درخشان تاریخی!!! می طلبد تا تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان هشیارتر از گذشته عمل کرده و همانطور که رهبر انقلاب نیز بارها تأکید کرده اند راه زیاده خواهی و فرصت طلبی و حیله گری را بر آنها ببندند ؛ چیزی که با نگاهی گذرا به بیانیه لوزان می بینیم که رعایت نشده و بلکه طرف مقابل از همان حیله گری خود در همین راستا استفاده کرده و فرزندان این ملت را در مذاکرات فریفته است.

با توجه به اینکه مبنای مذاکرات اخیر [ مذاکرات هتل کوبورگ وین اتریش ] و جمع بندی صورت گرفته در آن ( و نه توافق ) بیانیه پر از اشکال و گره لوزان بود ( که در این وبلاگ نیز مقاله ای در مورد آن با عنوان بیانیه لوزان چای سوییس نوشتیم ) بی تردید بیم آن داشتیم که در این مذاکرات نیز همه چیز را از دست دهیم که البته تا حدودی نیز چنین است ؛ اما تنها دلخوشی ما فیلتر تصویب مجلس شورای اسلامی است که قطعا اشکالات فنی زیادی از آن گرفته خواهد شد ؛ هر چند کنگره و رییس جمهور آمریکا نیز در یک بازی پلیس خوب و پلیس بد آن را وتو کرده و کار را مشکل خواهند کرد. اما متأسفانه چیزی که بعد از پایان این جمع بندی و نه توافق در کشور مشاهده کردیم بسیار باعث رنجش خاطر بود، چرا که چند ده جوان سرخوش و بی فکر که قطعا منتظر چنین بهانه ای برای ابراز شادی های هنجار شکنانه خود بودند؛ مانند گذشته به خیابان ها ریختند و شادی هایی از خود بروز دادند که حتما همه شما فیلم ها و تصاویری از آن را مشاهده کرده اید و مطمئنا هیچ یک از آنها هم حتی نمی دانستند جمع بندی صورت گرفته بر چه مبنایی بوده است و فقط و فقط تنها هدف آنها از این خیابان گردی ها ابراز شادی های تأسف بار و ساختار شکنانه بود ...

اما چیزی که به قول دوستان جای گلایه بسیار دارد اینکه وقتی چند هفته قبل جوانان این کشور به خیابان ها آمدند و در حمایت از تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان و بر علیه زیاده خواهی آمریکایی ها شعار دادند تمام دولتمردان و خصوصا جناب نوبخت سخنگوی دولت به شدت از آن ناراحت بوده و آن را حرکت هایی ضد قانونی قلمداد کردند ؛ اما چند روز پیش وقتی جوانانی سرخوش و بی خبر از دنیا به خیابان ریختند و با رقص های مختلط ابراز شادمانی می کردند تمام دولتمردان و روزنامه های زنجیره ای از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند و آن را ابراز شادی ملت می دانستند ...

جناب نوبخت نکند یکی به نعل و یکی به میخ ...!!!!


خودم نوشت :

1. ماه رمضان دیگری رو به اتمام است و باز آدم نشدم ... خدایا دریابم !!

2. در این مدتی که سرورهای بلاگفا خراب بود همه چیز رو از بین برده بود که خوشبختانه مطالب بازگشته اما متاسفانه نظرات ارزشمند شما از پست ها حذف شده ؛ اما با توکل برخدا شروعی دوباره خواهیم داشت ...!

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعــت16:0 تــوسط داود رحمانی |
سلامی دوباره ...
سلام دوستان ....

هووووورررررراااااااااااااااااااااااااااا

بالاخره بلاگفا بعد از ماه ها از کما در اومد و ما می تونیم دوباره در کنار دوستان قدیمی خود با مطالب بروز تری باشیم ....!!

پس ان شاء الله به زودی با یک مقاله جدید بر می گردم !

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعــت9:47 تــوسط داود رحمانی |
آقای رییس جمهور کمی هم تاریخ بخوانید ...!

یکی از علم ها و سیر مطالعاتی که می تواند در پرتگاه ها و پیچ های تند تصمیم گیری زندگی به انسان بسیار کمک کند ؛ تاریخ است. تاریخ یعنی استفاده از تجربه انسان های گذشته و عدم تکرار اشتباه ها و تصمیم گیری های غیر معقولانه ای که یک بار در گذشته امتحان شده و جوابش را پس داده است. وقتی به روایات ائمه (ع) هم مراجعه کنید مشاهده خواهید کرد که بزرگان دین هم نسبت به مطالعه تاریخ سفارشات عدیده ای داشته اند از جمله امام علی (علیه السلام) که فرموده اند من با مطالعه تاریخ با انسان های گذشته زندگی کرده ام؛ و حتی رهبر معظم انقلاب نیز بارها به طلاب سفارش کرده اند که حتما در کنار مطالعه تفسیر، فلسفه و دیگر علوم حوزوی، تاریخ را نیز مطالعه کنند که بسیار راهگشا است.

در عرصه سیاست نیز یکی از بهترین علومی که می تواند در مواقع حساس و مهم تصمیم گیری به کار آید، همین تاریخ است که با مطالعه روش برخورد دولت ها و حکومت های گذشته با مردم شان و سرنوشت آنها می توانند درس های عبرت انگیز فراوانی به دست آورند. یکی از دولت ها و حکومت های اسلامی گذشته ای که با مطالعه تاریخ چیزی جز حسرت و البته تلنگری از نگرانی در دل بر جای نمی گذارد ، حکومت « اندلس اسلامی » است !! که بسیاری از شما بزرگواران در مورد آن و در مورد سرنوشت آن، چگونگی شکل گیری آن، رفتار دولتمردان آن با مردم و همچنین طریقه زندگی مردم آن سامان مطالب زیادی مطالعه کرده و یا حداقل شنیده اید !! اندلس اسلامی از آن جهت که یک حکومت اسلامی بوده و می تواند منبع الهام و عبرت برای ما باشد بسیار حائز اهمیت است و می طلبد که همه دولت مردان و مردم ایران اسلامی تاریخچه این حکومت اسلامی در بلاد اروپایی را مطالعه و در آن دقت نمایند.

قطعا یکی از چیزهایی که همه در مورد سرنوشت اندلس اسلامی شنیده و مطالعه کرده ایم که سبب نابودی و انحطاط آن حکومت شد؛ رفتارها و پوشش های غیر اخلاقی و بعضا ضد اخلاقی برخی از مردم و شاهزادگان آن دیار است که کم کم و به دلیل عدم جلوگیری از سوی حکومت و عدم اصلاح جامعه اسلامی از سوی خود مسلمانان ( یعنی همان نبود امر به معروف و نهی از منکر ) جامعه را به سوی کم غیرتی و سرانجام ورطه نابودی کشاند و در پایان نیز دشمنان از طریق همین هربه و سست ایمان شدن مردم در دفاع از سرزمین خود، به آنان حمله ور شده و تمدن اسلامی را از آن سرزمین به کلی برچیدند ... !! اما چیزی که از ابتدای حضور جناب دکتر روحانی در مقام ریاست جمهوری و در سخنرانی های ایشان که در آن منتقدین خود را با لقب هایی مانند [ تازه به دوران رسیده ها، بزردل ها، ترسوها، بروید به جهنم و ... ] مورد لطف قرار داده اند چیزی که به وضوح به چشم می خورد مخالفت علنی ایشان با مبارزه با بدحجابی و بی حجابی در مکان های عمومی و در جامعه است! همانطور که چند روز پیش هم این گفته خود را در دیدار با مسؤولان نیروی انتظامی تکرار کرده و مبارزه پلیس امنیت اخلاقی و گشت های ارشاد را با بدحجابی مورد انتقاد قرار داد [ هر چند از سوی خود بنده نیز انتقادات فراوانی به این نوع برخورد با بی حجابی از سوی پلیس وجود دارد ] و با گفتن جملاتی مانند « برخی ها تمام مشکلات جامعه را رها کرده و به بی حجاب ها چسبیده اند » مواضع قبلی خود در این باره را تکرار کرد!! البته در این دیدار حرف های ساده لوحانه زیادی مانند «پلیس موظف به اجرای احکام اسلام نیست» و بسیاری چیزهای دیگر که شدیدا مورد انتقاد مراجع تقلید و بزرگان قرار گرفت و البته این گفته ایشان مخالف صریح گفته های امام خمینی و رهبری بود! رییس جمهور قبلی یعنی جناب دکتر احمدی نژاد هم چند بار می خواست مخالفتش در مبارزه با بدحجابی را علنی کند که  مورد انتقادات زیادی قرار گرفت!

اما جناب رییس جمهور ! چیزی که پر واضح است اینکه هیچ کس تمام مشکلات جامعه را از بی حجابی و بدحجابی نمی داند [ چرا خلط مبحث می کنید ] و بلکه بسیاری، مشکلات جامعه را به قول آیت الله جوادی آملی از بی عرضگی مسؤولان می دانند اما این را نیز نباید فراموش کرد که بی حجابی و بدحجابی یکی از ترفندها و توطئه های دشمنان برای به نابودی کشاندن اخلاق اسلامی در جامعه و به دنبال آن نابودی کشور است؛ چیزی که در اندلس اسلامی و تاریخچه آن به روشنی آمده است !! هر چند ایران اسلامی هیچ گاه به سرنوشت اندلس دچار نخواهد شد!


خودم نوشت:

آیت الله بهجت : در تمام عمر با تمام وجود نافرمانی خدا را انجام دادیم ؛ ولی او با مهربانی تمام نعمت هایش را بر ما ارزانی داشت ! حال حساب کنید اگر او را اطاعت می کردیم چه می شد !!!

در ماه رجب، ماه مقدمه ورود به مهمانی خداوند ؛ ما را از دعای خیر خود محروم نکنید...!

+ نوشته شـــده در دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعــت14:8 تــوسط داود رحمانی |
قرارداد لوزان چای سوئیس ...! (ترکمنچای سابق )

سال 93 با تمامی خوبی ها و بدی هایش به اتمام رسید و همه هموطنان عزیز کشورمان سالی نو ، با نیرویی مضاعف برای رسیدن به قله های کمال آغاز کردند. اما در سال 93 حوادث سیاسی و فرهنگی بسیاری اتفاق افتاد که هر کدام به نوبه خود در خور بررسی است مانند انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری که به هاشمی رفسنجانی و کسانی که وی را مورد قبول بزرگان می دانستند ثابت کرد که اینگونه نبوده و شرایط با گذشته بسیار فرق کرده است چرا که روزنامه های اصلاح طلب با پروپاگاندا و سر و صدای زیاد ـ که البته کار همیشگی آنها در مناسبات سیاسی است ـ در آخرین روز مهلت نامزدی برای کسب کرسی ریاست طوری وانمود کردند که یک « ابر قهرمان » وارد میدان شده است اما این ابر قهرمان در روز انتخابات با اختلافی فاحش از رقیب خود آیت الله یزدی عقب ماند تا به همه ثابت شود کسی که روزی یکی از ستون های انقلاب بود امروز بر اثر عملکردهای اشتباهش در پیچ های حساس تاریخی، تبدیل به یک سخنگوی حزب و جناح سیاسی شده است؛ یا اتفاق دیگری که در خور بررسی است انتشار اولین آلبوم خواننده زن بعد از انقلاب با صدای خانم نوشین طافی است که این را نیز می توان از شگفتی های وزارت ارشاد دولت اعتدال ! و جناب جنتی دانست.

اما سال 94 با روزهایی بهاری و عطری دل انگیز از راه رسید تا نسیم دوباره زندگی را بر صورت همگان بنوازد و  جنبش جاری شدنی دیگر آغاز شود . امسال هنوز از گَرد راه نرسیده حوادث سیاسی بسیار مهمی را به دنبال داشت که از جمله آن می توان به سخنرانی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی که راهکار و نقشه راهی برای دولتمردان برای سال جدید بود اشاره کرد اما مهم ترین مسأله ای که این روزها همه درگیر آن بوده و موافقان و مخالفان بسیاری را به سخن وا داشته است بیانیه ـ بخوانید توافق ـ لوزان سوئیس بود که در رسانه های سراسر دنیا جنجال فراوانی به دنبال داشت اما چیزی که از این بیانیه ـ بخوانید توافق ـ به دست می آید خدعه و حیله ای است که آمریکایی ها و طرف های غربی به کار برده اند چرا که اولا به گفته تحلیل گران متن قرائت شده از سوی خانم موگرینی ( نماینده اتحادیه اروپا و جانشین خانم اشتون ) که به زبان انگلیسی بود با متن قرائت شده از سوی جناب دکتر ظریف بسیار متفاوت بود ! دوما ابهاماتی که در این بیانیه [ بیانیه قرائت شده از سوی دکتر ظریف ] وجود داشت می تواند مانند بسیاری از کارهای طرف های غربی و خصوصا آمریکایی ها دستخوش تحریف ها و تفسیرهای متفاوت قرار گیرد که یکی از آنها جمله « راستی آزمایی » در بیانیه است که باید از سوی سازمان ملل ( که فعلا تبدیل به بازوی اجرایی آمریکایی ها شده ) در مورد فعالیت های هسته ای ایران بازدید شده و صلح آمیز بودن آن تایید شود که اظهر من الشمس است که این اتفاق نخواهد افتاد چرا که بارها و بارها از سوی این سازمان ها نظارتهای لازم صورت گرفته ولی آنها صلح آمیز بودن آن را تأیید نکرده اند ؛ که البته با توجه به گفته های تئورسین های غربی مانند دیوید فروم هدف آنها ابتدا « تغییر در رفتار » و سپس « تغییر در ساختار » است که به وضوح می توان آن را مشاهده کرد.

البته گفتنی های زیادی در مورد بیانیه لوزان ـ بخوانید قرارداد لوزان چای سوئیس ـ وجود دارد که فرصتی برای  برای بیان آن ها نیست از جمله تغییر 19000 سانتریفیوژ به کمتر از 6000 سانتریفیوژ ، تبدیل فردو از یک مرکز غنی سازی به یک مرکز تحقیقاتی و آموزشی که اگر آن را به کل تعطیل می کردند بسیار به صرفه بود؛ چرا که آمریکایی به دلیل ساخته شدن سایت فردو در عمق 90 متری زیر زمین و زیر یک کوه نمی توانند آن را تخریب نمایند ـ در صورت فرض حمله آمریکا به تأسیسات هسته ای ایران بنا به گفته اوباما ـ لذا تبدیل آن بسیار به نفع طرف مقابل است چون در صورت تبدیل به یک مرکز تحقیقاتی باید کلیه لوازم و ابزار آلات و ماشین های غنی سازی از آن خارج شده و به مکان دیگری انتقال داده شود ولی در صورت تعطیلی تمامی تجهیزات در جای خود باقی می مانند و فقط کار نمی کرد و حال با فرض اینکه آمریکایی ها در مدت زمانی این توافق نامه را زیر پا بگذارند [ همچنانکه در بسیاری موارد مشاهده شده است ] حساب کنید که راه اندازی دوباره آن و بازگرداندن دوباره تجهیزات به چه میزان هزینه و وقت نیاز دارد ؟؟!!!!!!!!!!!؟؟؟!!

البته باید از زحمات دکتر ظریف و هیئت همراه ایشان نیز به خاطر تحمل زحمات فراوان تشکر و قدردانی کرد ولی ای کاش ...!


خودم نوشت:

در این روزها که همه دچار وادادگی و سست شده اند جا دارد تا یادی از مردان مقاومت و ایستادگی به میان آوریم ...!

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعــت19:26 تــوسط داود رحمانی |
دوباره سالی دیگر تمام شد ...
دوباره سالی دیگر تمام شد ...

و سالی دیگر تا چند روز آینده آغاز خواهد شد ؛ سالی که در ابتدای آن با کلی برنامه ریزی موفقیت خود را تضمین می کنیم اما تنها بعد از گذشت یک ماه همه چیز تمام می شود !

اما امیدوارم که امسالمان واقعا سال پرتاب به قله های موفقیت در پرتو نور حضرت زهرا (س) باشد ...!

سال 93 با همه خوبی ها و بدی هایش تمام شد ... اما چه تلخ بود !

امیدوارم که در روزهای ابتدایی سال جدید حرمت ایام فاطمیه را نگه داریم .

در وقت سال تحویل در معراج شهدای مناطق عملیاتی جنوب کشور دعا گوی همه شما هستم!

سال جدید پیشاپیش بر همه شما دوستان عزیز مبارک باد ...

 

 


خودم نوشت :

حلالمان کنید ... حتی شما !

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعــت14:44 تــوسط داود رحمانی |
جنگ اقتصادی حضرت زهرا (س) با دشمنان ...!

آب دریا را اگر نتوان کشید ؛ هم به قدر تشنگی باید چشید ...! این زبان حال امروز من است ، چرا که می خواهم در مورد شخصیتی بنویسم که شاید اگر تمام عمرم را در این راه بگذارم و روزها و ماه ها و سال ها در مورد چنین بزرگواری بنویسم و بنویسم و بنویسم؛ قطعا نمی توانم گوشه ای از بزرگواری این بانوی بزرگ اسلام را به قلم بیاورم چرا که بزرگان بسیاری پا در این عرصه گذاشته اند و به گفته خودشان نتوانسته اند ؛ من بی مقدار که دیگر جای خود دارم. وقتی می خواهی از حضرت فاطمه زهرا (س) بنویسی، نمی توانی ؛ چرا که بی اختیار اشک از گوشه چشمت سرازیر می شود و گونه هایت را خنک می کند و همین جریان اشک تو را با خود به کوچه های تنگ مدینه ؛ یک شب تاریک ؛ یک زن تنها ؛ یک مرد قوی هیکل و زشت طینت با کوهی از کینه رهسپار می کند ...!

قلم های بسیاری در مورد فاطمه (س) نوشته اند و افراد بسیاری خدمت به این بانوی مظلومه را برای خود بزرگ ترین افتخار زندگی شان دانسته و حتی آن را موجب برکات الهی توصیف می کنند ؛ یکی از همین افراد ، ام ایمن ( دایه کودکی پیامبر ) است که می گوید هنگام هجرت از مکه به مدینه در بین راه ذخیره آب تمام شد و داشتم از تشنگی هلاک می شدم که ناگهان سطل آبی با طنابی سفید از آسمان پایین آمد و من سیراب شدم و بعد از آن دیگر تا پایان عمرم تشنه نشدم ؛ و وقتی از او در مورد آن می پرسند می گوید کرامتی بود که خداوند به خاطر خدمت به فاطمه س به من عنایت نمود !! یا اینکه همین ام ایمن شب عروسی زهرا س ناراحت بود و وقتی پیش پیامبر آمد گریه کرد و گفت بر سر تمامی عروس ها هنگام خروج از خانه پدر نقل و سکه می ریزند ؛ فاطمه چه چیزی از دیگران کم داشت که عروسی او اینقدر ساده برگزار شد ؟ پیامبر فرمود: مادر جان گریه نکن ! در آن شب درخت طوبی ( درختی است در بهشت که در خانه های تمامی اهل بهشت شاخه دارد و آنها به سبب این درخت نعمت می گیرند ) به اذن خدا بر سر فاطمه س مروارید و جواهرات ریخت و خداوند آن شب درخت طوبی را به فاطمه س بخشید ... [ یعنی در قیامت همه حتی پیامبران الهی هم بر سر سفره مادر مظلومه هستند ] ...

اما چیزی که بیشتر در داستان ها خوانده ایم و البته به ما هم گفته اند، در مورد فقر حضرت علی (ع) و فاطمه (س) است که در فقر به سر برده و زندگی می کردند اما چیزی که در این روزها با تحقیق بر من روشن شد این بود که حضرت زهرا (س) ثروتمند ترین زن زمان خود و شاید هم دنیا بود ! حتما می پرسید چگونه ؟ وقتی که پیامبر (ص) پس از نزول آیه [وَ آتِ ذی الْقُرْبى‏ حَقَّهُ ] فدک را به فاطمه س داد، فدک سرزمینی بسیار حاصلخیز با نخلستان های آباد و به اندازه 10 هکتار (یعنی 100 کیلومتر مربع) بود که درآمد سالیانه آن حدود 70 هزار دینار طلای سرخ می شد؛ یعنی چیزی حدود 350 کیلو طلای سرخ که با احتساب 5 گرم برای هر دینار و همچنین با احتساب 100 هزار تومان برای هر گرم طلا ؛ یعنی درآمد ایشان به پول امروزی سالیانه چیزی بیش از 25 میلیارد بوده است !! که وقتی نماینده ایشان پول های سالیانه را می آورد وی آنها را به پیامبر (ص) می داد تا به فقرای مدینه ببخشد ( برای هر فرد به اندازه خرج یک سال ) و برای خودشان نیز به اندازه خرج یک سال بر می داشت که البته آن را هم در بین سال به دیگران می بخشید و بعضا تا سه روز گرسنه بوده و روزه می گرفتند ( همان داستان معروف سه روز گرسنگی خانواده ایشان ) !! پس مشاهده می کنید که ایشان در عین ثروت با انتخاب خود تمام دارایی اش را به فقرا می داد ...!

اما جنگ اقتصادی ایشان با دشمنان زمانی بود که پس از پیامبر (ص) تعدادی خواستند خلافت علی ع را غصب کنند و آنها هم چون می دانستند که با خلافت علی ع دستشان از بیت المال کوتاه خواهد شد ؛ شروع کردند به پرداخت هزینه های هنگفت و بسیاری از سران قبایل را با پول خریده و با خود متحد کردند اما وقتی حضرت زهرا س وضع را بدین شکل دید او نیز طرح مبارزه را تغییر داد و علاوه بر دفاع زبانی از علی ع با همان اموال و دارایی های فدک در راه ولایت جهاد کرد !! طرف دیگر مبارزه وقتی دید که توان مقابله با زهرا س را ندارد به فکر غصب فدک و گرفتن آن از دست ایشان افتاد ...

و بقیه ماجرای غم انگیز مدینه که تا ابد در دل بچه شیعه ها مانند زخم شمشیر است و التیام آن فقط به دست فرزند بزرگوارش مهدی فاطمه (عج) است ...!

 


خودم نوشت:

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما ...

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعــت21:18 تــوسط داود رحمانی |
چرا اصلاح طلبان از شورای نگهبان می ترسند ...!؟!

بعد از شکل گیری انقلاب اسلامی و پیروزی مردم ستمدیده بر سلسله پادشاهی 2500 ساله به کمک امام خمینی (ره) و مهیا شدن زیر ساخت های کشور برای برپایی کشوری با نام و قوانین اسلامی، همه مردم و مسئولین در تلاش بودند تا این قوانین به نحو مطلوبی انجام شود. یکی از مظاهر دموکراسی در دنیای کنونی انتخابات است ؛ به این صورت که چندین نفر به صورت داوطلبانه نامزد کسب کرسی ریاست جمهوری یا کرسی های مجلس نمایندگان می شوند و مردم هم بعد از تطبیق آرمان ها و برنامه های اعلام شده از سوی آن نامزد ها با واقعیت دنیای روز، به وی  رأی می دهند تا نماینده آنها در فلان منصب یا کرسی نمایندگی باشد ؛ اما قبل از اینکه کار به اینجا برسد و مردم بخواهند رأی بدهند یک مرجع قانونی در تمام کشورهای دنیا وجود دارد تا صلاحیت نامزدها برای تصاحب کرسی های ریاست را بررسی کند [ ... «دادگاه قانون اساسی» در ترکیه، «شورای قانون اساسی»، «دیوان عالی عدالت» در فرانسه، «دادگاه قانون اساسی» در آلمان، «مجلس نمایندگان» و «سنا» در آمریکا، «مجلس عوام» در انگلستان و «دادگاه قانون اساسی» در روسیه ... ] و بعد از اینکه صلاحیت آنها احراز شد به آنها اجازه داده می شود تا نامزدی خود را به صورت علنی اعلام کنند و از طرفداران خود بخواهند تا برای او تبلیغ نمایند.

در ایران اسلامی عزیز نیز از همان بدو تشکیل جمهوری اسلامی از سوی امام خمینی (ره) مرجعی برای تشخیص صلاحیت نامزدها به نام «شورای نگهبان» تشکیل شد که البته در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از پیروزی انقلاب این تشکیلات وجود نداشت و آیت الله سید محمد موسوی خوئینی ها ( پیرمرد سایه نشین اصلاحات ) با فرمان امام (ره) مسئول تشخیص صلاحیت نامزدها شد که متأسفانه بر خلاف روند امروزی اصلاح طلبان که به هر چیزی و هر موردی در شورای نگهبان اعتراض می کنند، این جناب نظارتی فوق استصوابی (فراتر از اختیارات قانونی) انجام داد و بیش از اختیاراتی که قانون در اختیار او قرار داده بود برای تحقیق استفاده کرد و حتی با نمایندگان با زبان تهدید هم صحبت می کرد اما همیشه این سوال در ذهن ها باقی ماند که چرا با وجود نظارت فوق استصوابی، بنی صدر را رد صلاحیت نکرد ؟!!! از چندین سال پیش نیز اعتراض های اصلاح طلبان به شورای نگهبان که از سوی قانون اساسی وظیفه نظارت بر نمایندگان و انتخابات را دارد، آغاز شد و حدودا زمان آن را می توان از مجلس ششم با ریاست جناب کروبی [ همان مجلسی که نامه جام زهر را به رهبری نوشتند ] دانست چرا که در آن سال بیش از 90  نفر از نمایندگان مجلس در اعتراض به رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در مجلس تحصن کردند و بسیاری از مدیران کشور را هم دعوت به استعفا از سمت خود نمودند که بسیاری از آنها نیز از این دعوت استقبال کردند!! و تمام حرف آنها در این تحصن که با سد محکمی به نام شورای نگهبان در مقابل زیاده خواهی های خود مواجه شده بودند این بود که باید نمایندگان رد صلاحیت شده اصلاح طلب ، تأیید صلاحیت شوند که البته پس از اندکی مقام معظم رهبری با قدرت به این امر وارد شده و فرمودند که هر کس می خواهد استعفا دهد مشکلی نیست ، برود ؛ شخصی را جایگزین او می کنیم !!!

رهبر انقلاب در جایی در جواب این اعتراض های بی مورد گفته است: یک دسته به دلیل مخالفت با نظر شورای نگهبان در مورد صلاحیت افراد در مراحل مختلف انتخابات با این نهاد مخالفند، همچنان که هر محکومی نسبت به حکم قاضی در مورد خود، مخالف است، این دسته نیز با استفاده از روشهای گوناگون تبلیغاتی سیاسی و گاهی با اهانت، شورای نگهبان را زیر سؤال می برند، که البته اگر این اقدامات با اهانت همراه شود، مسؤولان مختلف نظام و قوای سه گانه، موظف به جلوگیری از آن هستند.

به قول دوستان الغرض ؛ خلاصه اینکه این اعتراض ها ادامه داشته و تا امروز هم ادامه دارد و همین دیروز بود [ 9/11/93 ] که در گردهمایی سالانه حزب مردم سالاری سخنرانان باز هم به نظارت شورای نگهبان اعتراض می کردند [ با توجه به اینکه در آستانه انتخابات سال آینده قرار داریم ] البته یکی از آنها هم گفت که « روحانی ایده آل ما اصلاح طلبان نیست » !!!!!!! اما سوالی که در این بین پیش می آید این است که چرا اصلاح طلبان، از فیلتر شورای نگهبان که به گفته امام خمینی (ره) پس از رأی و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد ؛ تا این حد احساس ترس می کنند ؟؟ که در اینجا دو احتمال پیش می آید؛ اول اینکه [ دور از جان اصلاح طلبان ] یا باید ریگی در کفش باشد تا از حسابرسی ترسید و یا اینکه هدف آنها از این سر و صدا راه انداختن، تحت تأثیر قرار دادن شورای نگهبان است تا آنها را راضی نماید که البته این نیز شدنی نیست!

در این مورد نمونه ای نیز در قرآن وجود دارد و آن هم جایی است خداوند به پیامبر (ص) که با یهود مدارا می کند ولی آنها همیشه حیله و نیرنگ به کار می گیرند می فرماید : ای پیامبر! تا وقتی که به دین آنها در نیایی آنها از تو راضی نمی شوند ... البته منظورم اصلاح طلبان نیستند بلکه مقصود ذکر این مطلب بود که این زیاده خواهی ها در زمان پیامبر (ص) نیز وجود داشت...


خودم نوشت:

اینجانب مراتب تشکر و قدردانی خود را از دولت اعتدال برای مجوز دادن به اولین آلبوم خواننده زن، خانم نوشین طافی، اعلام می کنم !! جناب وزیر ارشاد ! از اینکه به آرزوی دیرینه خود در مجوز دادن به خوانندگان زن رسیدید ؛ خداوند متعال را بسیار سپاسگزاریم!!

+ نوشته شـــده در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعــت12:58 تــوسط داود رحمانی |
فتنه سید صادق شیرازی بزرگ تر از فتنه 88 ...!

این روزها اگر پرسه ای در سایت ها و وبلاگ های مختلف بزنید می بینید که در اکثر آنها مطالبی در مورد فتنه 88 و ظلم هایی که به مردم و نظام از سوی عده ای وطن فروش صورت گرفت، نوشته شده است که البته بیشترین نوشته ها در مورد حماسه تاریخی 9 دی 88 است، روزی که ملت یکپارچه و متحد برای دفاع از ولایت به میدان آمدند طوری که با دیدن آن، صحنه های انقلاب در ذهن تداعی می شد. و پس از این روز بزرگ بود که پرونده و غائله فتنه و فتنه گران بسته شد !!!

اما هدف من از این نوشتار بررسی این روز بزرگ تاریخی نیست بلکه همانطور که از عنوان مقاله مشخص است قصد دارم فتنه ای بزرگ تر از فتنه 88 و شاید خطرناک تر از آن را به شما معرفی کنم و آن فتنه سید صادق شیرازی و تمامی دار و دسته اش و پول های هنگفتی است که همه می دانند از کجا تأمین و در چه راهی خرج می شود ...! در فتنه 88 فضا به گونه ای بود که حدودا می شد بر اساس تیپ و قیافه ها تشخیص داد که شخص کدام طرفی است اما در این فتنه چون بیشتر، طیف بچه مذهبی ها درگیر هستند نمی توان تشخیص داد و به قول امام علی (ع) واقعا فضا در این فتنه غبار آلود است و اگر عمارها به میدان نیایند و به روشنگری در این زمینه نپردازند قطعا تنها چیزی که متضرر خواهد شد دین و مذهب است چرا که این جریان مثلا مذهبی با جمود فکری و تفکرات و اعمال تحجر گرایانه خود که بسیاری را از طیف دیدن داران دلسرد و دلزده کرده است، در صدد بد نامی دین هستند هر چند شاید برخی از آنها از مقاصد شوم رهبران این جریان آگاهی نداشته باشند ...!

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :
 
دلت که گرفته باشد ... شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند ... و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست ...

دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها ...
 
 
+ نوشته شـــده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعــت12:58 تــوسط داود رحمانی |
سفرنامه تصویری پیاده روی اربعین ...!

از چند ماه پیش شروع به پس انداز کرده بودم تا بتوانم هزینه سفر را جور کنم ؛ چرا که یکجا نمی توانستم هزینه سفر را پرداخت کنم از این رو در طول چند ماه استرس آن را داشتم که آیا می توانم پول جور کنم یا نه که بالاخره با عنایات خود حضرت هم پول سفر جور شد و هم کمی از آن پول اضافه ماند ... تازه در اینجا می توان به مفهوم کلام الهی پی برد که می فرماید : [ الله یرزق من حیث لا یحتسب ، خداوند از جایی روزی می دهد که حتی فکرش را هم نمی کنید ] چون هم در سفر سال قبل و هم در سفر امسال کاملا من حیث لا یحتسب پول و هزینه سفر جور شد ! ساعت 2 بعداز ظهر بود که حرکت کردیم اما اشک های لحظه های خداحافظی مادرم آزار دهنده بود ...! این بار با توجه به اخبار رسیده از مرز که « بسیار شلوغ است و اگر دو تا سه ساعت قبل از اذان صبح به مرز برسید راحت تر می توانید از کشور خارج شوید » زود حرکت کردیم و حوالی ساعت 3 نصف شب رسیدیم مرز مهران ! انصافا نمی توان از امکانات رفاهی خوب شهرداری منطقه صرف نظر کرد که چادرهای بسیار بزرگی برای زائران معطل شده در مرز آماده کرده بود تا شب را در سرما نگذرانند ، البته مردم نیز در طول راه چادرها و موکب هایی برای پذیرایی از زائران امام حسین (ع) مهیا کرده بودند ...


خودم نوشت :

روز وحدت حوزه و دانشگاه بر همه برادران و خواهران دانشگاهی و حوزوی مبارک باد ...

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ساعــت1:45 تــوسط داود رحمانی |
پیاده روی کربلا ...

اصلا هم خودم نمی دونم چی بگم و آیا می تونم چیزی بگم یا نه !! چون لطف خود حضرت بوده و مطمئنا غیر اون چیزی دیگه ای نیست ؛ چون که من نه عمل در خور توجهی دارم و نه آنقدر آدم خوبی هستم به دلیل آن حضرت مرا بطلبد ...

امسال نیز لطف امام حسین (ع) و ذره پروری ایشان شامل حال این حقیر شده و ان شاء الله تا چند روز آینده با کاروان های پیاده روی کربلا عازم سرزمین عشق هستم !!!

واقعا دیگه نمی دونم چه طور از این لطف امام حسین (ع) و علمدار با وفایش حضرت ابوالفضل العباس (ع) تشکر کنم و اصلا به این فکر می کنم که با چه رویی به زیارت ایشان بروم ؛ چرا که نمک خورده و نمکدان شکسته ایم !!

دعا برای همه مخاطبان این وبلاگ را وظیفه خود می دانم چرا که عمری است با هم سال ها را سپری کرده ایم ولی دوستانی که مایلند با نام برایشان دعا کنم اسم خودشون رو تو قسمت نظرات بنویسن و درخواستی که از حضرت دارن تا یادداشت کنم و با اسم برای شما بزرگواران دعا نمایم ...

امسال نیز گروه های تکفیری زائران اربعین حسینی را تهدید کرده اند و سال های گذشته نیز عملیات های تروریستی زیادی بین زائران انجام داده اند .... امسال اگر قسمت ما شد و برنگشتیم حلال کنید ...! البته اگر عمری باقی بود و برگشتیم حتما مانند سال گذشته سفرنامه تصویری برای شما خواهم نوشت !

یا علی ...


خودم نوشت :

دعا کنید برنگردیم ...

+ نوشته شـــده در پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعــت13:20 تــوسط داود رحمانی |
مرگ مرتضی پاشایی و موج سواری ضد انقلاب ...!

چند روزی بیشتر نیست که مرتضی پاشایی، هنرمند کشورمان دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت ؛ هنرمندی که در کشور نسبتا محبوب بوده و با رفتن خود موجی از اندوه و ناراحتی را در جامعه و مخصوصا در میان هوارادان و علاقه مندان خود ایجاد کرد . از همان شب اول مرگ ایشان علاقه مندان به وی در اقصی نقاط کشور اسلامی مشغول به گرفتن مراسم حزن و اندوه در پارک ها و بوستان های استان های مختلف کشور شدند و ناراحتی و اندوه خود را در غم فراق محبوب ابراز کردند. اما امان از این موج سواران آن ور آبی و امان از زود باور و ساده لوح های این ور آبی که هر دو دست در دست هم کوشیدند تا حاشیه هایی با رنگ هنر اما با طعم سیاست زدگی برای کشور ایجاد کنند؛ حاشیه هایی که هر از چند گاهی با مرگ یکی از هنرمندان یا اشخاص مطرح در عرصه کشور از سوی افراد اندک و معدود ایجاد می شود ! مانند حاشیه های تشییع مرحوم خسرو شکیبایی یا همچنین حاشیه های مراسم تدفین مرحوم سیمین بهبهانی که حاضران وی را به جای ذکر و صلوات و خواندن قرآن برای آرامش روحش با سوت و کف زدن راهی دیار باقی و خانه ابدی کردند ولی هرگز فریادهای پسرش از یادها نخواهد رفت که می گفت: ماردم مسلمان بود ؛ شما را به خدا به روش مسلمانان او را تشییع کنید و هر چه مجری مراسم  ذکر مقدس «لا اله الا الله » می گفت تشییع کنندگان ذکر مقدس!!! «زنده باد سیمین بهبهانی» سر می دادند ...!

ضد انقلاب که از هیچ فرصتی برای ایجاد حاشیه برای ایران اسلامی ما به راحتی نمی گذرد و این مهم بارها به اثبات رسیده است، این بار نیز دست به کار شد تا مردمی را که فرهنگ دوست و هنر دوست بودند را اغوا کرده و در ذهن آنها چنین الغا کند که اسلام و میهن اسلامی با هنر و هنرمند مخالف است [ همانطور که محمد رضا شجریان، هنرمند محبوب دولت یازدهم بارها این جمله ها را تکرار کرده است ] از این رو ساده لوح ها و زود باورها و البته ضد انقلاب های داخلی که در میان مردم رخنه کرده بودند شروع به ایجاد موجی از حواشی سیاسی برای کشور کردند که البته حاشیه های اصلی خود را برای روز تشییع گذاشته بودند که در این میان پیرمردی دانا و عاقل توطئه ها را دریافت و سریع در صدد زدودن این حواشی برآمد ... بله منظورم پدر مرتضی پاشایی است که الحق و الانصاف باید به هوش او احسنت گفت ، وقتی که سریعا و به دنبال ایجاد اولین حاشیه ها بیانیه ای صادر کرد و در آن مرتضی پاشایی را عاشق اهل بیت (ع) و خانواده خود را پایبند به اصول انقلاب و نظام اسلامی معرفی نمود ! همین یک بیانیه و البته مصاحبه های بعدی وی کافی بود تا این بار نیز کف گیر ضد انقلاب به ته دیگ بخورد و باز هم مانند همیشه ناکام بماند ... همان روزی که پدرش در مراسم تشییع، روضه امام حسین (ع) خواند و جو مراسم را خود در دست گرفت!

اما جالب ترین قسمت اینجا بود که سایت های اسرائیلی که در ضد حقوق بشر بودن و ظلم نمودن به مظلومان شهره عالم هستند مرگ وی را تسلیت گفته و او را اسطوره پاپ ایران معرفی کردند که هدفشان از این مطالب برای همه مثل روز روشن بود که می خواستند مردم را در برابر نظام قرار داده و خود را حامی مردم نشان دهند که با پخش مراسم تشییع وی از سیمای جمهوری اسلامی تیرشان به سنگ خورد!

اما آقای مرتضی پاشایی ! من از طرف هوادارن شما از شما معذرت خواهی می کنم که به جای خواندن فاتحه و ذکر صلوات و برگزاری مجالس روضه خوانی برای شادی روحتان؛ در پارک ها و بوستان ها جمع شده و شروع به خواندن ـ یکی هست ، تو قلبم ـ کردند و من متحیّرم که آیا این دوستان نمی دانند حساب این دنیا با آن دنیا بسیار متفاوت است ...؟؟؟؟

قسمت طنز ماجرا : قسمت طنز ماجرا اینجا بود که بنده شب اول مرگ ایشان به قول دوستان گشتی در شبکه های اجتماعی زدم تا بازخورد فقدان او را بررسی کنم که با حاشیه های طنز آلود و البته خط گرفته از آن طرف آب ها را مشاهده کردم مانند جایی که کاربران از اینکه چرا تلویزیون برنامه های طنز و شاد خود را به سبب مرگ مرتضی پاشایی قطع نکرده ناراحت بودند و ناراحتی خود را با ابراز جملاتی مثل « حالا اگه یه مرتیکه آخوند مُرده بود کل تلویزیون رو عزا گرفته بودن » بیان می کردند که بنده به دوستان گفتم بیچاره ما که هر ماجرایی در کشور اتفاق می افتد باید فحش و ناسزایش را ما بشنویم !!!!!!


خودم نوشت :

پاییز را دوست دارم ؛ چون معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد ، اشکی که در نگاهم می چرخد … آخر هم خیال می کنند که سرما خورده ام ...!!!

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ساعــت18:14 تــوسط داود رحمانی |
اسید پاشی در اصفهان، دکتر روحانی و هم صدایی با رسانه های ضد انقلاب ...!!

حتما با خواندن تیتر مقاله فکر همه شما هم به مباحث داغ چند روز اخیر کشور معطوف شد ! بله ! جریان از این قرار است که عده ای اراذل و اوباش و شاید هم مزدور و مواجب بگیر دست به عمل شنیع پاشیدن «اسید» بر روی صورت چهار نفر از دختران و هموطنان گرامی در اصفهان کرده اند که عملی بسیار زشت و غیر انسانی است و قوه قضائیه باید با عاملان آن به شدیدترین وضعیت برخورد نماید تا درس عبرتی باشد برای دیگر اوباش ها که امنیت و آرامش روانی کشور را بر هم نزنند!

اما جریان به همین جا ختم نشد؛ و رسانه های ضد انقلاب که فرصت را مناسب دیده و با توجه به زمینه فکری که در جامعه در مورد بحث امر به معروف و نهی از منکر وجود داشت شروع به آغاز موج جدید حملات به قشر مؤمن و انقلابی جامعه کردند و آنها را که بیشتر به فرامین دین و بحث های امر به معروف و نهی از منکر می پردازند عاملان این قضیه معرفی نمودند، در حالی که این قشر مؤمن و انقلابی؛ خود جزو آسیب دیدگان و مظلومین این جریان های امر به معروف هستند و شهید علی خلیلی ( طلبه ناهی از منکر ) و دیگر شهدای امر به معروف و نهی از منکر گواهی بر صحت این سخنان هستند ! البته این جریان سازی رسانه های ضد انقلاب از آنجایی بود که بحث گشت های موتوری «انصار حزب الله» در تهران که فقط کار آنها مختص در تذکر لسانی است چند ماهی بود که تبدیل به بحث داغ محافل سیاسی شده و در مجلس شورای اسلامی نیز بر روی قانونی در این مورد چند وقتی است که بحث و گفتگو صورت می گیرد که البته به نتایجی نیز رسیده است اما بحث اینجا است که گشت های موتوری انصار حزب الله اصلا مجوز فعالیت از وزارت کشور دریافت نکرد و آنها نیز رسما اعلام کردند که تا گرفتن مجوز، فعالیت نخواهند کرد!

اما امان ! ... امان از این روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب که باز هم از محبوبان خود در آن سوی آب ها فرمان حمله گرفتند و بعد از آغاز حمله از آن سوی مرزها این روزنامه ها نیز حمله را در داخل ادامه داده و هر کدام با تیترهای دو پهلو و آشکاری جریان اسید پاشی ها را به قشر مؤمن و انقلابی نسبت داده و چنین وانمود کردند که « اسید پاشان » قصد امر به معروف و نهی از منکر داشتند و قربانیان این حادثه نیز «دختران بد حجاب» بودند !! یعنی کسانی که قصد امر به معروف دختران بد حجاب را داشتند اقدام به پاشیدن اسید کرده اند ... ادعایی بس پوچ و رد شده از سوی مقامات قضایی و خانواده های قربانیان این حادثه دلخراش ...!!

سهیلا یکی از قربانیان این حادثه در اصفهان است که با انتقاد از جو سازی رسانه های داخلی و ضد انقلاب بر علیه آنها که مثلا بد حجاب بوده اند در معرفی خود می گوید که از خانواده معظم شهدا بوده و دانشجوی حقوق می باشد و البته حجاب متناسبی نیز دارد ! مادر یکی دیگر از قربانیان با نشان دادن عکس محجبه دختر خود از بانیان این شایعه انتقاد می کند که چرا دختر محجبه او را بد حجاب معرفی می کنند ...

... اما اگر رسانه های ضد انقلاب هیاهو به راه اندازند؛ چندان تعجبی ندارد چرا که کار همیشگی آنها است و اگر این کار را نکنند باید تعجب کرد ولی سوال اصلی اینجاست که چرا رییس جمهور دیروز در جمع مردم زنجان با سخنانی دو پهلو و با بیان اینکه « نباید امر به معروف سبب ایجاد نا امنی در کشور شود » و همچنین « مبادا روزی امر به معروف که عامل نزدیکی جامعه است به سببی برای تفرقه تبدیل شود » همسو با جریان ها و رسانه های ضد انقلاب امر به معروف را سبب ناامنی معرفی می کند و پر واضح است که جهت این سخنان نیز به سمت قشر انقلابی و مؤمن جامعه بوده و آنها را هدف قرار داده است ...

آقای دکتر روحانی !! زیاد به حرف های آن طرف آبی ها توجه نکنید ؛ چرا که بارها دشمنی آنها با مردم این کشور معلوم شده است ... خودتان که بهتر در جریان هستید !!


خودم نوشت :

فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و ارتحال ملکوتی آیت الله مهدوی کنی بر همه شما بزرگواران تسلیت باد ...!

+ نوشته شـــده در پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۳ساعــت0:21 تــوسط داود رحمانی |
سبد کالا یا گدا پروری ...!!؟؟
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دولت های زیادی روی کار آمده و رفته اند و هر کدام به طور جداگانه سیاست ها و خط مشی هایی برای خود و مجموعه تحت مدیریت شان بر اساس تفکرات خود طرح ریزی کرده اند که برای همه آنها جای نقد و بررسی بسیاری در عملکردها وجود دارد ؛ چرا که هر کدام در ایام تبلیغاتی انتخابات حرف هایی را بر زبان جاری می کنند که هر انسان عاقلی که دو دوتا آموخته باشد به راحتی به کذب بودن آن وعده ها پی خواهد برد و حتما خواهد دانست که یک وعده تبلیغاتی برای کسب رأی است و استفاده ای بیش از آن ندارد و لذا در وقت عمل حتما در تنگنا یا به قول معروف در «منگنه» خواهد ماند که چگونه به این گفته خود جامه عمل بپوشاند تا پیش مردم بد حساب نباشد.

یکی از دولت هایی که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی روی کار آمد دولت یازدهم یا همان دولت جناب روحانی است که ایشان هم مانند بقیه نامزدهای ریاست جمهوری وعده هایی به مردم دادند که به طور طبیعی برخی از آنها عملی نبود و صرفا جنبه تبلیغاتی داشت که از جمله آن وعده و وعیدهای برنامه « اصلاح ساختار اقتصادی در 100 روز» ایشان بود که قصد داشتند در صد روز اول دولت یازدهم سر و سامانی به وضعیت نامطلوب معیشتی مردم بدهند و لذا چون مردم از لحاظ معیشتی در فشار بودند ایشان با این شعارها بیشترین تعداد آرا را کسب کرده و رئیس جمهور قانونی کشور شدند و پس از روی کار آمدن، برنامه های مدیریتی خود را طرح ریزی کردند که بنابر اعلام آمارها ، ایشان تاکنون که شش ماه بیشتر از عمر دولت شان نمی گذرد نزدیک به 2600 مدیر !!!!! را از کار برکنار کرده و فردی را همسو با تفکرات خود بر سر کار آورده اند که این یک نوع حق طبیعی برای هر مدیری است که با افراد هم فکر با خود فعالیت کند ولی این تعداد جابجایی قطعا به ضرر کشور خواهد بود چرا که هر مدیر به طور میانگین دو هفته الی یک ماه زمان نیاز دارد تا با محیط کاری و همکاران و برنامه های کاری خود آشنا شود و سپس شروع به فعالیت های جدی نماید ؛ حال حساب کنید این 2600 نفر چه اندازه وقت نیاز دارد !!!!!؟؟؟

اما یکی از طرح های دولت یازدهم که به خاطر عدم موفقیت در طرح معیشت 100 روزه به آن دست زدند تا جبران مافات نمایند ، طرح سبد کالا بود که از ماه قبل از سوی دولت مردان بر سر زبان ها افتاد که همه با نوعی عطش از آن یاد می کردند که خوب شد به فکر مردم هستند اما وقتی زمان اجرای طرح سبد کالا رسید همه چیز رنگ باخت ! واقعیت ها خود را نشان داد !! و هیچ کس از ساز و کار و عدالتی که در این طرح به کار برده شده و اینکه دسته بندی مردم بر اساس چه مبنایی است خبر ندارد !! چون بنابر اعلام خودشان کسانی که زیر 518 هزار تومان حقوق دریافت می کنند جزء افرادی هستند که باید سبد کالا دریافت کنند اما در هنگام اجرا روستاییان و قشر کارگر که آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند از گرفتن آن محروم شده و افرادی که شاید حداقل حقوقشان کمتر از 1 میلیون یا کمی پایین و بالاتر باشد برای گرفتن سبد کالا اقدام کردند !!! در هنگام توزیع هم که دیگر نیازی به گفتن نیست و همگان شاهد بودند که چه افتضاحی به بار آمد و به قول برخی از دوستان انسان یاد ایام جنگ می افتد ، همان زمانی که مردم در صف های طویل برای گرفتن کالای کوپنی می ایستادند !! حال اگر آن طرف آبی ها این تصاویر را نشان دهند مردم دنیا فکر می کنند که تصاویر مردم هند یا اتیوپی در حال دریافت غذا است !! اما جناب دکتر احمدی نژاد با همه نقدهایی که به دولت ایشان وارد است حداقل حرمت این مردم را حفظ کردند و اینگونه مانند گداها برای دریافت کالا در صف منتظرشان نگذاشتند و در صف های طولانی در دمای زیر صفر به مردم و پیرمرد و پیرزن ها توهین نکردند !! این مسأله به قدری افتضاح به بار آورده است که نمایندگان مجلس امروز در مجلس گفتند که طریقه توزیع و افرادی که این سبد کالا را دریافت می کنند هر چه سریع تر باید تغییر کند ! هر چند دوستان دولت و سایت های حامی ایشان امثال بنده و نمایندگان مجلس را افراطی می دانند !!! اما آیا این بود همان شعار « حفظ حرمت مردم » که جناب روحانی سر می دادند و سنگ آن را به سینه می زدند ... ؟؟


خودم نوشت :

تمامی نیمکت های پارک دو نفره اند ؛ خیالی نیست روی چمن می نشینم ...!!!!

 

                  سال 92                                                   سال 64

+ نوشته شـــده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعــت17:10 تــوسط داود رحمانی |
سبک زندگی غربی ما ایرانی ها ...!!

احتمالا شما هم از این دست آدم ها زیاد دیده اید ؛ همان هائی را می گویم که دوست دارند همیشه خودشان را شبیه کس دیگری کرده و تیپ و ظاهرشان را مانند او درست کنند چون به قول خودشان های کلاس است ...!!! اما حالا طرف مقابل که خود را شبیه او می کنیم آیا این همه ویژگی خوب دارد یا به قول معروف ارزش آن را دارد که خود را شبیه او نمائیم یا با این کار فقط بی خود و بی جهت او را سرزبان ها انداخته و خود را کوچک و خوار می کنیم !!؟؟ این حکایتِ این روزهای ما ایرانی هاست ... حتما شما هم از این دست آدم ها دیده اید که تا حرفی از تمدن پیش می آید عالم و آدم را کر می کنند که ما تمدن شش هزار ساله داریم یا گردنبند «فَروهر» به گردن آویزان می کنند اما وقتی پای عمل وسط می آید تو گویی که این همان آدم چند دقیقه قبل نیست چون نه ظاهرش ، نه سبک رفتارش و نه خیلی از چیزهای دیگرش ذره ای بوی این حرف ها را نمی دهد !! در عمل رفتار غربی هایی ( آمریکا ) که تمدنشان شاید کمتر از 700 سال باشد را تقلید می کنند ! حال سوال اینجاست که چرا مایی که دم از تمدن چندین هزار ساله اسلامی و تاریخی خود می زنیم و در حالی که فرهنگ در این تمدن موج می زند باز هم فرهنگ چند صد ساله غربی ها را بر این تمدن عظیم برتری می بخشیم و طیق رفتار و عادات آنان رفتار می کنیم !! چرا باید سبک عاشقانه های ما مدل عاشقانه های غرب باشد و ما مدل عاشق شدن را از فیلم های هالیوودی یاد بگیریم !؟ چرا باید ما نیز لباس زخمی ( پاره پاره ) بپوشیم ؟! حتما چون مدل لباس مایکل جکسون یا چند انسان هرزه و مزدور دیگر است !!! چرا باید ما نیز فرهنگ مصرف گرایی را که لازمه نظام سرمایه داری است و کاملا با فرهنگ دین ما در تناقض است از غربی ها تقلید کنیم!!! غربی که ارزش انسان را دانشمندانشان مانند داروین به قدری پایین می آورند که آباء و اجداد انسان ها را میمون هایی بی فکر معرفی می کنند در حالی که دین مبین اسلام که فرهنگ غنی ما از آن سرچشمه می گیرد انسان را دارای قدرت جانشینی خدا بر روی زمین معرفی می کند و ارزش آن را در صورتی که منزلت خود را حفظ کند بالاتر از فرشته ها ( که مسیحیان آنها را دختران خدا می دانند ) معرفی می کند !!! حال این فرهنگ کجا و آن فرهنگ کجا ...!!! اینها قسمتی از چراهای موجود در سبک رفتاری امروز ماست ... مگر همین غربی ها نیستند که لباس فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری خود را از مدل لباس آخوند و روحانی های ما تقلید کرده اند !!؟ مگر همین غربی ها نیستند که به تقلید از جشن اسفندگان ما که روز پنجم اسفند و روز محبت زن و شوهر به یکدیگر است ، روز ولنتاین را در 14 فوریه جایگزین آن کرده اند و جوانان ساده دل ما هم به بهانه با کلاس و به روز بودن تمدن خود را فراموش کرده و این پیش پا افتاده های چند روزی را پذیرفته اند !!!! برخی ها می گویند که دلیل تقلید از غرب پیشرفت های روز افزون آنها است !!! اما پیشرفت به چه قیمتی ؟؟؟ مگر در همین آمریکا به گفته موسسات معتبر آماری بیش از 55 درصد زنان شوهردار و همینطور بیش از 80 درصد مردان همسردار روابط نامشروع ندارند !!!؟ و مگر سالیانه بیش از 500 هزار نوزاد بی پدر و مادر در یتیم خانه های آمریکا جمع آوری نمی شوند !!؟؟ پس آیا این غرب که به گفته مقام معظم رهبری از داخل تهی و پوچ است ولی خود را با قدرت غول های رسانه ای و تبلیغات زنده نگه داشته است ارزش تقلید کردن دارد !!؟ مگر همین غربی ها نبودند که تا 200 سال پیش با انواع شکنجه های خشن و زجر دهنده مردم را به بهانه های مسخره به کشتن می دادند ولی الان آنها را چه شده است که متمدن شده و از حقوق بشر صحبت می کنند !!!؟ و هزاران اما و اگر دیگر که وقت و مجالی برای بازگو کردن آن نیست هر چند برای انسان های با فکر و منطق ذکر همین چند نکته کافی است ... برای دیدن انواع شکنجه ها که تا دویست سال پیش در اروپا جریان داشت می توانید به این لینک مراجعه کنید !


خودم نوشت :

گاهی فقط دلت می خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و یک گوشه ای از گوشه ترین گوشه های دنیا بنشینی و فقط « نگاه » کنی ...

        

+ نوشته شـــده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ساعــت0:34 تــوسط داود رحمانی |
سفرنامه تصویری کربلا ...
ساعت 5 بعد از ظهر بود که از زنجان حرکت کردیم به سمت مرز مهران و کرمانشاه، اما هنوز اشک های لحظه آخر مادرم را به یاد دارم !! نماز مغرب و عشاء را در مسجد بین راهی خواندیم ؛ در راه بعضی ها مشغول ذکر گفتن و برخی هم در حال مطالعه بودند تا از لحاط روحی خود را آماده کنند ( مثل من !!! ) بعد از حدود 12 ساعت و هنگام نماز صبح رسیدیم به مرز مهران و نماز صبح را آنجا خواندیم و رفتیم برای مُهر خروج از کشور و ورود به کشور عراق ... اما امان از این کارمندهای به درد نخور عراقی که تَن به کار نمی دادند و آن سیل عظیم جمعیت ساعت ها در آن هوای سرد معطل بودند . بالاخره بعد از 8 ساعت معطلی در مرز، مهر ورود به پاسپورت ها خورد و وارد کشور عراق شدیم ! اما جالب بود همین که وارد خاک عراق شدیم بعضی از بچه هیئتی ها شروع به عزاداری و سینه زنی کردند و از همانجا عرض ارادت خود را به محضر امام حسین ع اعلام می کردند ! راه افتادیم سمت نجف و آن ایوان زیبا و دلربای امیرالمومنین ع که وقتی وارد حرمش می شوی بی اختیار اشک در چشمانت حلقه می زند و یاد آن مظلومیت ها می افتی و به قول علامه طباطبائی دوست داری تا ابد بنشینی و بگویی « آی مظلوم علی » و های های گریه کنی !!! شب بود که به نجف رسیدیم و حدود 2 روز در آنجا بودیم و به زیارت قبرستان وادی السلام و زیارت حضرت هود و صالح (ع) هم مشرف شدیم ! صبح روز سوم بعد از کسب اجازه از محضر مولا علی ع برای حضور بر سر مزار پسرش ؛ حرکت کردیم به سمت دفتر آیت الله حکیم و از آنجا هم پیاده روی اربعین آغاز شد ... وارد مسیر که می شوی سیل عظیم جمعیت اعم از مردان و زنان را می بینی که بی اختیار به سمت کربلا در حرکت هستند و مانند این است که مغناطیس کربلا همه را به سمت خود جذب می کند و یا مانند قلبی است که خون بدن را جذب می کند و بعد از تصفیه به کل بدن پمپاژ می کند اینجا هم کربلا در حال جذب همه بود و بعد از تصفیه، آنها را که از سرتاسر جهان آمده بودند پمپاژ کرد به سمت کشورهایشان ... در راه همه مشغول ذکر گفتن بودند ! اما زیبائی های زیادی در مسیر پیاده روی 100 کیلومتری نجف تا کربلا بود همه هر طور که می توانستند به زائران امام حسین ع خدمت می کردند گروهی مشغول آماده سازی و پخش چای در مسیر بودند، گروهی آب پخش می کردند، گروهی خرما ، گروهی غذا و جالب اینجا بود که گروهی هم در راه مکان هائی آماده کرده بودند که با استفاده از دست و وسائل ماساژ الکتریکی پای زائران را ماساژ می دادند ! شب اول که همان مصادف با شب یلدا در ایران بود در حسینیه جعفر طیار ع توقف کردیم تا کمی استراحت کنیم و صبح حرکت کنیم! حسینیه که از چادر درست شده بود نسبتا خلوت بود ،پسر کوچکی به نام صالح که فرزند صاحب حسینیه بود برایمان کمی آب آورد، من بعد از تشکر اسمش را پرسیدم و یک شکلات هم به او دادم ( لعنت بر ریا !!! ) او رفت و بعد از چند دقیقه دوستانش را هم آورد و مجبور شدیم باز هم مهربان شویم و به آنها هم شکلات بدهیم ... با آنها نشسته بودیم که عموی او و دیگر اقوام هم آمدند و یک شب نشینی مفصلی باهم داشتیم ( تعجب نکنید آخه بنده دوره های مکالمه عربی رو گذروندم و حتی دو دوره هم تدریس کردم و میتونم عربی صحبت کنم ) بعد از چند دقیقه چند طلبه هندی هم به جمع ما اضافه شدند ، عموی صالح می گفت ایران را دوست دارد و از رسم های ازدواج در ایران می پرسید...

عکس های سفر و بقیه خاطره را در ادامه مطلب بخوانید و ببینید ...!!

خودم نوشت :

سالروز  حماسه 9 دی ، روز تجدید میثاق امت با ولایت و خوار کردن دشمنان و فتنه گران مبارک باد ... رحلت حضرت رسول اکرم ص و شهادت امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع تسلیت باد .

      

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ساعــت1:19 تــوسط داود رحمانی |