X
تبلیغات
طـــلـــبــــــــــه جــــــــــــــوان

طـــلـــبــــــــــه جــــــــــــــوان
الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر ... 
قالب وبلاگ
طراح قالب

تشیعی که از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی خورد ... ( امام خامنه ای )

حتما جمله بالا را به خاطر دارید که مقام معظم رهبری 20 شهریور سال 92 در دیدار با کارگزاران حج به آن اشاره کرده و نگرانی خود را از ترویج چنین نمودهایی از تشیع اعلام کردند . نمی دانم بعد از آن تاریخ به این فکر کردید که منظور رهبری از این جمله چه بود ؟ تشیع لندن و نیویورک دیگر چه صیغه ای است !!؟؟ حال این جریان سیاسی در پوست مذهب جا گرفته را با هم مرور می کنیم !!!

آیت الله سید محمد شیرازی فرزند بزرگ خاندان شیرازی ها بود که در کربلا مشغول به تحصیل و تدریس بود و اتفاقا حضور ایشان در کربلا همزمان شد با قیام حضرت امام (ره) بر علیه رژیم شاه در ایران و تبعید ایشان به نجف که در کربلا هم به مدت یک هفته توقف کردند و اتفاقا از استقبال خوبی نیز از سوی سید محمد شیرازی روبرو شد؛ ولی وقتی زمزمه هایی در مورد زعامت و رهبری شیعیان توسط امام خمینی (ره) به گوش آیت الله سید محمد شیرازی رسید ساز مخالفت با ایشان را کوک کرد و فریاد سر داد که رهبری و زعامت شیعیان حق من است و این در حالی است که استاد ایشان آیت الله یوسف حائری بارها اذعان داشت که سید محمد شیرازی [ در حد مرجعیت نیست ] و حتی کار به جایی رسید که زعیم وقت شیعیان آیت الله خویی به مخالفت با ایشان بر خواست و کارهای او را شبهه ناک و دادن وجوهات به وی را غیر شرعی اعلام کرد و حتی سید محمد شیرازی بارها به طلاب ایرانی گفته بود که دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارید و این در حالی بود که خانه ایشان در کویت تبدیل به محل رفت و آمد نیروهای ساواک شده بود !!! آیت الله سید محمد شیرازی برادر کوچک تری داشت به نام آیت الله سید صادق شیرازی که در این عرصه از برادر بزرگ تر جلو زد و حتی بلند تر از او ساز مخالفت با نظام و انقلاب ایران را کوک کرد و علنا شروع به بدگویی در مورد نظام اسلامی در داخل و خارج کشور نمود...

سال 1380 که آیت الله سید محمد شیرازی در سن 75 سالگی درگذشت این جریان که از قبل دشمنی خود با نظام و مسئولان آن را بارها اعلام کرده بود علی رغم اینکه مقام معظم رهبری سفارش کرده بودند ایشان را در حرم حضرت معصومه (س) دفن نمایند شروع به سوء استفاده از تشییع جنازه برادر کرده و آن را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند که با مداخله نیروهای امنیتی جریان به اتمام رسید و جنازه در حرم دفن شد ولی از آن تاریخ تا مدت ها سید صادق شیرازی و همراهانش این قضایا را دستاویزی برای ضربه به نظام کرده بودند !!! جریان به اینجا ختم نشد و مثل اینکه جریان شیرازی ها قصد تخریب وجهه تشیع را داشتند و لذا شروع به افتتاح 13 شبکه ماهواره ای به نام های مرجعیت، شبکه جهانی امام حسین 3،2،1 ، الانوار ، بقیع و شبکه های دیگر کردند و در این شبکه ها علنا شروع به بدگویی نسبت به رهبری و مراجع معظم تقلید کردند و حتی کار به جایی رسید که در این شبکه و شبکه های طرفدار آنها [ مانند شبکه فدک که توسط طلبه نمایی به نام یاسر الحبیب در لندن مدیریت می شود که اتفاقا داماد برادر سید صادق شیرازی یعنی سید مجتبی شیرازی که متاسفانه ایشان هم در لباس روحانیت هستند، بود و این طلبه نمای جوان که داماد خانواده شیرازی ها بود به صورت علنی شروع به وهن مقدسات اسلامی نمود و به عایشه که نزد اهل سنت احترام خاصی دارد و وهن ایشان موجب تفرقه بین مسلمین خواهد شد کتابی را تحت عنوان « عایشه ، فاحشه » به چاپ رساند که موجب تهییج احساسات اهل سنت شد و کار تا جایی پیش رفت که یکی از علمای وهابی شیخ عبد العزیز آل الشیخ گفت: شکر خدا بعد از حرفهایی که یاسر الحبیب زد بسیاری از جوانان اهل سنت که تازه شیعه شده یا تمایل به شیعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت باز گشتند!!! و حتی این طلبه نمای جوان و داماد خانواده شیرازی ها که سرویس های جاسوسی انگلیس او را از زندان های کشور کویت آزاد کرده بودند به مقام معظم رهبری و دیگر مراجع بارها فحش های رکیک و ناسزا گفت که البته پدر خانم ایشان یعنی آیت الله سید مجتبی شیرازی که برادر سید صادق شیرازی است نیز بارها این فحش ها را تکرار کرده است و در چند سال اخیر نیز شروع به پخش رساله عملیه خود !!!!!!! در میان مردم ایران کرده است ] برخی از کارهایی که موجب وهن تشیع می شد به عنوان شعائر حسینی مطرح شد ...

از دیگر کارهای آیت الله سید صادق شیرازی ترویج قمه زنی و کارهای خلاف شعائر حسینی در شبکه های ماهواره ای تحت مدیرتش می باشد که حتی در ایام محرم کلیپ های بسیاری از قمه زنی که موجب وحشت مردم جهان از آئین مهربان شیعه می شود را ساخته و در این شبکه ها بارها و بارها پخش می کند و اتفاقا جایی را نیز خودش مخصوص قمه زنی ساخته است که امکانات فیلم برداری از این صحنه ها را دارد و البته یکی از کارهای بسیار بد و تفرقه انگیز ایشان نام گزاری هفته وحدت به نام « هفته برائت » در سایت خودش بود که با عکس العمل تند اهل تسنن روبرو شد و نزدیک بود که فتنه ای دوباره به پا شود که با هوشیاری مقام معظم رهبری و فتوای ایشان مبنی بر تحریم اهانت به مقدسات اهل سنت این غائله خاتمه یافت ... اما سوال اینجاست !؟ هزینه ساخت برنامه برای هر یک از این شبکه های سیزده گانه بنابر گفته یکی از مسئولین این شبکه ها به نام آقای هدایتی، 95 هزار دلار در ماه است که با یک حساب سر انگشتی برای 13 شبکه چیزی بالغ بر 1 میلیون و 235 هزار دلار در ماه و بلکه بالاتر هزینه می شود و این در حالی است که حتی یک برنامه تبلیغاتی هم از این شبکه ها پخش نمی شود که بگوئیم از محل این تبلیغات کسب در آمد می کنند!! حال سوال اساسی اینجاست که این همه هزینه و پول از کجا و چه طریقی تأمین می شود ؟؟؟ که نتیجه گیری در مورد آن با توضیحات بالا کار چندان سختی نیست که آن را به عهده خود شما واگذار می کنم !!!! البته فعالیت های ایشان در جریان فتنه اسرائیلی - آمریکائی 88 برای براندازی نظام به علت کمبود وقت ناگفته ماند ...

در پایان یاد آور می شوم که آیت الله سید صادق شیرازی قائل به مستحب بودن قمه زنی هستند بر خلاف بسیاری از علما که آن را جایز نمی دانند و اینکه ایشان در حال حاضر در یک جریان نرم و بسیار برنامه ریزی شده شروع به نفوذ در هیئات حسینی کرده و با بذل و بخشش پول های آنچنانی که معلوم است از چه منبعی است، بسیاری از هیئات را مورد غفلت قرار داده اند و شعار ایشان هم این است که هیئات نباید سیاسی شود چون در این صورت مردم از هیئات فرار می کنند در حالی که مطمئنا هر انسان عاقلی می داند که هر فردی که رو به سیاست آورده و از چند و چون کار سوال کند ماهیت این اشخاص را خواهد فهمید !!! و این هشداری است برای بچه هیئتی ها و همه مردم تا جلوی نفوذ این جریان را بگیرند که در حقیقت تخریب چهره اسلام و تشیع را نشانه رفته اند ....!!!


خودم نوشت :

از دوستان عزیز به خاطر طولانی شدن متن عذرخواهی می کنم ولی باور کنید خیلی خلاصه وار نوشتم و کمتر از این امکان پذیر نبود و مطلب ناقص می شد !! در ضمن دوستان می توانند عکس ها و اسنادی را در این زمینه در ادامه مطلب مشاهده نمایند ...

           


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 19:29 ] [ داود رحمانی ]
سلام به همه دوستان عزیز ... به همه دوستانی که در همه این چند سال با هم رفیق و همراه بودیم و در این وبلاگ با هم به تبادل نظر و اطلاعات پرداختیم !!!

با عرض پوزش از این که چند روزی است مطلبی تو وبلاگ ننوشتم ... راستش رو بخواید نمی دونم چرا ولی به قول معروف دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم و به خاطر همین نمی تونم رو یه مطلب تمرکز کنم و بنویسم !! اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم این روزها !!! دلیلش هم .... بماند !!!!

خواستم بی معرفت نباشم و عید رو پیشاپیش به همه شما عزیزان و دوستان گرامی تبریک بگم ! ان شاء الله که سال خوبی رو به همراه خانواده شروع کنید و سال بعد یعنی سال 93 پر از خوبی و روزهای قشنگ برای همتون باشه !!

برای ما هم سر سفره عید و لحظه سال تحویل دعا کنید ... که کمی دلمان باز شود !!!

در ضمن مطمئنا همه شما دوستان احترام ایام فاطمیه رو تو این ایام و تو شادی ها نگه می دارید ... البته نه اینکه کلا عزادار باشیم و سیاه پوش !! نه اینطور نیست و اسلام هم با این رویه که افراط گرایانه است مخالفه !!!

عید بر همه مبارک ...


خودم نوشت :

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است ...


[ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 ] [ 13:8 ] [ داود رحمانی ]

نقد و انتقاد و نقادی یکی از شیوه های مرسوم در هر جامعه ای است که از سوی طیف یا جریان مخالف انجام می پذیرد که بسیاری از آن به عنوان نقد سیاسی یا نقد تخریبی یاد می کنند . اما یکی از خصوصیات نقد این است که باید سازنده باشد و اتفاقا همین نوع نقادی اگر در جامعه ای کم رنگ شود سبب عقب گرد یا عدم پیشرفت سریع جامعه خواهد شد که در صورت فراگیر شدن انتقاد سازنده به دور از هیاهوهای سیاسی و یا هر چیز دیگری در میان صاحبان اندیشه و خرد ، پر واضح است که آن جامعه رشد بسیار سریع و چشم گیری خواهد داشت. در این میان روزنامه ها و مطبوعات به سبب دسترسی عموم مردم به این رسانه، نقش پر رنگ تری را ایفا می کنند و در بسیاری از موارد می توانند با انتقادهای سازنده موضوعی را به مسئولین گوشزد کرده و مشکلی را حل نمایند.

در جامعه اسلامی ما نیز روزنامه ها و مطبوعات زیادی وجود دارند که هر کدام بر اساس سلایق مدیر عامل و سردبیر روزنامه و همچنین بر اساس سلایق حزبی و سیاسی آنها انتقادهایی را در روزنامه های خود منتشر می کنند که البته  همه آنها را به یک چشم دیدن بی انصافی است !! چرا که برخی از این سردبیرها انتقادهای سازنده و خوبی همراه با تحلیل ارائه می دهند که در صورت توجه مسئولین می تواند بسیار سازنده نیز باشد ... اما همواره در کنار روزنامه های منتقد روزنامه هایی نیز وجود دارند که به سبب قوی نبودن مطالب و تیم انتشار و در نتیجه عدم جذب مخاطب برای روزنامه، به سبک روزنامه ها و نشریات زرد رفتار کرده و برای جذب مخاطب به برخی از هنجار شکنی ها متوسل می شوند که چندان خوشایند نیست و البته ناگفته نماند برخی از این روزنامه ها هم عمدا به بیان مطالب توهین آمیز در مورد مقدسات مردم جامعه می پردازند که از جمله آن می توان به روزنامه ها و نشریاتی مانند « سلام » « عصر آزادگان » « آفتاب امروز » « عصر سخن » و ... در سال های دولت جناب خاتمی اشاره کرد که  به بحران سازی فضای موجود در کشور می پرداختند و حتی در مواردی به هنجار شکنی رو آورده و به مقدسات مردم نیز توهین نمودند ؛ توهین هایی مانند[ هیئت های مذهبی عامل خشونت اند و بسیجیان هسته تشکیل دهنده این خشونت ها ] [ آدم ها و معصومین بدون نظارت، خود به خود در معرض انحراف هستند ] [ احکام شرعی در مورد زنان ظالمانه است ] که البته به سبب مساعد نبودن شرایط از ذکر بسیاری از مصادیق چشم پوشی می کنیم ولی دوستان جهت پی گیری این مصادیق می توانند به کتاب ( ترور خاموش ) مراجعه نمایند.

خوشبختانه در مواردی اقدامات روزنامه های هنجار شکن با پاسخ محکم قوه قضائیه روبرو می شود و بزرگان نیز پاسخ صریح به توهین آنها می دهند که البته در این میان دوستانی که « آروغ روشنفکری » می زنند ساکت نمانده و لب به اعتراض می گشایند که تعطیلی این روزنامه ها خلاف آزادی بیان است و مواردی از این قبیل ؛ اما وقتی پای حزب خودشان در میان است سریع روزنامه را تعطیل که نه ، ولی قلع و قمع می کنند تا اثری نیز از آن باقی نماند مانند هفته نامه 9 دی که بعد از انتقاد به دولت سریعا تعطیل شد !!!!! روزنامه های اصلاح طلب و با سواد « بهار » و « قانون » چندی پیش هر کدام در اقداماتی جداگانه مقدسات جامعه را به سخره گرفته و در مواری دست به تحریف مقدسات زدند و روزنامه بهار امامت علی (ع) را امری سیاسی دانست نه منصوب از طرف خداوند برای خلافت و روزنامه قانون نیز قانون اساسی را که بر گرفته از آیات قرآن کریم است زیر سوال برد اما متاسفانه نه از سوی دولت با سوادها و نه از سوی اصلاح طلبان مورد انتقاد و اعتراض واقع نشد بلکه برخی ها اعلام حمایت نیز کردند؛ ماجرا به اینجا ختم نشد و به سبب تساهل و تسامح این دوستان چند روز پیش هم هفته نامه اصلاح طلب و تازه تأسیس « آسمان » که به دنبال جذب مخاطب برای هفته نامه خود می باشد و حدود 400 میلیون نیز از دولت یازدهم کمک فرهنگی گرفته است به یکی از این هنجار شکنی ها دست زد و حکم صریح و الهی [ قصاص ] را عامل ترویج خشونت و به دور از اعمال انسانی خواند در حالی که قصاص سبب جلوگیری از ادامه جنایت ها و خشونت ها در جامعه است و در این مورد هم نه رئیس جمهور با سواد و نه اصلاح طلبان موضع انتقادی اتخاذ نکردند و دوباره برخی ها اعلام حمایت نیز کردند.

اما دوستان اصلاح طلب و رئیس جمهور با سواد ! شما که داعیه دار پیروی از خط امام (ره) هستید !! ما که بی سوادیم ، اما شما که سواد دارید حتما به خاطر می آورید که در سال 60 حکم قصاص به همین صورت از سوی جبهه ملی مورد حمله قرار گرفته و آن را خلاف اعمال انسانی دانستند که وقتی خبر به امام رسید فرمان ارتداد آنها را صادر کرد!!!


خودم نوشت:

دردناک است ...! خیلی دردناک !!! وقتی همه فکر کنند که چقدر سرت شلوغ است ولی فقط خودت بدانی که چقدر تنهایی ...!!!

          

[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 1:17 ] [ داود رحمانی ]
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دولت های زیادی روی کار آمده و رفته اند و هر کدام به طور جداگانه سیاست ها و خط مشی هایی برای خود و مجموعه تحت مدیریت شان بر اساس تفکرات خود طرح ریزی کرده اند که برای همه آنها جای نقد و بررسی بسیاری در عملکردها وجود دارد ؛ چرا که هر کدام در ایام تبلیغاتی انتخابات حرف هایی را بر زبان جاری می کنند که هر انسان عاقلی که دو دوتا آموخته باشد به راحتی به کذب بودن آن وعده ها پی خواهد برد و حتما خواهد دانست که یک وعده تبلیغاتی برای کسب رأی است و استفاده ای بیش از آن ندارد و لذا در وقت عمل حتما در تنگنا یا به قول معروف در «منگنه» خواهد ماند که چگونه به این گفته خود جامه عمل بپوشاند تا پیش مردم بد حساب نباشد.

یکی از دولت هایی که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی روی کار آمد دولت یازدهم یا همان دولت جناب روحانی است که ایشان هم مانند بقیه نامزدهای ریاست جمهوری وعده هایی به مردم دادند که به طور طبیعی برخی از آنها عملی نبود و صرفا جنبه تبلیغاتی داشت که از جمله آن وعده و وعیدهای برنامه « اصلاح ساختار اقتصادی در 100 روز» ایشان بود که قصد داشتند در صد روز اول دولت یازدهم سر و سامانی به وضعیت نامطلوب معیشتی مردم بدهند و لذا چون مردم از لحاظ معیشتی در فشار بودند ایشان با این شعارها بیشترین تعداد آرا را کسب کرده و رئیس جمهور قانونی کشور شدند و پس از روی کار آمدن، برنامه های مدیریتی خود را طرح ریزی کردند که بنابر اعلام آمارها ، ایشان تاکنون که شش ماه بیشتر از عمر دولت شان نمی گذرد نزدیک به 2600 مدیر !!!!! را از کار برکنار کرده و فردی را همسو با تفکرات خود بر سر کار آورده اند که این یک نوع حق طبیعی برای هر مدیری است که با افراد هم فکر با خود فعالیت کند ولی این تعداد جابجایی قطعا به ضرر کشور خواهد بود چرا که هر مدیر به طور میانگین دو هفته الی یک ماه زمان نیاز دارد تا با محیط کاری و همکاران و برنامه های کاری خود آشنا شود و سپس شروع به فعالیت های جدی نماید ؛ حال حساب کنید این 2600 نفر چه اندازه وقت نیاز دارد !!!!!؟؟؟

اما یکی از طرح های دولت یازدهم که به خاطر عدم موفقیت در طرح معیشت 100 روزه به آن دست زدند تا جبران مافات نمایند ، طرح سبد کالا بود که از ماه قبل از سوی دولت مردان بر سر زبان ها افتاد که همه با نوعی عطش از آن یاد می کردند که خوب شد به فکر مردم هستند اما وقتی زمان اجرای طرح سبد کالا رسید همه چیز رنگ باخت ! واقعیت ها خود را نشان داد !! و هیچ کس از ساز و کار و عدالتی که در این طرح به کار برده شده و اینکه دسته بندی مردم بر اساس چه مبنایی است خبر ندارد !! چون بنابر اعلام خودشان کسانی که زیر 518 هزار تومان حقوق دریافت می کنند جزء افرادی هستند که باید سبد کالا دریافت کنند اما در هنگام اجرا روستاییان و قشر کارگر که آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند از گرفتن آن محروم شده و افرادی که شاید حداقل حقوقشان کمتر از 1 میلیون یا کمی پایین و بالاتر باشد برای گرفتن سبد کالا اقدام کردند !!! در هنگام توزیع هم که دیگر نیازی به گفتن نیست و همگان شاهد بودند که چه افتضاحی به بار آمد و به قول برخی از دوستان انسان یاد ایام جنگ می افتد ، همان زمانی که مردم در صف های طویل برای گرفتن کالای کوپنی می ایستادند !! حال اگر آن طرف آبی ها این تصاویر را نشان دهند مردم دنیا فکر می کنند که تصاویر مردم هند یا اتیوپی در حال دریافت غذا است !! اما جناب دکتر احمدی نژاد با همه نقدهایی که به دولت ایشان وارد است حداقل حرمت این مردم را حفظ کردند و اینگونه مانند گداها برای دریافت کالا در صف منتظرشان نگذاشتند و در صف های طولانی در دمای زیر صفر به مردم و پیرمرد و پیرزن ها توهین نکردند !! این مسأله به قدری افتضاح به بار آورده است که نمایندگان مجلس امروز در مجلس گفتند که طریقه توزیع و افرادی که این سبد کالا را دریافت می کنند هر چه سریع تر باید تغییر کند ! هر چند دوستان دولت و سایت های حامی ایشان امثال بنده و نمایندگان مجلس را افراطی می دانند !!! اما آیا این بود همان شعار « حفظ حرمت مردم » که جناب روحانی سر می دادند و سنگ آن را به سینه می زدند ... ؟؟


خودم نوشت :

تمامی نیمکت های پارک دو نفره اند ؛ خیالی نیست روی چمن می نشینم ...!!!!

 

                  سال 92                                                   سال 64

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 17:10 ] [ داود رحمانی ]

احتمالا شما هم از این دست آدم ها زیاد دیده اید ؛ همان هائی را می گویم که دوست دارند همیشه خودشان را شبیه کس دیگری کرده و تیپ و ظاهرشان را مانند او درست کنند چون به قول خودشان های کلاس است ...!!! اما حالا طرف مقابل که خود را شبیه او می کنیم آیا این همه ویژگی خوب دارد یا به قول معروف ارزش آن را دارد که خود را شبیه او نمائیم یا با این کار فقط بی خود و بی جهت او را سرزبان ها انداخته و خود را کوچک و خوار می کنیم !!؟؟ این حکایتِ این روزهای ما ایرانی هاست ... حتما شما هم از این دست آدم ها دیده اید که تا حرفی از تمدن پیش می آید عالم و آدم را کر می کنند که ما تمدن شش هزار ساله داریم یا گردنبند «فَروهر» به گردن آویزان می کنند اما وقتی پای عمل وسط می آید تو گویی که این همان آدم چند دقیقه قبل نیست چون نه ظاهرش ، نه سبک رفتارش و نه خیلی از چیزهای دیگرش ذره ای بوی این حرف ها را نمی دهد !! در عمل رفتار غربی هایی ( آمریکا ) که تمدنشان شاید کمتر از 700 سال باشد را تقلید می کنند ! حال سوال اینجاست که چرا مایی که دم از تمدن چندین هزار ساله اسلامی و تاریخی خود می زنیم و در حالی که فرهنگ در این تمدن موج می زند باز هم فرهنگ چند صد ساله غربی ها را بر این تمدن عظیم برتری می بخشیم و طیق رفتار و عادات آنان رفتار می کنیم !! چرا باید سبک عاشقانه های ما مدل عاشقانه های غرب باشد و ما مدل عاشق شدن را از فیلم های هالیوودی یاد بگیریم !؟ چرا باید ما نیز لباس زخمی ( پاره پاره ) بپوشیم ؟! حتما چون مدل لباس مایکل جکسون یا چند انسان هرزه و مزدور دیگر است !!! چرا باید ما نیز فرهنگ مصرف گرایی را که لازمه نظام سرمایه داری است و کاملا با فرهنگ دین ما در تناقض است از غربی ها تقلید کنیم!!! غربی که ارزش انسان را دانشمندانشان مانند داروین به قدری پایین می آورند که آباء و اجداد انسان ها را میمون هایی بی فکر معرفی می کنند در حالی که دین مبین اسلام که فرهنگ غنی ما از آن سرچشمه می گیرد انسان را دارای قدرت جانشینی خدا بر روی زمین معرفی می کند و ارزش آن را در صورتی که منزلت خود را حفظ کند بالاتر از فرشته ها ( که مسیحیان آنها را دختران خدا می دانند ) معرفی می کند !!! حال این فرهنگ کجا و آن فرهنگ کجا ...!!! اینها قسمتی از چراهای موجود در سبک رفتاری امروز ماست ... مگر همین غربی ها نیستند که لباس فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری خود را از مدل لباس آخوند و روحانی های ما تقلید کرده اند !!؟ مگر همین غربی ها نیستند که به تقلید از جشن اسفندگان ما که روز پنجم اسفند و روز محبت زن و شوهر به یکدیگر است ، روز ولنتاین را در 14 فوریه جایگزین آن کرده اند و جوانان ساده دل ما هم به بهانه با کلاس و به روز بودن تمدن خود را فراموش کرده و این پیش پا افتاده های چند روزی را پذیرفته اند !!!! برخی ها می گویند که دلیل تقلید از غرب پیشرفت های روز افزون آنها است !!! اما پیشرفت به چه قیمتی ؟؟؟ مگر در همین آمریکا به گفته موسسات معتبر آماری بیش از 55 درصد زنان شوهردار و همینطور بیش از 80 درصد مردان همسردار روابط نامشروع ندارند !!!؟ و مگر سالیانه بیش از 500 هزار نوزاد بی پدر و مادر در یتیم خانه های آمریکا جمع آوری نمی شوند !!؟؟ پس آیا این غرب که به گفته مقام معظم رهبری از داخل تهی و پوچ است ولی خود را با قدرت غول های رسانه ای و تبلیغات زنده نگه داشته است ارزش تقلید کردن دارد !!؟ مگر همین غربی ها نبودند که تا 200 سال پیش با انواع شکنجه های خشن و زجر دهنده مردم را به بهانه های مسخره به کشتن می دادند ولی الان آنها را چه شده است که متمدن شده و از حقوق بشر صحبت می کنند !!!؟ و هزاران اما و اگر دیگر که وقت و مجالی برای بازگو کردن آن نیست هر چند برای انسان های با فکر و منطق ذکر همین چند نکته کافی است ... برای دیدن انواع شکنجه ها که تا دویست سال پیش در اروپا جریان داشت می توانید به این لینک مراجعه کنید !


خودم نوشت :

گاهی فقط دلت می خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و یک گوشه ای از گوشه ترین گوشه های دنیا بنشینی و فقط « نگاه » کنی ...

        

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 0:34 ] [ داود رحمانی ]
ساعت 5 بعد از ظهر بود که از زنجان حرکت کردیم به سمت مرز مهران و کرمانشاه، اما هنوز اشک های لحظه آخر مادرم را به یاد دارم !! نماز مغرب و عشاء را در مسجد بین راهی خواندیم ؛ در راه بعضی ها مشغول ذکر گفتن و برخی هم در حال مطالعه بودند تا از لحاط روحی خود را آماده کنند ( مثل من !!! ) بعد از حدود 12 ساعت و هنگام نماز صبح رسیدیم به مرز مهران و نماز صبح را آنجا خواندیم و رفتیم برای مُهر خروج از کشور و ورود به کشور عراق ... اما امان از این کارمندهای به درد نخور عراقی که تَن به کار نمی دادند و آن سیل عظیم جمعیت ساعت ها در آن هوای سرد معطل بودند . بالاخره بعد از 8 ساعت معطلی در مرز، مهر ورود به پاسپورت ها خورد و وارد کشور عراق شدیم ! اما جالب بود همین که وارد خاک عراق شدیم بعضی از بچه هیئتی ها شروع به عزاداری و سینه زنی کردند و از همانجا عرض ارادت خود را به محضر امام حسین ع اعلام می کردند ! راه افتادیم سمت نجف و آن ایوان زیبا و دلربای امیرالمومنین ع که وقتی وارد حرمش می شوی بی اختیار اشک در چشمانت حلقه می زند و یاد آن مظلومیت ها می افتی و به قول علامه طباطبائی دوست داری تا ابد بنشینی و بگویی « آی مظلوم علی » و های های گریه کنی !!! شب بود که به نجف رسیدیم و حدود 2 روز در آنجا بودیم و به زیارت قبرستان وادی السلام و زیارت حضرت هود و صالح (ع) هم مشرف شدیم ! صبح روز سوم بعد از کسب اجازه از محضر مولا علی ع برای حضور بر سر مزار پسرش ؛ حرکت کردیم به سمت دفتر آیت الله حکیم و از آنجا هم پیاده روی اربعین آغاز شد ... وارد مسیر که می شوی سیل عظیم جمعیت اعم از مردان و زنان را می بینی که بی اختیار به سمت کربلا در حرکت هستند و مانند این است که مغناطیس کربلا همه را به سمت خود جذب می کند و یا مانند قلبی است که خون بدن را جذب می کند و بعد از تصفیه به کل بدن پمپاژ می کند اینجا هم کربلا در حال جذب همه بود و بعد از تصفیه، آنها را که از سرتاسر جهان آمده بودند پمپاژ کرد به سمت کشورهایشان ... در راه همه مشغول ذکر گفتن بودند ! اما زیبائی های زیادی در مسیر پیاده روی 100 کیلومتری نجف تا کربلا بود همه هر طور که می توانستند به زائران امام حسین ع خدمت می کردند گروهی مشغول آماده سازی و پخش چای در مسیر بودند، گروهی آب پخش می کردند، گروهی خرما ، گروهی غذا و جالب اینجا بود که گروهی هم در راه مکان هائی آماده کرده بودند که با استفاده از دست و وسائل ماساژ الکتریکی پای زائران را ماساژ می دادند ! شب اول که همان مصادف با شب یلدا در ایران بود در حسینیه جعفر طیار ع توقف کردیم تا کمی استراحت کنیم و صبح حرکت کنیم! حسینیه که از چادر درست شده بود نسبتا خلوت بود ،پسر کوچکی به نام صالح که فرزند صاحب حسینیه بود برایمان کمی آب آورد، من بعد از تشکر اسمش را پرسیدم و یک شکلات هم به او دادم ( لعنت بر ریا !!! ) او رفت و بعد از چند دقیقه دوستانش را هم آورد و مجبور شدیم باز هم مهربان شویم و به آنها هم شکلات بدهیم ... با آنها نشسته بودیم که عموی او و دیگر اقوام هم آمدند و یک شب نشینی مفصلی باهم داشتیم ( تعجب نکنید آخه بنده دوره های مکالمه عربی رو گذروندم و حتی دو دوره هم تدریس کردم و میتونم عربی صحبت کنم ) بعد از چند دقیقه چند طلبه هندی هم به جمع ما اضافه شدند ، عموی صالح می گفت ایران را دوست دارد و از رسم های ازدواج در ایران می پرسید...

عکس های سفر و بقیه خاطره را در ادامه مطلب بخوانید و ببینید ...!!

خودم نوشت :

سالروز  حماسه 9 دی ، روز تجدید میثاق امت با ولایت و خوار کردن دشمنان و فتنه گران مبارک باد ... رحلت حضرت رسول اکرم ص و شهادت امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع تسلیت باد .

      


ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 1:19 ] [ داود رحمانی ]
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند      این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند ...

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش    حتی سیاهی علمش فرق می کند

با پای نیزه روی زمین راه می رود     خورشید کاروان قدمش فرق می کند


سلام بر همه دوستان عزیز 

بعد از عمری آرزو و حسرت کشیدن بالاخره امام حسین ع بنده رو بین زائران خودش طلبید و ان شاء الله عازم کربلا هستم و حدود 8 یا 9 روزی نیستم و با کاروان های پیاده روی اربعین عازم کربلا هستیم . دوست دارم بعد از برگشتن سفرنامه تصویری کربلا رو بنویسم و تو وبلاگ میذارم

اگه توفیق حاصل شد برای همه شما عزیزان هم دعا می کنم و نائب الزیاره همه شما عزیزان هستم

ان شاء الله قسمت همه بشه

یا علی


            



[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ] [ 11:42 ] [ داود رحمانی ]

در این روزها همانطور که همه شما هم کم و بیش در جریان آن قرار دارید مسائل سیاسی مختلفی در کشور اتفاق افتاده است که می شود از آن به عنوان هفته شلوغ سیاسی نام برد ؛ از قضایای روز دانشجو گرفته تا گزارش صد روزه و برخی مسائل دیگر ! یکی از مسائلی که در هفته اخیر انتقاد بسیاری از منتقدان سیاسی را بر انگیخت گزارش صد روزه آقای روحانی بود که در آن گزارش های نسبتا بی پایه و اساسی مطرح کردند و این چیزها از دولت راستگویان بعید است! البته به گفته جهان نیوز، مسئول دفتر آقای روحانی در این برنامه که قرار بود مجری آن مانند قبل آقای حیدری باشد مخالفت کرده و با سه مجری که همگان آنها را می شناسند مخصوصا مجری برنامه پارک ملت (سابق ) تماس گرفته و از آنها دعوت کرده بودند که مجری برنامه باشند تا فقط در مقابل گفته های رئیس جمهور محترم فقط لبخند بزنند و اینکه مانند روال قبل با سه دوربین فیلمبرداری شده و برنامه پوشش داده می شد که باز هم مسئول دفتر ریاست جمهوری مخالفت کرده و با یک تیم فیلم برداری بیرون از صدا و سیما هماهنگ شده بودند که با 9 دوربین برنامه پوشش داده شود !!! اما جالب تر این است که آقای احمدی نژاد هم بعد از آن ایشان را دعوت به مناظره کردند که تا به حال آقای روحانی آن را نپذیرفته اند ! اما خود بنده معتقدم این قضیه را از دو جهت می توان ارزیابی کرد ؛ یکی اینکه چون آقای روحانی و احمدی نژاد از همدیگر کینه قدیمی دارند این مناظره شاید تبدیل به یک مجلس لو دادن اطلاعات حساس کشوری شود که در نهایت اذهان عمومی مشوش خواهد شد و دوباره باید مردم هزینه آن را پرداخت کنند ولی جنبه دیگر آن این است که اگر این مناظره صورت نگیرد و واقعیت روشن نشود جناب روحانی تا چهار سال آینده تمامی کاستی ها و نواقص دولت راستگویان (!!) را به گردن دولت قبل خواهد انداخت و این برای مردم که واقعیت را می دانند کمی سنگین است !!! البته از قرار معلوم آقای روحانی به گفته هایشان پایبند نیستند چون در 6 خرداد امسال در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفتند که به نظر من در مناظرات 88 به هر کسی که توهین شد باید اجازه دفاع از خود داده میشد ولی حالا که نوبت به خود ایشان رسیده و باید فرصتی به احمدی نژاد داده شود قضیه فرق کرده است !!! یکی دیگر از مسائل سیاسی چند روز گذشته که البته بهتر است اسم آن را طنز سیاسی بگذاریم خبر حضور جناب سید محمد خاتمی به عنوان سفیر صلح ایران (!!!!!!!) در مراسم خاکسپاری مرحوم ماندلا [ رهبر مبارزان سیاه پوست جهان ] بود که روزنامه های اصلاح طلب مانند آفتاب یزد، ابتکار، شرق و آرمان آن را تیتر اصلی خود کرده بودند که قسمت طنز آن اینجا بود که از سید محمد خاتمی [ کسی که یکی از عوامل اصلی فتنه 88 بود و آن همه خسارت و خسران به بار آورد و همه مردم ماهیت او را می شناسند ] به عنوان سفیر صلح یاد کرده بودند که جای بسی خنده داشت !! اما یکی دیگر از مسائل هفته گذشته حضور جناب روحانی در دانشگاه شهید بهشتی در روز دانشجو بود که حاشیه های فراوانی داشت و از جمله آن می توان به پاسخ مثبت ایشان نسبت به شعار برخی از دانشجویان در قبال آزادی میر حسین موسوی و کروبی ( فتنه گران معروف سال 88 که در حصر خانگی به سر می برند و تاکنون به سبب رأفت اسلامی مجازات نشده اند ) بود که البته از ایشان جز این انتظار نمی رفت چون در شعارهای تبلیغاتی خود قبل از انتخابات وعده آزادی آنها را داده بودند ...!


خودم نوشت :

  به گفته رسانه ها، مسئولین برگزاری برنامه سخنرانی دکتر روحانی در دانشگاه شهید بهشتی تهران در روز دانشجو فرصت های سوال دانشجویان عضو جنبش بسیج دانشجویی را حذف کرده بودند که از آن می توان به نوعی فرار از انتقاد و جواب دادن یاد کرد !!!

   


[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 18:23 ] [ داود رحمانی ]

شبکه های اجتماعی یکی از خدماتی است که بعد از سرایت اینترنت در جهان به شکلی سریع جای خود را در بین مردم و به خصوص جوانان پیدا کرد و تبدیل شد به محلی برای تبادل اطلاعات با دیگر هموطنان و حتی با مردم جهان که برخی از آن برای نوشتن خاطرات روزانه و یا گذاشتن برخی از عکس های مورد علاقه خود استفاده می کنند و دوست دارند تا بقیه نیز این عکس را دیده و نظری در مورد آن بدهند ! مانند بازیگران و یا بازیکن های معروف که عکس های خود را در صفحات شخصی خود در محیط شبکه های اجتماعی قرار می دهند و اتفاقا از آنها استقبال خوبی نیز به عمل می آید !!! یکی از این شبکه های اجتماعی که اتفاقا مخاطبان بسیاری را در کل جهان  به خود اختصاص داده است فیسبوک « facebook » نام دارد که بنا بر اعلام آمارهای رسمی و غیر رسمی چیزی در حدود 700 میلیون کاربر از سراسر دنیا دارد که آمار قابل توجهی است ! اما این شبکه اجتماعی ـ بخوانید شبکه جاسوسی ـ نقشی فراتر از یک شبکه اجتماعی را در دنیا ایفا می کند که مورد اعتراض بسیاری از کشورها واقع شده است و بسیاری از کارشناسان آن را دیگر یک شبکه اجتماعی فلمداد نمی کنند بلکه نام شبکه جاسوسی را برازنده آن می دانند! بله درست است ! در بسیاری از کشورها نیز مانند ایران سیستم فیلترینگ فعال است و اتفاقا جالب است بدانید که آمریکا یکی از کشورهائی است که بیشترین فیلترینگ را در سایت های خود به کار می برد و این نیز یک مسأله طبیعی است چون همه کشورها برای خود یک قانون و خط قرمزهای امنیتی دارند که باید برای نقض نشدن آن تلاش کنند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست ! اما شبکه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ فیسبوک و برادر آن شبکه اجتماعی ـ بخوانید جاسوسی ـ توئیتر « twitter » در ایران برای اخلال در امنیت ملی تلاش های فراوانی را انجام دادند از جمله در فتنه سال 88 فعالیت های آنها به اوج خود رسید همانطور که مقام معظم رهبری نیز چند روز پیش در جمع بسیجیان فرمود که [دشمنان در فتنه 88 فکر کردند با «فیسبوک» و «توئیتر» می توانند نظام اسلامی ایران را بر اندازند]...!! با توجه به این جمله ماهیت این شبکه کاملا مشخص و آشکار می شود ؛ که از جمله فعالیت های آن می توان به فراخوان های تجمع غیر قانونی در روزهای مختلف سال در ایام فتنه اشاره کرد ! البته بسیاری از شبکه اجتماعی در دنیا وجود دارد که همه از آنها استفاده می کنند و در ایران نیز شبکه اجتماعی « کلوب » و « فیس نما » که خود بنده در آنجا صفحه دارم تحت قانون جمهوری اسلامی ایران مشغول فعالیت هستند ( هر چند اشغالاتی نیز بر آنها وارد است ) و نکته قابل توجه در آنها تحت قانون بودن آنها است ! اما شبکه اجتماعی جاسوسی فیسبوک و توئیتر در اکثر کشورها نقض قانون کرده و به محل مبتذلی برای گذاشتن عکس ها و فیلم های مستهجن و بعضا خانوادگی ( علاوه بر آن فعالیت های اخلال گرانه امنیتی ) تبدیل شده است و به همین خاطر که حقوق اخلاقی جامعه را به طور کامل نقض می کند در کشورهائی مانند استرالیا، مغرب، مصر، چین و ... فیسبوک سابقه فیلتر شدن دارد و تنها در ایران نیست که این شبکه اجتماعی جاسوسی فیلتر است ! البته بسیاری از هموطنان عزیز برای اینکه از فیض وجودی آن بی بهره نباشند با استفاده از فیلتر شکن ( VPN ) به آن دسترسی دارند و از فضای سراسر معنوی (!!!) آن استفاده می کنند و در این حالت برخی از مسؤولین مانند معاون ارتباطات رئیس محترم جمهور تلاش زیادی برای رفع فیلتر آن دارد که دلیل آن مشخص نیست ! و شاید هم دلیلش استفاده برخی از مسؤولان از این شبکه ها باشد !! شاید ... اما سخن مقام معظم رهبری در مورد این شبکه ها حجت را بر همه تمام کرد و ماهیتشان را مشخص !!!


خودم نوشت:

موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات ژنو را به همه دوستان و ملت عزیز ایران تبریک عرض می کنم ... هر چند جای بحث و اشکال نیز هست !!!

نمونه ای از فعالیت های فیسبوک در ایران البته با عرض پوزش از انتشار این صفحه :

     

          

[ یکشنبه سوم آذر 1392 ] [ 23:5 ] [ داود رحمانی ]

اسم عاشورا را که می شنویم دلمان پر می کشد برای حرم ارباب بی سر که بدنش سه روز روی خاک داغ بیابان جلوی آفتاب سوزان مانده بود و اهل بیتش با دست و پای بسته و زنجیر شده به سوی کوفه و شام برده می شدند و چه کتک هائی که در بین راه بر دختران ارباب بی سر نزدند و اما این زینب (س) بود که خود را جلوی ضربات آن حرام زاده ها می گرفت تا آسیبی به اطفال برادر بی کفنش نرسد ! اما این پایان ماجرا نبود !! به قول یکی از بزرگان دلیل اینکه روی پیکر مبارک ابا عبد الله (ع) اسب تاختند این بود که می خواستند  استخوان های جسم مطهرش خُرد شود تا راحت تر در زیر آن آفتاب سوزان جسم مطهر از بین برود و قضیه کربلا و حسین (ع) زودتر ختم شود تا کسی بوئی از آن فجایع انسانی نبرد ...! اما خواهر بزرگوار حسین (ع) که بنده اسم او را افسر جنگ نرم می گذارم ، نگذاشت تا حوادث از یادها برود و در کوفه و شام چنان خطابه هائی خواند که در مقاتل نقل می کنند زنان گیسوان و موهای خود را از شدت درد می کشیدند و زجه می زدند و مردان نیز صورت های خود را می خراشیدند و همین عاشورا بود که یزید و بنی امیه را نزد همگان بی آبرو کرد و همه آنها را به باد رسوائی گرفت ...! اما نمی دانم چه سری در این عاشورا نهفته است که اصلا ذات آن رسوائی فتنه گرانی است  که سوء قصد نسبت به اسلام دارند !! سال ها از آن حوادث گذشت و سال 88 بود که دوباره فتنه گران قصد سوئی نسبت به اسلام پیدا کردند و با بهانه واهی تقلب که در اصل کلید واژه شروع شورش ها بود در کشور اسلامی ایران شروع به آشوب کردند و با آتش زدن اموال عمومی و ایجاد ترس و وحشت در بین مردم خسارت های فراوانی به بار آوردند و این بار نیز سید علی خامنه ای به تأسی از عمه گرامی خود زینب کبری (س) وارد میدان شد و در آن نماز جمعه معروف فتنه گران را به باد رسوائی گرفت و بعد از آن بود که شدت آشوب ها کمی گرفته شد؛ اما ماجرا به اینجا ختم نشد بلکه مدت ها گذشت و این جاهل های بی خِرد با دستگاه ابا عبد الله (ع) در افتادند و در آن روز عاشورا که مردم در عزای ارباب بی کفن خود به سر و سینه می زدند این یزید و شمرهای زمان شروع به سوت و کف زدن و شکستن حرمت عاشورای حسینی کردند و دیگر این پایان کار برای آنها بود و چند روز بعد مردم در 9 دی به خیابان ها آمدند و نسخه غائله فتنه با سرکردگی میر حسین موسوی و جناب کروبی را در هم پیچیدند و باز هم رسوائی فتنه گرانی که قصدشان بر اندازی نظام و تغییر رهبری و حکومت بود در این زمان با عاشورا اتفاق افتاد ...! مردم نیز در این زمان وفای خود را نسبت به رهبری اعلام کردند و بصیرت خود را به رخ جهانیان کشیدند که تا آمدن مهدی (عج) با سفیر و نائب او پیمان بسته اند !!!


خودم نوشت:

بصیرت یعنی اینکه تا آمدن حسین (ع) با سفیر و نائب او که همان مسلم است بیعت کنیم ...!

      

[ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 ] [ 13:30 ] [ داود رحمانی ]
در دنیا بسیاری از گروه ها هستند که با بعضی از کارهایشان سبب می شوند که همیشه در کانون توجهات باشند و لنز دوربین ها و فکر مردم به سمت آنها مشغول باشد ؛ حالا فرقی نمی کند که کارشان چه باشد چون برخی مانند حزب الله کارهایی ضد استکباری انجام می دهند و به همین دلیل همیشه در کانون توجهات هستند و برخی هم مانند سلفی ها و تکفیری ها کارهائی انجام می دهند تا همیشه به قول معروف « تو چشم باشند » !!! یکی از این طیف گروه ها در ایران اصلاح طلبان هستند که همیشه تاریخ کارهائی انجام داده اند تا در کانون توجهات باشند ؛ مانند اینکه در دولت موسوم به اصلاحات و در زمان مجلس ششم در مجلس تحصن کردند و آن نامه جام زهر معروف را به رهبری تحمیل کردند ، یا اینکه برخی از مجلات  زنجیره ای مرتبط با اصلاح طلبان مانند عصر آزادگان و آفتاب امروز هشت سال دفاع مقدس را زیر سوال بردند، هیئات مذهبی را عامل ترویج خشونت دانستند و چه توهین هایی که به بسیج و نیروی انتظامی و نظام اسلامی نکردند، البته روزنامه « سلام » که سر دسته آنها بود جای خود دارد !!! اکنون نیز بعد از گذشت 8 سال که حاشیه های آنها مانند آتش زیر خاکستر شده بود بعد از انتخاب جناب روحانی برای تصدی پست ریاست جمهوری این حاشیه ها با انتخاب وزرای اصلاح طلب و بازگرداندن برخی از اصلاح طلبان تندرو و افراطی از سوی همین وزرا به سر کار، بازگشته و آن آتش زیر خاکستر دوباره سر باز کرده است ! اما در این بحث از عملکرد دولت جناب روحانی نمی خواهیم صحبت کنیم چون ایشان مهلت 100 روزه خواسته اند و اکنون حدودا 80 روز گذشته است و ان شاء الله بعد از اتمام آن بحث می کنیم، هر چند قیمت اکثر کالاها افزایش یافته در صورتی که قرار بود کاهش پیدا کند !!!! در این روزها جناب جنتی وزیر محترم مثلا ارشاد سخن از بدون مشکل بودن تک خوانی زنان به میان آورده اند و می گویند که تک خوانی زنان مشکلی ندارد و در این مورد هم می گوید که مراجع نظر واحدی ندارند و فقط نظرشان این است که اگر مفسده ای در میان نباشد !!! برادر گرامی که فرزند عالم هم هستید ؛ از شما بعید است که چنین حرفی بزنید، چون کل این قضیه مفسده است و نمی دانم شما به چه چیزی می گوئید مفسده ؟!! چند روز پیش که به بهانه جشن عید غدیر در تهران  دختران [ رقص باله ] انجام دادند و حال شما تک خوانی زنان را هم کنار آن بگذارید [ که با این اوصاف دور از انتظار نیست ] می شود همان « کاباره » های زمان شاه و دیگر چه فرقی با آن دارد ؟! البته امروز صبح خبری در صفحات اجتماعی پخش شد مبنی بر اینکه وزیر ارشاد در مراسمی شرکت کرده اند که در آن زنان نیز تک خوانی کرده اند ولی تا به حال این خبر از طرف ایشان تکذیب نشده است و نمی دانیم چرا ؟ [ نکند آقای جنتی شما علاقه خاصی به صدای زنان دارید ؟!! ] چند روز پیش هم روزنامه اصلاح طلب « بهار» مطلبی را در اهانت به امام علی (ع)  و امام خمینی (ره) منتشر کرد و امامت علی (ع) را فقط یک رهبری سیاسی اعلام کرد نه یک پیشوای منتخب از سوی خدا ، که اعتراضات گسترده ای در پی داشت و شکر خدا باعث تعطیلی روزنامه بهار شد که  البته نویسنده آن مطلب، یکی از فتنه گران بود که در این روزنامه فعالیت می کرد .....!!!! البته ناگفته نماند که جمع کردن بیلبوردهای صداقت آمریکائی هم از این دست کارهای این آقایان بود که با فشار به شهردار تهران او را مجبور به این کار کردند ؛ اما آقایان به کدام چراغ سبز آمریکا دلخوش کرده اید ؟ آنها که همان دشمن و جنایتکار سابقند و به دم تکان دادن برخی ها نیز توجهی ندارند !! حال با نگاهی گذرا به این مسائل و با یک حساب سر انگشتی به نظر شما نمی توان گفت که کشور به فضای اصلاح طلبی دوران ریاست جمهوی جناب خاتمی بر می گردد ؟!!؟
                         
                 
از لج بعضی ها هم که شده بلند بگو [ مرگ بر آمریکا ]

خودم نوشت:

فرا رسیدن ماه محرم « ماه پیروزی خون بر شمشیر » و اثبات مردانگی در برابر عهدی که با امام خود بستند ، تسلیت باد ...

                
              

[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 1:9 ] [ داود رحمانی ]

در زمان های بسیار قدیم دوره زمانی وجود داشت که مردم در جاهلیت شدید به سر می بردند و شاید به جرأت بتوان گفت که بویی از تعقل و عقلانیت نبرده بودند و برای مثال نیز می توان دوران قرون وسطی و قبل از رنسانس در اروپا را مثال زد ؛ که به گفته مورخان در دوران خفقان کلیسا و قرون وسطی که عقاید مردم از سوی کلیساها مورد تفتیش قرار می گرفت ، جاهلیت به قدری رایج بوده است که هر کس جاهل تر بود به این صفت خود افتخار می کرد و سعی می نمود تا خود را جاهل تر از دیگران نشان دهد تا به قول معروف زبانزد خاص و عام باشد و به این کارش نزد همگان افتخار کند ! و این در حالی بود که در این زمان بزرگ ترین دانشگاه های جهان در سرزمین های اسلامی مخصوصا اندلس وجود داشت! حال بعد از گذشت قرن های متمادی از این جریانات دوباره جاهلیت به زندگی بشر بازگشته ولی این بار به سبک و شیوه ای جدید و مدرن و جذاب !! شاید حدس زده باشید منظورم چیست !! بله ، درست است منظورم همان « فرهنگ فراگیر عریان بودن است» یعنی به گونه ای در جامعه وانمود کرده اند که عریان و لخت بودن نوعی فرهنگ است و افتخار ! اما به نظر شما فرق این جاهلیت با جاهلیت قرون وسطی چیست ؟ در آن زمان هر کس جاهل تر بود به جهلش افتخار می کرد و امروز نیز هر کس عریان تر و لخت تر است به عریان بودنش افتخار می کند ، به نظر شما این شیوه جاهلیت مدرن نیست ؟!! آیا امروز طرز برخورد با زنان یک برده داری مدرن نیست ؟! آری ، یک برده داری ...! فقط سبک و شیوه آن عوض شده است ؛ در زمان اربابان، زنان به عنوان کنیز در اختیار آنها بودند و امروز نیز با پول زنان را به هر کاری وادار می کنند و اگر توجه داشته باشید در ماهواره ها حتی برای تبلیغ غذای سگ هم از زنان استفاده می کنند! اما اسلام ارزش وجودی یک زن را بسیار بالاتر از این قرار داده است که به صورت رایگان خود و بدنش را در معرض دید عموم مردم قرار دهد ؛ اسلام به مرد دستور داده است که اگر او را میخواهی باید به خواستگاریش بروی ، نفقه و مخارج او را تامین کنی ، خانه و سرپناهی برایش تامین کنی و ... اما متاسفانه بسیاری از زنان جامعه اسلامی ما با ندانم کاری و گاهی نیز برای ابراز وجود که این هم از ندانم کاری است ارزش خود را زیر سوال می برند ، البته هستند زنان مومنه ای که هنوز حاضر نیستند ارزش وجودی خود را با هیچ شیء گران قیمتی در این جهان عوض کنند که بهشت الهی گوارای وجودشان باد .... اما بعضی ها نیز فکر می کنند که اگر در پوشش خود را شبیه غربی ها کنند حتما این ها هم پیشرفته هستند که زهی خیال باطل !! یا به قول طرف : اگر عریان بودن نشان پیشرفت و باکلاس بودن است ؛ پس خر از همه پیشرفته تر و با کلاس تر است ...!!!!


خودم نوشت:

  چه ماه با عظمتی است ذی الحجة !

   موسی به طور می رود ، فاطمه به خانه علی ، ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه ، محمد با علی به غدیر و حسین با همه هستیش به کربلا ...


    

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 1:14 ] [ داود رحمانی ]

حتما در این چند روز اخیر همه شما از اخبار موجود در جامعه و حواشی آن اطلاع دارید و باز هم کم و بیش آن را دنبال می کنید. مهم ترین خبر هفته اخیر سفر رئیس جمهور کشور به نیویورک و حضور در اجلاس سازمان ملل بود که با حواشی زیادی همراه بود ؛ البته ناگفته نماند که قبل از حضور ایشان سر و صدای رسانه ای زیادی از سوی مطبوعات و سایت های اصلاح طلب به راه افتاده بود و حتی بعضی از روزنامه ها مانند « آرمان » نتوانستند طاقت بیاورند تا آقای ظریف با جای کری ، وزیر امور خارجه آمریکا دست بدهد بعد عکس آنها را چاپ کنند بلکه با دستپاچگی تمام با فتوشاپ این عکس را از قبل تنظیم کردند . بله ! همانطور که متوجه شدید یکی از مباحث پرحاشیه سفر رئیس جمهور به نیویورک دیدار با سران و مقامات آمریکایی بود که رسانه های اصلاح طلب به قول معروف برای آن از مدت ها پیش لَه لَه می زدند و آرزویشان عکس گرفتن وزیر یا رئیس جمهور با مقامات آمریکایی بود که این دیدار اتفاق افتاد. اما سخن من چیز دیگری است ...! بسیاری از مقامات کشورمان در یکی دو روز اخیر به مواضعی که جناب روحانی در سازمان ملل و در مصاحبه های خبری با رسانه های آمریکایی گرفته بودند واکنش نشان داده و آن را یک موضع مقتدرانه اعلام کردند ! اما مطمئن باشید این آقایان برای اینکه پیش دشمنان خارجی سوء استفاده نشود چنین نظراتی بیان می کنند و الا خود آقایان هم می دانند ، کدام اقتدار ...؟!! نمی دانم شاید از دید آقای روحانی به رسمیت شناختن رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیستی یک نوع اقتدار است که گفته بود اسرائیل باید عضو ان پی تی شود ! جناب آقای روحانی عضو شدن در ان پی تی یعنی اینکه اسرائیل را به عنوان یک کشور مستقل قبول داریم چون فقط کشورها در آنجا عضو می شوند ! نکند شما رژیم اشغالگر قدس را به عنوان یک کشور مستقل قبول دارید ؟؟! آقای روحانی شما چنان از اعتماد سازی های متقابل بین ایران و آمریکا حرف می زدید که همه فکر می کردند که دیگر همه چیز تمام شد و همه تحریم ها لغو می شود ، ولی هنوز به تهران نرسیده اختلاف ها شروع شد و شما گفتید که آمریکایی ها اول تماس گرفتند و آنها گفتند ایرانی ها اول تماس گرفتند ؛ این بود اعتماد سازی انبوه متقابل !!!! با این پشتوانه اعتماد سازی می خواهید در برابر آنها از موضع مقاومت برآئید ؟؟!!!! شما و همه ما خوب می دانیم که آمریکایی به این تماس و گفت و گو با ایران نیاز داشتند تا این اقتدار 35 ساله را خدشه دار کنند و به همه کشورهای انقلاب کرده منطقه که الگویشان در مقاومت ، ایران اسلامی است بفهمانند که ایران هم مجبور به مذاکره با آمریکا شد! اگر آمریکا می توانست مشکلات خود را حل می کرد که کشورش به تعطیلی کشانده نشود همانطور که دیروز بعد از 17 سال به خاطر مشکلات در تصویب بودجه آمریکا اکثر دستگاه های دولتی تعطیل شدند . آقای روحانی ! رئیس جمهور عزیز ! پس چه شد ثمرات این مذاکره تلفنی که شما می گفتید اوباما اعلام کرد حقوق هسته ای ایران را به رسمیت می شناسد ولی مشاور امنیت ملی آمریکا خانم رایس و جان کری در مصاحبه با CNN اعلام کردند که بر مواضع قبلی خود استوار هستند و حقوق بی حقوق ! پس شما از کدام اقتدار و مذاکره صحبت می کنید ؟؟! اما خوشم آمد از روزنامه های اصلاح طلب مانند « ابتکار» « بهار» « آفتاب یزد»  که برای خراب نشدن وضعیت شروع به جنجال مطبوعاتی کردند و برای تحت الشعاع قرار دادن این مباحث، به مسائل ریز روز استقبال در فرودگاه پرداختند و با تیترهایی مانند « بازگشت کفن پوشان!» «باز هم افراطی ها و تندرو ها» سعی کردند تا این مسائل ریز را به صدر اخبار برسانند تا اخبار نیویورک به حاشیه برود. اما دوستان اصلاح طلب شما که شعار زنده باد مخالف سر می دادید ؛ پس چه شد !؟ پس چرا وقتی صدای مخالفی بر علیه شما بلند می شود با انواع تیترهای تند و توهین کننده او را می کوبید!؟ چرا هر کس مخالف شما است می شود تندرو و افراطی !؟ با این کارها نمی توان راه به جایی برد ...!

اما جناب ظریف ! وزیر محترم امور خارجه ! از نظر جمهوری اسلامی ایران سایت فیسبوک به خاطر دارا بودن محتویات مجرمانه غیر قانونی است و شما که مرد قانون هستید چرا کارهای غیر قانونی می کنید ! نکند جریان شما هم مانند قضایای آقازاده ها است !؟



خودم نوشت:

خدا قدیمی ها را رحمت کند که همیشه می گفتند طرف اگر لالایی بلد بود خودش خوابش می برد ؛ آمریکا هم اگر حل مشکلات از دستش بر می آمد مشکلات جامعه خود را حل می کرد تا 40 میلیون بی خانمان نداشته باشد!

یا علی ...

                    

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 16:1 ] [ داود رحمانی ]

وبلاگ طلبه جوان به عنوان وبلاگ برتر ماه از سوی کانون وبلاگ نویسان جوان زنجان انتخاب شد.


   مصاحبه سایت کانون وبلاگ نویسان جوان زنجان با مدیر وبلاگ طلبه جوان :

                        http://zanghan.ir/post/200

[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 12:16 ] [ داود رحمانی ]

همه ادیان الهی برای خود آئین و احکام بخصوصی دارند و از طرف خداوند متعال بر پیروان آن شریعت واجب شده است که از احکام آن تبعیت کنند و دستوراتش را همیشه مد نظر داشته باشند تا دچار گمراهی نشوند . دین مبین اسلام نیز که بهترین ادیان و کامل ترین آنهاست و پیامبرش آخرین پیامبران الهی است ، از این قاعده مستثنی نیست و همه پیروان آن موظف به انجام دستورات و ترک محرمات آن هستند که کامل ترین برنامه برای ضمانت خوشبختی و سعادت انسان ها است که یکی از نشانه های کامل بودن آن هم این است که برای تک تک دقایق و لحظات زندگی انسان برنامه دارد ( مثلا در روایات برنامه هائی ذکر شده است که از صبح هنگام بلند شدن از خواب شروع می شود تا هنگام خوابیدن ) و کسانی که از این قوانین تبعیت کنند بنا به گفته قرآن هرگز گمراه نخواهند شد. اما متاسفانه بسیاری از ما در برخورد با احکام بسیار ساده انگارانه عمل می کنیم و به قول معروف هر کدام برای خودمان عالم و ملا هستیم و برای خود فتوا صادر می کنیم و متاسفانه بسیار کم به رساله عملیه مراجع تقلید رجوع می کنیم و در بعضی موارد با حدس و گمان فتوایی صادر می کنیم که گناهش بسیار زیاد است ؛ چون در این بین برخی از احکامی که نمی دانیم از یاد می رود و کم کم غیر قابل استفاده می شود، البته از طرف ما ! چندی پیش یکی از مخاطبان عزیز سوالی در مورد احکام غسل پرسید و بنده را به این فکر انداخت تا بنابر وظیفه طلبگی و تبلیغ احکام دین مطلبی در این مورد نوشته و احکامی را که فکر می کنم کمتر کسی به آن توجه کرده باشد را بیان کنم . یکی از مواردی که زیاد به آن مبتلا می شویم ، بحث غسل جنابت و خارج شدن منی از بدن است ؛ و برای آن در احکام اسلامی سه نشانه ذکر شده است که اگر دارای این نشانه ها بود منی محسوب می شود و باید غسل جنابت به عمل آید که آن سه نشانه عبارتند از اینکه « 1. با شهوت باشد . 2 . با فشار بیرون آید . 3 . با جستن بیرون آید » اما در این مورد شاید کمتر توجه کرده باشید که « هر آبی که از بدن خارج می شود منی نیست! » بلکه احکام خاص خودش را دارد! پس آبهایی که از بدن انسان مکلف خارج می شوند به چهار نوع تقسیم می شود:

1 .. آب منی : در صورت خارج شدن این آب از بدن با شرایطی که در بالا ذکر شد غسل بر انسان واجب می شود و بدن سست می شود.

2 .. آب مَذی : آبی که گاهی بعد از ملاعبه و بازی کردن شهوانی از انسان خارج می شود و پاک است.

3 .. آب وَذی : آبی که گاهی بعد از منی بیرون می آید و اگر انسان بعد از منی و قبل از غسل جنابت بول کرده باشد پاک است.

4 .. آب وَدی : آبی که گاهی بعد از بول کردن از انسان بیرون می آید و اگر استبراء کرده باشد پاک است.

پس می بینیم که توجه به احکام و رجوع به رساله های عملیه در برخی از موارد کار انسان را راحت می کند و دیگر نیازی به اضافه کاری نیست .


خودم نوشت :

از همه دوستان عزیز به خاطر صراحتی که در نوشتن به کار بردم معذرت خواهی می کنم ؛ اما بنا به گفته مراجع تقلید در احکام جای هیچ خجالت کشیدنی نیست ...!


               

 

[ شنبه ششم مهر 1392 ] [ 0:12 ] [ داود رحمانی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

مثل یک دُرنای وحشی تا افق پرواز کن

قصه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست

بال های قدرتت را رو به فردا باز کن
..................................

ایمیل : davoodrahmany@ymail.com
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب

آمار سایت


Pichak go Up




طراحے لـوگو

طلبه جوان




وبگاه جوان انقلابی

Online User

Reba.ir