طلبه جوان
طــلـــبــه ای جــــوان از سرزمین حـــوزه عـــلــمیه ...







حمایت میکنیم

طراحی صلواتی

معبر سایبری بی سنگر

یکی از علم ها و سیر مطالعاتی که می تواند در پرتگاه ها و پیچ های تند تصمیم گیری زندگی به انسان بسیار کمک کند ؛ تاریخ است. تاریخ یعنی استفاده از تجربه انسان های گذشته و عدم تکرار اشتباه ها و تصمیم گیری های غیر معقولانه ای که یک بار در گذشته امتحان شده و جوابش را پس داده است. وقتی به روایات ائمه (ع) هم مراجعه کنید مشاهده خواهید کرد که بزرگان دین هم نسبت به مطالعه تاریخ سفارشات عدیده ای داشته اند از جمله امام علی (علیه السلام) که فرموده اند من با مطالعه تاریخ با انسان های گذشته زندگی کرده ام؛ و حتی رهبر معظم انقلاب نیز بارها به طلاب سفارش کرده اند که حتما در کنار مطالعه تفسیر، فلسفه و دیگر علوم حوزوی، تاریخ را نیز مطالعه کنند که بسیار راهگشا است.

در عرصه سیاست نیز یکی از بهترین علومی که می تواند در مواقع حساس و مهم تصمیم گیری به کار آید، همین تاریخ است که با مطالعه روش برخورد دولت ها و حکومت های گذشته با مردم شان و سرنوشت آنها می توانند درس های عبرت انگیز فراوانی به دست آورند. یکی از دولت ها و حکومت های اسلامی گذشته ای که با مطالعه تاریخ چیزی جز حسرت و البته تلنگری از نگرانی در دل بر جای نمی گذارد ، حکومت « اندلس اسلامی » است !! که بسیاری از شما بزرگواران در مورد آن و در مورد سرنوشت آن، چگونگی شکل گیری آن، رفتار دولتمردان آن با مردم و همچنین طریقه زندگی مردم آن سامان مطالب زیادی مطالعه کرده و یا حداقل شنیده اید !! اندلس اسلامی از آن جهت که یک حکومت اسلامی بوده و می تواند منبع الهام و عبرت برای ما باشد بسیار حائز اهمیت است و می طلبد که همه دولت مردان و مردم ایران اسلامی تاریخچه این حکومت اسلامی در بلاد اروپایی را مطالعه و در آن دقت نمایند.

قطعا یکی از چیزهایی که همه در مورد سرنوشت اندلس اسلامی شنیده و مطالعه کرده ایم که سبب نابودی و انحطاط آن حکومت شد؛ رفتارها و پوشش های غیر اخلاقی و بعضا ضد اخلاقی برخی از مردم و شاهزادگان آن دیار است که کم کم و به دلیل عدم جلوگیری از سوی حکومت و عدم اصلاح جامعه اسلامی از سوی خود مسلمانان ( یعنی همان نبود امر به معروف و نهی از منکر ) جامعه را به سوی کم غیرتی و سرانجام ورطه نابودی کشاند و در پایان نیز دشمنان از طریق همین هربه و سست ایمان شدن مردم در دفاع از سرزمین خود، به آنان حمله ور شده و تمدن اسلامی را از آن سرزمین به کلی برچیدند ... !! اما چیزی که از ابتدای حضور جناب دکتر روحانی در مقام ریاست جمهوری و در سخنرانی های ایشان که در آن منتقدین خود را با لقب هایی مانند [ تازه به دوران رسیده ها، بزردل ها، ترسوها، بروید به جهنم و ... ] مورد لطف قرار داده اند چیزی که به وضوح به چشم می خورد مخالفت علنی ایشان با مبارزه با بدحجابی و بی حجابی در مکان های عمومی و در جامعه است! همانطور که چند روز پیش هم این گفته خود را در دیدار با مسؤولان نیروی انتظامی تکرار کرده و مبارزه پلیس امنیت اخلاقی و گشت های ارشاد را با بدحجابی مورد انتقاد قرار داد [ هر چند از سوی خود بنده نیز انتقادات فراوانی به این نوع برخورد با بی حجابی از سوی پلیس وجود دارد ] و با گفتن جملاتی مانند « برخی ها تمام مشکلات جامعه را رها کرده و به بی حجاب ها چسبیده اند » مواضع قبلی خود در این باره را تکرار کرد!! البته در این دیدار حرف های ساده لوحانه زیادی مانند «پلیس موظف به اجرای احکام اسلام نیست» و بسیاری چیزهای دیگر که شدیدا مورد انتقاد مراجع تقلید و بزرگان قرار گرفت و البته این گفته ایشان مخالف صریح گفته های امام خمینی و رهبری بود! رییس جمهور قبلی یعنی جناب دکتر احمدی نژاد هم چند بار می خواست مخالفتش در مبارزه با بدحجابی را علنی کند که  مورد انتقادات زیادی قرار گرفت!

اما جناب رییس جمهور ! چیزی که پر واضح است اینکه هیچ کس تمام مشکلات جامعه را از بی حجابی و بدحجابی نمی داند [ چرا خلط مبحث می کنید ] و بلکه بسیاری، مشکلات جامعه را به قول آیت الله جوادی آملی از بی عرضگی مسؤولان می دانند اما این را نیز نباید فراموش کرد که بی حجابی و بدحجابی یکی از ترفندها و توطئه های دشمنان برای به نابودی کشاندن اخلاق اسلامی در جامعه و به دنبال آن نابودی کشور است؛ چیزی که در اندلس اسلامی و تاریخچه آن به روشنی آمده است !! هر چند ایران اسلامی هیچ گاه به سرنوشت اندلس دچار نخواهد شد!


خودم نوشت:

آیت الله بهجت : در تمام عمر با تمام وجود نافرمانی خدا را انجام دادیم ؛ ولی او با مهربانی تمام نعمت هایش را بر ما ارزانی داشت ! حال حساب کنید اگر او را اطاعت می کردیم چه می شد !!!

در ماه رجب، ماه مقدمه ورود به مهمانی خداوند ؛ ما را از دعای خیر خود محروم نکنید...!

دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ .:. 14:8 .:. داود رحمانی

سال 93 با تمامی خوبی ها و بدی هایش به اتمام رسید و همه هموطنان عزیز کشورمان سالی نو ، با نیرویی مضاعف برای رسیدن به قله های کمال آغاز کردند. اما در سال 93 حوادث سیاسی و فرهنگی بسیاری اتفاق افتاد که هر کدام به نوبه خود در خور بررسی است مانند انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری که به هاشمی رفسنجانی و کسانی که وی را مورد قبول بزرگان می دانستند ثابت کرد که اینگونه نبوده و شرایط با گذشته بسیار فرق کرده است چرا که روزنامه های اصلاح طلب با پروپاگاندا و سر و صدای زیاد ـ که البته کار همیشگی آنها در مناسبات سیاسی است ـ در آخرین روز مهلت نامزدی برای کسب کرسی ریاست طوری وانمود کردند که یک « ابر قهرمان » وارد میدان شده است اما این ابر قهرمان در روز انتخابات با اختلافی فاحش از رقیب خود آیت الله یزدی عقب ماند تا به همه ثابت شود کسی که روزی یکی از ستون های انقلاب بود امروز بر اثر عملکردهای اشتباهش در پیچ های حساس تاریخی، تبدیل به یک سخنگوی حزب و جناح سیاسی شده است؛ یا اتفاق دیگری که در خور بررسی است انتشار اولین آلبوم خواننده زن بعد از انقلاب با صدای خانم نوشین طافی است که این را نیز می توان از شگفتی های وزارت ارشاد دولت اعتدال ! و جناب جنتی دانست.

اما سال 94 با روزهایی بهاری و عطری دل انگیز از راه رسید تا نسیم دوباره زندگی را بر صورت همگان بنوازد و  جنبش جاری شدنی دیگر آغاز شود . امسال هنوز از گَرد راه نرسیده حوادث سیاسی بسیار مهمی را به دنبال داشت که از جمله آن می توان به سخنرانی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی که راهکار و نقشه راهی برای دولتمردان برای سال جدید بود اشاره کرد اما مهم ترین مسأله ای که این روزها همه درگیر آن بوده و موافقان و مخالفان بسیاری را به سخن وا داشته است بیانیه ـ بخوانید توافق ـ لوزان سوئیس بود که در رسانه های سراسر دنیا جنجال فراوانی به دنبال داشت اما چیزی که از این بیانیه ـ بخوانید توافق ـ به دست می آید خدعه و حیله ای است که آمریکایی ها و طرف های غربی به کار برده اند چرا که اولا به گفته تحلیل گران متن قرائت شده از سوی خانم موگرینی ( نماینده اتحادیه اروپا و جانشین خانم اشتون ) که به زبان انگلیسی بود با متن قرائت شده از سوی جناب دکتر ظریف بسیار متفاوت بود ! دوما ابهاماتی که در این بیانیه [ بیانیه قرائت شده از سوی دکتر ظریف ] وجود داشت می تواند مانند بسیاری از کارهای طرف های غربی و خصوصا آمریکایی ها دستخوش تحریف ها و تفسیرهای متفاوت قرار گیرد که یکی از آنها جمله « راستی آزمایی » در بیانیه است که باید از سوی سازمان ملل ( که فعلا تبدیل به بازوی اجرایی آمریکایی ها شده ) در مورد فعالیت های هسته ای ایران بازدید شده و صلح آمیز بودن آن تایید شود که اظهر من الشمس است که این اتفاق نخواهد افتاد چرا که بارها و بارها از سوی این سازمان ها نظارتهای لازم صورت گرفته ولی آنها صلح آمیز بودن آن را تأیید نکرده اند ؛ که البته با توجه به گفته های تئورسین های غربی مانند دیوید فروم هدف آنها ابتدا « تغییر در رفتار » و سپس « تغییر در ساختار » است که به وضوح می توان آن را مشاهده کرد.

البته گفتنی های زیادی در مورد بیانیه لوزان ـ بخوانید قرارداد لوزان چای سوئیس ـ وجود دارد که فرصتی برای  برای بیان آن ها نیست از جمله تغییر 19000 سانتریفیوژ به کمتر از 6000 سانتریفیوژ ، تبدیل فردو از یک مرکز غنی سازی به یک مرکز تحقیقاتی و آموزشی که اگر آن را به کل تعطیل می کردند بسیار به صرفه بود؛ چرا که آمریکایی به دلیل ساخته شدن سایت فردو در عمق 90 متری زیر زمین و زیر یک کوه نمی توانند آن را تخریب نمایند ـ در صورت فرض حمله آمریکا به تأسیسات هسته ای ایران بنا به گفته اوباما ـ لذا تبدیل آن بسیار به نفع طرف مقابل است چون در صورت تبدیل به یک مرکز تحقیقاتی باید کلیه لوازم و ابزار آلات و ماشین های غنی سازی از آن خارج شده و به مکان دیگری انتقال داده شود ولی در صورت تعطیلی تمامی تجهیزات در جای خود باقی می مانند و فقط کار نمی کرد و حال با فرض اینکه آمریکایی ها در مدت زمانی این توافق نامه را زیر پا بگذارند [ همچنانکه در بسیاری موارد مشاهده شده است ] حساب کنید که راه اندازی دوباره آن و بازگرداندن دوباره تجهیزات به چه میزان هزینه و وقت نیاز دارد ؟؟!!!!!!!!!!!؟؟؟!!

البته باید از زحمات دکتر ظریف و هیئت همراه ایشان نیز به خاطر تحمل زحمات فراوان تشکر و قدردانی کرد ولی ای کاش ...!


خودم نوشت:

در این روزها که همه دچار وادادگی و سست شده اند جا دارد تا یادی از مردان مقاومت و ایستادگی به میان آوریم ...!

 

یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ .:. 19:26 .:. داود رحمانی
دوباره سالی دیگر تمام شد ...

و سالی دیگر تا چند روز آینده آغاز خواهد شد ؛ سالی که در ابتدای آن با کلی برنامه ریزی موفقیت خود را تضمین می کنیم اما تنها بعد از گذشت یک ماه همه چیز تمام می شود !

اما امیدوارم که امسالمان واقعا سال پرتاب به قله های موفقیت در پرتو نور حضرت زهرا (س) باشد ...!

سال 93 با همه خوبی ها و بدی هایش تمام شد ... اما چه تلخ بود !

امیدوارم که در روزهای ابتدایی سال جدید حرمت ایام فاطمیه را نگه داریم .

در وقت سال تحویل در معراج شهدای مناطق عملیاتی جنوب کشور دعا گوی همه شما هستم!

سال جدید پیشاپیش بر همه شما دوستان عزیز مبارک باد ...

 

 


خودم نوشت :

حلالمان کنید ... حتی شما !

سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ .:. 14:44 .:. داود رحمانی

آب دریا را اگر نتوان کشید ؛ هم به قدر تشنگی باید چشید ...! این زبان حال امروز من است ، چرا که می خواهم در مورد شخصیتی بنویسم که شاید اگر تمام عمرم را در این راه بگذارم و روزها و ماه ها و سال ها در مورد چنین بزرگواری بنویسم و بنویسم و بنویسم؛ قطعا نمی توانم گوشه ای از بزرگواری این بانوی بزرگ اسلام را به قلم بیاورم چرا که بزرگان بسیاری پا در این عرصه گذاشته اند و به گفته خودشان نتوانسته اند ؛ من بی مقدار که دیگر جای خود دارم. وقتی می خواهی از حضرت فاطمه زهرا (س) بنویسی، نمی توانی ؛ چرا که بی اختیار اشک از گوشه چشمت سرازیر می شود و گونه هایت را خنک می کند و همین جریان اشک تو را با خود به کوچه های تنگ مدینه ؛ یک شب تاریک ؛ یک زن تنها ؛ یک مرد قوی هیکل و زشت طینت با کوهی از کینه رهسپار می کند ...!

قلم های بسیاری در مورد فاطمه (س) نوشته اند و افراد بسیاری خدمت به این بانوی مظلومه را برای خود بزرگ ترین افتخار زندگی شان دانسته و حتی آن را موجب برکات الهی توصیف می کنند ؛ یکی از همین افراد ، ام ایمن ( دایه کودکی پیامبر ) است که می گوید هنگام هجرت از مکه به مدینه در بین راه ذخیره آب تمام شد و داشتم از تشنگی هلاک می شدم که ناگهان سطل آبی با طنابی سفید از آسمان پایین آمد و من سیراب شدم و بعد از آن دیگر تا پایان عمرم تشنه نشدم ؛ و وقتی از او در مورد آن می پرسند می گوید کرامتی بود که خداوند به خاطر خدمت به فاطمه س به من عنایت نمود !! یا اینکه همین ام ایمن شب عروسی زهرا س ناراحت بود و وقتی پیش پیامبر آمد گریه کرد و گفت بر سر تمامی عروس ها هنگام خروج از خانه پدر نقل و سکه می ریزند ؛ فاطمه چه چیزی از دیگران کم داشت که عروسی او اینقدر ساده برگزار شد ؟ پیامبر فرمود: مادر جان گریه نکن ! در آن شب درخت طوبی ( درختی است در بهشت که در خانه های تمامی اهل بهشت شاخه دارد و آنها به سبب این درخت نعمت می گیرند ) به اذن خدا بر سر فاطمه س مروارید و جواهرات ریخت و خداوند آن شب درخت طوبی را به فاطمه س بخشید ... [ یعنی در قیامت همه حتی پیامبران الهی هم بر سر سفره مادر مظلومه هستند ] ...

اما چیزی که بیشتر در داستان ها خوانده ایم و البته به ما هم گفته اند، در مورد فقر حضرت علی (ع) و فاطمه (س) است که در فقر به سر برده و زندگی می کردند اما چیزی که در این روزها با تحقیق بر من روشن شد این بود که حضرت زهرا (س) ثروتمند ترین زن زمان خود و شاید هم دنیا بود ! حتما می پرسید چگونه ؟ وقتی که پیامبر (ص) پس از نزول آیه [وَ آتِ ذی الْقُرْبى‏ حَقَّهُ ] فدک را به فاطمه س داد، فدک سرزمینی بسیار حاصلخیز با نخلستان های آباد و به اندازه 10 هکتار (یعنی 100 کیلومتر مربع) بود که درآمد سالیانه آن حدود 70 هزار دینار طلای سرخ می شد؛ یعنی چیزی حدود 350 کیلو طلای سرخ که با احتساب 5 گرم برای هر دینار و همچنین با احتساب 100 هزار تومان برای هر گرم طلا ؛ یعنی درآمد ایشان به پول امروزی سالیانه چیزی بیش از 25 میلیارد بوده است !! که وقتی نماینده ایشان پول های سالیانه را می آورد وی آنها را به پیامبر (ص) می داد تا به فقرای مدینه ببخشد ( برای هر فرد به اندازه خرج یک سال ) و برای خودشان نیز به اندازه خرج یک سال بر می داشت که البته آن را هم در بین سال به دیگران می بخشید و بعضا تا سه روز گرسنه بوده و روزه می گرفتند ( همان داستان معروف سه روز گرسنگی خانواده ایشان ) !! پس مشاهده می کنید که ایشان در عین ثروت با انتخاب خود تمام دارایی اش را به فقرا می داد ...!

اما جنگ اقتصادی ایشان با دشمنان زمانی بود که پس از پیامبر (ص) تعدادی خواستند خلافت علی ع را غصب کنند و آنها هم چون می دانستند که با خلافت علی ع دستشان از بیت المال کوتاه خواهد شد ؛ شروع کردند به پرداخت هزینه های هنگفت و بسیاری از سران قبایل را با پول خریده و با خود متحد کردند اما وقتی حضرت زهرا س وضع را بدین شکل دید او نیز طرح مبارزه را تغییر داد و علاوه بر دفاع زبانی از علی ع با همان اموال و دارایی های فدک در راه ولایت جهاد کرد !! طرف دیگر مبارزه وقتی دید که توان مقابله با زهرا س را ندارد به فکر غصب فدک و گرفتن آن از دست ایشان افتاد ...

و بقیه ماجرای غم انگیز مدینه که تا ابد در دل بچه شیعه ها مانند زخم شمشیر است و التیام آن فقط به دست فرزند بزرگوارش مهدی فاطمه (عج) است ...!

 


خودم نوشت:

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما ...

 

یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ .:. 21:18 .:. داود رحمانی

بعد از شکل گیری انقلاب اسلامی و پیروزی مردم ستمدیده بر سلسله پادشاهی 2500 ساله به کمک امام خمینی (ره) و مهیا شدن زیر ساخت های کشور برای برپایی کشوری با نام و قوانین اسلامی، همه مردم و مسئولین در تلاش بودند تا این قوانین به نحو مطلوبی انجام شود. یکی از مظاهر دموکراسی در دنیای کنونی انتخابات است ؛ به این صورت که چندین نفر به صورت داوطلبانه نامزد کسب کرسی ریاست جمهوری یا کرسی های مجلس نمایندگان می شوند و مردم هم بعد از تطبیق آرمان ها و برنامه های اعلام شده از سوی آن نامزد ها با واقعیت دنیای روز، به وی  رأی می دهند تا نماینده آنها در فلان منصب یا کرسی نمایندگی باشد ؛ اما قبل از اینکه کار به اینجا برسد و مردم بخواهند رأی بدهند یک مرجع قانونی در تمام کشورهای دنیا وجود دارد تا صلاحیت نامزدها برای تصاحب کرسی های ریاست را بررسی کند [ ... «دادگاه قانون اساسی» در ترکیه، «شورای قانون اساسی»، «دیوان عالی عدالت» در فرانسه، «دادگاه قانون اساسی» در آلمان، «مجلس نمایندگان» و «سنا» در آمریکا، «مجلس عوام» در انگلستان و «دادگاه قانون اساسی» در روسیه ... ] و بعد از اینکه صلاحیت آنها احراز شد به آنها اجازه داده می شود تا نامزدی خود را به صورت علنی اعلام کنند و از طرفداران خود بخواهند تا برای او تبلیغ نمایند.

در ایران اسلامی عزیز نیز از همان بدو تشکیل جمهوری اسلامی از سوی امام خمینی (ره) مرجعی برای تشخیص صلاحیت نامزدها به نام «شورای نگهبان» تشکیل شد که البته در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از پیروزی انقلاب این تشکیلات وجود نداشت و آیت الله سید محمد موسوی خوئینی ها ( پیرمرد سایه نشین اصلاحات ) با فرمان امام (ره) مسئول تشخیص صلاحیت نامزدها شد که متأسفانه بر خلاف روند امروزی اصلاح طلبان که به هر چیزی و هر موردی در شورای نگهبان اعتراض می کنند، این جناب نظارتی فوق استصوابی (فراتر از اختیارات قانونی) انجام داد و بیش از اختیاراتی که قانون در اختیار او قرار داده بود برای تحقیق استفاده کرد و حتی با نمایندگان با زبان تهدید هم صحبت می کرد اما همیشه این سوال در ذهن ها باقی ماند که چرا با وجود نظارت فوق استصوابی، بنی صدر را رد صلاحیت نکرد ؟!!! از چندین سال پیش نیز اعتراض های اصلاح طلبان به شورای نگهبان که از سوی قانون اساسی وظیفه نظارت بر نمایندگان و انتخابات را دارد، آغاز شد و حدودا زمان آن را می توان از مجلس ششم با ریاست جناب کروبی [ همان مجلسی که نامه جام زهر را به رهبری نوشتند ] دانست چرا که در آن سال بیش از 90  نفر از نمایندگان مجلس در اعتراض به رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در مجلس تحصن کردند و بسیاری از مدیران کشور را هم دعوت به استعفا از سمت خود نمودند که بسیاری از آنها نیز از این دعوت استقبال کردند!! و تمام حرف آنها در این تحصن که با سد محکمی به نام شورای نگهبان در مقابل زیاده خواهی های خود مواجه شده بودند این بود که باید نمایندگان رد صلاحیت شده اصلاح طلب ، تأیید صلاحیت شوند که البته پس از اندکی مقام معظم رهبری با قدرت به این امر وارد شده و فرمودند که هر کس می خواهد استعفا دهد مشکلی نیست ، برود ؛ شخصی را جایگزین او می کنیم !!!

رهبر انقلاب در جایی در جواب این اعتراض های بی مورد گفته است: یک دسته به دلیل مخالفت با نظر شورای نگهبان در مورد صلاحیت افراد در مراحل مختلف انتخابات با این نهاد مخالفند، همچنان که هر محکومی نسبت به حکم قاضی در مورد خود، مخالف است، این دسته نیز با استفاده از روشهای گوناگون تبلیغاتی سیاسی و گاهی با اهانت، شورای نگهبان را زیر سؤال می برند، که البته اگر این اقدامات با اهانت همراه شود، مسؤولان مختلف نظام و قوای سه گانه، موظف به جلوگیری از آن هستند.

به قول دوستان الغرض ؛ خلاصه اینکه این اعتراض ها ادامه داشته و تا امروز هم ادامه دارد و همین دیروز بود [ 9/11/93 ] که در گردهمایی سالانه حزب مردم سالاری سخنرانان باز هم به نظارت شورای نگهبان اعتراض می کردند [ با توجه به اینکه در آستانه انتخابات سال آینده قرار داریم ] البته یکی از آنها هم گفت که « روحانی ایده آل ما اصلاح طلبان نیست » !!!!!!! اما سوالی که در این بین پیش می آید این است که چرا اصلاح طلبان، از فیلتر شورای نگهبان که به گفته امام خمینی (ره) پس از رأی و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد ؛ تا این حد احساس ترس می کنند ؟؟ که در اینجا دو احتمال پیش می آید؛ اول اینکه [ دور از جان اصلاح طلبان ] یا باید ریگی در کفش باشد تا از حسابرسی ترسید و یا اینکه هدف آنها از این سر و صدا راه انداختن، تحت تأثیر قرار دادن شورای نگهبان است تا آنها را راضی نماید که البته این نیز شدنی نیست!

در این مورد نمونه ای نیز در قرآن وجود دارد و آن هم جایی است خداوند به پیامبر (ص) که با یهود مدارا می کند ولی آنها همیشه حیله و نیرنگ به کار می گیرند می فرماید : ای پیامبر! تا وقتی که به دین آنها در نیایی آنها از تو راضی نمی شوند ... البته منظورم اصلاح طلبان نیستند بلکه مقصود ذکر این مطلب بود که این زیاده خواهی ها در زمان پیامبر (ص) نیز وجود داشت...


خودم نوشت:

اینجانب مراتب تشکر و قدردانی خود را از دولت اعتدال برای مجوز دادن به اولین آلبوم خواننده زن، خانم نوشین طافی، اعلام می کنم !! جناب وزیر ارشاد ! از اینکه به آرزوی دیرینه خود در مجوز دادن به خوانندگان زن رسیدید ؛ خداوند متعال را بسیار سپاسگزاریم!!

جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ .:. 12:58 .:. داود رحمانی

این روزها اگر پرسه ای در سایت ها و وبلاگ های مختلف بزنید می بینید که در اکثر آنها مطالبی در مورد فتنه 88 و ظلم هایی که به مردم و نظام از سوی عده ای وطن فروش صورت گرفت، نوشته شده است که البته بیشترین نوشته ها در مورد حماسه تاریخی 9 دی 88 است، روزی که ملت یکپارچه و متحد برای دفاع از ولایت به میدان آمدند طوری که با دیدن آن، صحنه های انقلاب در ذهن تداعی می شد. و پس از این روز بزرگ بود که پرونده و غائله فتنه و فتنه گران بسته شد !!!

اما هدف من از این نوشتار بررسی این روز بزرگ تاریخی نیست بلکه همانطور که از عنوان مقاله مشخص است قصد دارم فتنه ای بزرگ تر از فتنه 88 و شاید خطرناک تر از آن را به شما معرفی کنم و آن فتنه سید صادق شیرازی و تمامی دار و دسته اش و پول های هنگفتی است که همه می دانند از کجا تأمین و در چه راهی خرج می شود ...! در فتنه 88 فضا به گونه ای بود که حدودا می شد بر اساس تیپ و قیافه ها تشخیص داد که شخص کدام طرفی است اما در این فتنه چون بیشتر، طیف بچه مذهبی ها درگیر هستند نمی توان تشخیص داد و به قول امام علی (ع) واقعا فضا در این فتنه غبار آلود است و اگر عمارها به میدان نیایند و به روشنگری در این زمینه نپردازند قطعا تنها چیزی که متضرر خواهد شد دین و مذهب است چرا که این جریان مثلا مذهبی با جمود فکری و تفکرات و اعمال تحجر گرایانه خود که بسیاری را از طیف دیدن داران دلسرد و دلزده کرده است، در صدد بد نامی دین هستند هر چند شاید برخی از آنها از مقاصد شوم رهبران این جریان آگاهی نداشته باشند ...!

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :
 
دلت که گرفته باشد ... شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند ... و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست ...

دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها ...
 
 

ادامه مطلب
پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ .:. 12:58 .:. داود رحمانی

از چند ماه پیش شروع به پس انداز کرده بودم تا بتوانم هزینه سفر را جور کنم ؛ چرا که یکجا نمی توانستم هزینه سفر را پرداخت کنم از این رو در طول چند ماه استرس آن را داشتم که آیا می توانم پول جور کنم یا نه که بالاخره با عنایات خود حضرت هم پول سفر جور شد و هم کمی از آن پول اضافه ماند ... تازه در اینجا می توان به مفهوم کلام الهی پی برد که می فرماید : [ الله یرزق من حیث لا یحتسب ، خداوند از جایی روزی می دهد که حتی فکرش را هم نمی کنید ] چون هم در سفر سال قبل و هم در سفر امسال کاملا من حیث لا یحتسب پول و هزینه سفر جور شد ! ساعت 2 بعداز ظهر بود که حرکت کردیم اما اشک های لحظه های خداحافظی مادرم آزار دهنده بود ...! این بار با توجه به اخبار رسیده از مرز که « بسیار شلوغ است و اگر دو تا سه ساعت قبل از اذان صبح به مرز برسید راحت تر می توانید از کشور خارج شوید » زود حرکت کردیم و حوالی ساعت 3 نصف شب رسیدیم مرز مهران ! انصافا نمی توان از امکانات رفاهی خوب شهرداری منطقه صرف نظر کرد که چادرهای بسیار بزرگی برای زائران معطل شده در مرز آماده کرده بود تا شب را در سرما نگذرانند ، البته مردم نیز در طول راه چادرها و موکب هایی برای پذیرایی از زائران امام حسین (ع) مهیا کرده بودند ...


خودم نوشت :

روز وحدت حوزه و دانشگاه بر همه برادران و خواهران دانشگاهی و حوزوی مبارک باد ...

 


ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ .:. 1:45 .:. داود رحمانی

اصلا هم خودم نمی دونم چی بگم و آیا می تونم چیزی بگم یا نه !! چون لطف خود حضرت بوده و مطمئنا غیر اون چیزی دیگه ای نیست ؛ چون که من نه عمل در خور توجهی دارم و نه آنقدر آدم خوبی هستم به دلیل آن حضرت مرا بطلبد ...

امسال نیز لطف امام حسین (ع) و ذره پروری ایشان شامل حال این حقیر شده و ان شاء الله تا چند روز آینده با کاروان های پیاده روی کربلا عازم سرزمین عشق هستم !!!

واقعا دیگه نمی دونم چه طور از این لطف امام حسین (ع) و علمدار با وفایش حضرت ابوالفضل العباس (ع) تشکر کنم و اصلا به این فکر می کنم که با چه رویی به زیارت ایشان بروم ؛ چرا که نمک خورده و نمکدان شکسته ایم !!

دعا برای همه مخاطبان این وبلاگ را وظیفه خود می دانم چرا که عمری است با هم سال ها را سپری کرده ایم ولی دوستانی که مایلند با نام برایشان دعا کنم اسم خودشون رو تو قسمت نظرات بنویسن و درخواستی که از حضرت دارن تا یادداشت کنم و با اسم برای شما بزرگواران دعا نمایم ...

امسال نیز گروه های تکفیری زائران اربعین حسینی را تهدید کرده اند و سال های گذشته نیز عملیات های تروریستی زیادی بین زائران انجام داده اند .... امسال اگر قسمت ما شد و برنگشتیم حلال کنید ...! البته اگر عمری باقی بود و برگشتیم حتما مانند سال گذشته سفرنامه تصویری برای شما خواهم نوشت !

یا علی ...


خودم نوشت :

دعا کنید برنگردیم ...

پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ .:. 13:20 .:. داود رحمانی

چند روزی بیشتر نیست که مرتضی پاشایی، هنرمند کشورمان دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت ؛ هنرمندی که در کشور نسبتا محبوب بوده و با رفتن خود موجی از اندوه و ناراحتی را در جامعه و مخصوصا در میان هوارادان و علاقه مندان خود ایجاد کرد . از همان شب اول مرگ ایشان علاقه مندان به وی در اقصی نقاط کشور اسلامی مشغول به گرفتن مراسم حزن و اندوه در پارک ها و بوستان های استان های مختلف کشور شدند و ناراحتی و اندوه خود را در غم فراق محبوب ابراز کردند. اما امان از این موج سواران آن ور آبی و امان از زود باور و ساده لوح های این ور آبی که هر دو دست در دست هم کوشیدند تا حاشیه هایی با رنگ هنر اما با طعم سیاست زدگی برای کشور ایجاد کنند؛ حاشیه هایی که هر از چند گاهی با مرگ یکی از هنرمندان یا اشخاص مطرح در عرصه کشور از سوی افراد اندک و معدود ایجاد می شود ! مانند حاشیه های تشییع مرحوم خسرو شکیبایی یا همچنین حاشیه های مراسم تدفین مرحوم سیمین بهبهانی که حاضران وی را به جای ذکر و صلوات و خواندن قرآن برای آرامش روحش با سوت و کف زدن راهی دیار باقی و خانه ابدی کردند ولی هرگز فریادهای پسرش از یادها نخواهد رفت که می گفت: ماردم مسلمان بود ؛ شما را به خدا به روش مسلمانان او را تشییع کنید و هر چه مجری مراسم  ذکر مقدس «لا اله الا الله » می گفت تشییع کنندگان ذکر مقدس!!! «زنده باد سیمین بهبهانی» سر می دادند ...!

ضد انقلاب که از هیچ فرصتی برای ایجاد حاشیه برای ایران اسلامی ما به راحتی نمی گذرد و این مهم بارها به اثبات رسیده است، این بار نیز دست به کار شد تا مردمی را که فرهنگ دوست و هنر دوست بودند را اغوا کرده و در ذهن آنها چنین الغا کند که اسلام و میهن اسلامی با هنر و هنرمند مخالف است [ همانطور که محمد رضا شجریان، هنرمند محبوب دولت یازدهم بارها این جمله ها را تکرار کرده است ] از این رو ساده لوح ها و زود باورها و البته ضد انقلاب های داخلی که در میان مردم رخنه کرده بودند شروع به ایجاد موجی از حواشی سیاسی برای کشور کردند که البته حاشیه های اصلی خود را برای روز تشییع گذاشته بودند که در این میان پیرمردی دانا و عاقل توطئه ها را دریافت و سریع در صدد زدودن این حواشی برآمد ... بله منظورم پدر مرتضی پاشایی است که الحق و الانصاف باید به هوش او احسنت گفت ، وقتی که سریعا و به دنبال ایجاد اولین حاشیه ها بیانیه ای صادر کرد و در آن مرتضی پاشایی را عاشق اهل بیت (ع) و خانواده خود را پایبند به اصول انقلاب و نظام اسلامی معرفی نمود ! همین یک بیانیه و البته مصاحبه های بعدی وی کافی بود تا این بار نیز کف گیر ضد انقلاب به ته دیگ بخورد و باز هم مانند همیشه ناکام بماند ... همان روزی که پدرش در مراسم تشییع، روضه امام حسین (ع) خواند و جو مراسم را خود در دست گرفت!

اما جالب ترین قسمت اینجا بود که سایت های اسرائیلی که در ضد حقوق بشر بودن و ظلم نمودن به مظلومان شهره عالم هستند مرگ وی را تسلیت گفته و او را اسطوره پاپ ایران معرفی کردند که هدفشان از این مطالب برای همه مثل روز روشن بود که می خواستند مردم را در برابر نظام قرار داده و خود را حامی مردم نشان دهند که با پخش مراسم تشییع وی از سیمای جمهوری اسلامی تیرشان به سنگ خورد!

اما آقای مرتضی پاشایی ! من از طرف هوادارن شما از شما معذرت خواهی می کنم که به جای خواندن فاتحه و ذکر صلوات و برگزاری مجالس روضه خوانی برای شادی روحتان؛ در پارک ها و بوستان ها جمع شده و شروع به خواندن ـ یکی هست ، تو قلبم ـ کردند و من متحیّرم که آیا این دوستان نمی دانند حساب این دنیا با آن دنیا بسیار متفاوت است ...؟؟؟؟

قسمت طنز ماجرا : قسمت طنز ماجرا اینجا بود که بنده شب اول مرگ ایشان به قول دوستان گشتی در شبکه های اجتماعی زدم تا بازخورد فقدان او را بررسی کنم که با حاشیه های طنز آلود و البته خط گرفته از آن طرف آب ها را مشاهده کردم مانند جایی که کاربران از اینکه چرا تلویزیون برنامه های طنز و شاد خود را به سبب مرگ مرتضی پاشایی قطع نکرده ناراحت بودند و ناراحتی خود را با ابراز جملاتی مثل « حالا اگه یه مرتیکه آخوند مُرده بود کل تلویزیون رو عزا گرفته بودن » بیان می کردند که بنده به دوستان گفتم بیچاره ما که هر ماجرایی در کشور اتفاق می افتد باید فحش و ناسزایش را ما بشنویم !!!!!!


خودم نوشت :

پاییز را دوست دارم ؛ چون معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد ، اشکی که در نگاهم می چرخد … آخر هم خیال می کنند که سرما خورده ام ...!!!

 

پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ .:. 18:14 .:. داود رحمانی

حتما با خواندن تیتر مقاله فکر همه شما هم به مباحث داغ چند روز اخیر کشور معطوف شد ! بله ! جریان از این قرار است که عده ای اراذل و اوباش و شاید هم مزدور و مواجب بگیر دست به عمل شنیع پاشیدن «اسید» بر روی صورت چهار نفر از دختران و هموطنان گرامی در اصفهان کرده اند که عملی بسیار زشت و غیر انسانی است و قوه قضائیه باید با عاملان آن به شدیدترین وضعیت برخورد نماید تا درس عبرتی باشد برای دیگر اوباش ها که امنیت و آرامش روانی کشور را بر هم نزنند!

اما جریان به همین جا ختم نشد؛ و رسانه های ضد انقلاب که فرصت را مناسب دیده و با توجه به زمینه فکری که در جامعه در مورد بحث امر به معروف و نهی از منکر وجود داشت شروع به آغاز موج جدید حملات به قشر مؤمن و انقلابی جامعه کردند و آنها را که بیشتر به فرامین دین و بحث های امر به معروف و نهی از منکر می پردازند عاملان این قضیه معرفی نمودند، در حالی که این قشر مؤمن و انقلابی؛ خود جزو آسیب دیدگان و مظلومین این جریان های امر به معروف هستند و شهید علی خلیلی ( طلبه ناهی از منکر ) و دیگر شهدای امر به معروف و نهی از منکر گواهی بر صحت این سخنان هستند ! البته این جریان سازی رسانه های ضد انقلاب از آنجایی بود که بحث گشت های موتوری «انصار حزب الله» در تهران که فقط کار آنها مختص در تذکر لسانی است چند ماهی بود که تبدیل به بحث داغ محافل سیاسی شده و در مجلس شورای اسلامی نیز بر روی قانونی در این مورد چند وقتی است که بحث و گفتگو صورت می گیرد که البته به نتایجی نیز رسیده است اما بحث اینجا است که گشت های موتوری انصار حزب الله اصلا مجوز فعالیت از وزارت کشور دریافت نکرد و آنها نیز رسما اعلام کردند که تا گرفتن مجوز، فعالیت نخواهند کرد!

اما امان ! ... امان از این روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب که باز هم از محبوبان خود در آن سوی آب ها فرمان حمله گرفتند و بعد از آغاز حمله از آن سوی مرزها این روزنامه ها نیز حمله را در داخل ادامه داده و هر کدام با تیترهای دو پهلو و آشکاری جریان اسید پاشی ها را به قشر مؤمن و انقلابی نسبت داده و چنین وانمود کردند که « اسید پاشان » قصد امر به معروف و نهی از منکر داشتند و قربانیان این حادثه نیز «دختران بد حجاب» بودند !! یعنی کسانی که قصد امر به معروف دختران بد حجاب را داشتند اقدام به پاشیدن اسید کرده اند ... ادعایی بس پوچ و رد شده از سوی مقامات قضایی و خانواده های قربانیان این حادثه دلخراش ...!!

سهیلا یکی از قربانیان این حادثه در اصفهان است که با انتقاد از جو سازی رسانه های داخلی و ضد انقلاب بر علیه آنها که مثلا بد حجاب بوده اند در معرفی خود می گوید که از خانواده معظم شهدا بوده و دانشجوی حقوق می باشد و البته حجاب متناسبی نیز دارد ! مادر یکی دیگر از قربانیان با نشان دادن عکس محجبه دختر خود از بانیان این شایعه انتقاد می کند که چرا دختر محجبه او را بد حجاب معرفی می کنند ...

... اما اگر رسانه های ضد انقلاب هیاهو به راه اندازند؛ چندان تعجبی ندارد چرا که کار همیشگی آنها است و اگر این کار را نکنند باید تعجب کرد ولی سوال اصلی اینجاست که چرا رییس جمهور دیروز در جمع مردم زنجان با سخنانی دو پهلو و با بیان اینکه « نباید امر به معروف سبب ایجاد نا امنی در کشور شود » و همچنین « مبادا روزی امر به معروف که عامل نزدیکی جامعه است به سببی برای تفرقه تبدیل شود » همسو با جریان ها و رسانه های ضد انقلاب امر به معروف را سبب ناامنی معرفی می کند و پر واضح است که جهت این سخنان نیز به سمت قشر انقلابی و مؤمن جامعه بوده و آنها را هدف قرار داده است ...

آقای دکتر روحانی !! زیاد به حرف های آن طرف آبی ها توجه نکنید ؛ چرا که بارها دشمنی آنها با مردم این کشور معلوم شده است ... خودتان که بهتر در جریان هستید !!


خودم نوشت :

فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و ارتحال ملکوتی آیت الله مهدوی کنی بر همه شما بزرگواران تسلیت باد ...!

پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۳ .:. 0:21 .:. داود رحمانی

این مواضع بر می گردد به یک و نیم سال پیش ؛ زمان تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری که هر کدام با توجه به تفکرات و پیشینه سیاسی خود تحت حمایت گروه و جناح خاصی قدم به میدان گذاشته و کار خود را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری آغاز کرده بودند! اصلاح طلبان با سردمداری آقای عارف از همان ابتدا شعار نزدیکی به غرب و مخصوصا آمریکا را سر می دادند که البته قبل از انتخابات هم اشخاصی مانند آقای کواکبیان اصلاح طلب که معلوم نبود در انتخابات تأیید صلاحیت می شود یا نه؛ کار خود را شروع کرده بود و حتی در شعارهای تبلیغاتی خود می گفت که شش ماه بعد از انتخاب شدنش به ریاست جمهوری با آمریکا رابطه برقرار خواهد کرد!!! پس از همان ابتدا مشخص و مانند روز همه چیز روشن بود که اصلاح طلبان بعد از هشت سال و بعد سال هایی که موسوم به دوران اصلاحات بود و گردش 180 درجه ای به سمت غرب داشتند و اتفاقا در آن زمان از سوی جناب بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا مورد ملاطفت قرار گرفته و « محور شرارت در منطقه » نام گرفتند و ما نیز به تبع آنها محور شرارت شدیم؛ تنبیه نشده و باز هم دوست داشتند تا بار دیگر اقبال خود در نزدیکی به سمت غرب و خصوصا امریکا را امتحان کنند ! اما بخت با جناب عارف یار نبود و به سبب عدم محبوبیت، ایشان مجبور به کناره گیری شدند و با توجه به کثرت اصول گرایان و سردرگمی این طیف؛ جناب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری انتخاب شد.

حتما همه شما هم مانند بنده خاطرات سال قبل را در ذهن دارید و با مرور این مقاله آن خاطرات بیشتر در ذهن شما خودنمایی خواهد کرد ؛ همان خاطرات حضور دکتر روحانی در نیویورک و جنجال های پیش آمده در آن که رهبر انقلاب نیز از بروز چنین حوادثی ابراز نارضایتی کردند! همان ماجرای گفتگوی تلفنی پریزیدنت روحانی و اوباما و سخنرانی ها و دیدارهای جناب روحانی که با هدف جلب توجه و اعتماد غرب در مقابل سخنان چالش برانگیز آنها سخنانی به مانند سکوت بر زبان جاری کرد و در پاسخ آنها یک موضع گیری قدرتمندانه انجام نداد! به امید اینکه رابطه میان ایران و آمریکا تصحیح شده و روابط گرم تر شود و این تحریم ها نیز کاهش یابد که در طول یک سال گذشته اثرات این رفع تحریم !!!!!!!!!!! و گردش به سمت غرب را به وضوح مشاهده کردیم که از جمله اثرات آن بیش از 13 بار تهدید به حمله نظامی و افزایش لیست تحریم شرکت ها و اشخاص ایرانی بود !!

امسال نیز جناب روحانی مانند سال گذشته بعد از یک تابو شکنی 36 ساله بعد از تاریخ انقلاب با « دیوید کامرون » نخست وزیر انگلیس دیدار کرد ؛ دیداری که بیشتر شبیه به یک تئاتر نمایشی بود تا یک دیدار سیاسی!! دیداری که انگلیس از آن به عنوان یک نمایش رسانه ای و استفاده از نام ایران بهره های فراوانی برد که البته روزنامه های اصلاح طلب هم با دستپاچگی تمام مانند دیدار سال قبل جناب طریف با جان کری، این دیدار را آرزوی دیرینه آنها بود تیتر اول روزنامه های خود کردند! ولی این نزدیکی دوباره به غرب از سوی جناب روحانی باز هم نتیجه مثبتی نداشت و تنها چند ساعت بعد از این دیدار؛ دیوید کامرون در سخنرانی خود در سازمان ملل، ایران را کشوری حامی تروریست، ضد حقوق بشر و کشوری در صدد ساخت بمب هسته ای معرفی کرد که تکرار همان مواضع قبلی و بلکه شدیدتر از آن بود ! ولی جالب تر اینکه دکتر روحانی که چند ساعت بعد از نخست وزیر انگلیس سخنرانی کرد نه نامی از انگلیس و آمریکا آورد و نه موضعی مقتدرانه در برابر آنها اتخاذ نمود و فقط به گفتن چند سخن کلّی و فراگیر اکتفا کرد در حالی که شاید نزدیک به 80 درصد سخنان دیوید کامرون با استفاده از لفظ صریح ایران و محکوم کردن آن بود ...!! جناب روحانی که ابراز تمایل نیز کرده اید تا دوباره سفارت های انگلیس و ایران بازگشایی شود، آیا تا به حال کم ضربه از این روباه پیر خورده ایم؟ رجوع به تاریخ هم چیز خوبی است تا مشخص شود چندین درصد از بدبختی های این ملت از سوی همین انگلیس شیطان صفت بوده است !!! پس دیگر دست دوستی چرا ؟ ... ضمنا هنگام دست دوستی با آنها مراقب انگشتان خود باشید !!

دکتر روحانی ! بارها ثابت شده است که تنها با مقاومت می توان در برابر آنها ایستادگی کرد همانند دوران دفاع مقدس یا به قول معروف « مقاومت، رمز پیشرفت »


خودم نوشت:

کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ؛ دستی توی دست بود ... !!!

 

شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ .:. 0:4 .:. داود رحمانی

امام خمینی (ره) در طول مبارزات مردمی انقلاب اسلامی بارها و بارها فرمان های محوری و راهگشا صادر کرده و بعضا با همان فرمان حیاتی خود مسیر مبارزات را به نفع انقلاب اسلامی تغییر می دادند ؛ مانند همان دستور امام برای لغو حکومت نظامی در روز و شب 21 بهمن 57  که بعدها معلوم شد رژیم منحوس شاه در نظر داشت در اقدامی ضربتی در همان شب همه مبارزین را کشته و به مدرسه محل اقامت امام نیز حمله کند حتی اعلام کرده بودند که اگر در این حمله 10 هزار نفر هم کشته شود نباید عملیات متوقف شود که با این فرمان راهبردی امام حکومت نظامی شکسته شد و حتی آیت الله طالقانی هم با کفن به دستور امام (ره) به خیابان آمدند و دیدیم که با اجرای  همین دستور امام روز بعد انقلاب به پیروزی رسید !

در زمان هشت سال دفاع مقدس نیز بارها و بارها چنین فرمان هایی از سوی امام صادر شد که یکی از این فرمان ها شکست حصر آبادان بود ! این دستور امام زمانی صادر شد که حدودا رزمندگان اسلام در جبهه ها با سردرگمی به سر می بردند که پس از این فرمان تاریخی و راهبردی روی دیگر جنگ شروع شد و به گفته کارشناسان نظامی عملیات ثامن الائمه (ع) [ شکست حصر آبادان ] آغاز راهبرد مرحله دوم جنگ بود که پس از شکسته شدن حصر آبادان و پیروزی رزمندگان اسلام در این عملیات در مناطق دیگر و در جبهه های دیگر نبرد نیز گشایش حاصل شد و ورق جنگ به نفع ایران برگشت!

هدف از این زمینه سازی ها رسیدن به این فرمان راهبردی خمینی کبیر (ره) بود که فرمود : « اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود » ...! این فرمان نیز مانند فرمان های دیگر وی یک دستور راهبردی است اما این بار برای گشایش در امورات امت اسلام!  که بنا به گفته کارشناسان قفل موفقیت های جهان اسلام در نابودی اسرائیل است! حال مقدمات انجام این دستور راهبردی را با هم مرور می کنیم :

امام خمینی (ره) در 5 آذر 1358 فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر کرد و در آخرین پیام خود برای بسیجیان فرمود: « اگر بر كشوری ندای دلنشین تفكر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم  » !! با این فرمان امام بسیج در ایران تشکیل شد و همگان دیدند که در هشت سال دفاع مقدس بسیج چه غوغایی به پا کرد و دست جهانخواران را از ایران اسلامی کوتاه نمود! پس اولین مرحله نابودی اسرائیل آغاز شد و اولین خط با این فرمان امام قوّت گرفت.

از چند سال پیش با آغاز حملات آمریکا به سوریه که در قالب تکفیری های داعش و تجهیز آنها صورت گرفت سوریه که یکی از معدود کشورهایی بود که در زمان جنگ تحمیلی با صدام خائن بر علیه ایران همکاری نکرد؛ در آستانه سقوط قرار گرفت و حتی داعشی ها تا چند کیلومتری پایتخت (دمشق) نیز رسیدند چرا که ارتش سوریه شرایط جنگ شهری را نمی دانست و فقط برای نبردهای مرزی و بیابانی تربیت شده بود، لذا با درخواست کمک آنها از ایران سردار قاسم سلیمانی و چند فرمانده دیگر سپاه قدس در این کشور به سرعت کار تجهیز و آماده سازی نیروهای بسیج مردمی را آغاز کردند که در اولین مرحله 5 هزار نفر ساماندهی شد و مبارزه با تکفیری های داعش را آغاز کردند که پس از آن، آن روی دیگر سکه برای سوریه رو شد و دمشق به امنیت کامل رسید و از دست داعشی ها رهایی یافت و امروز هم داعش در این کشور در انزوای کامل قرار گرفته و ارتش توانست با کمک بسیج مردمی قسمت اعظم سوریه را پس گرفته و داعشی ها را بیرون کند و لذا دومین خط نابودی اسرائیل نیز از بسیج ایران به بسیج سوریه رسید و فرماندهان بسیج در آنجا با بسیج و سپاه ایران کاملا ارتباط برقرار کردند!

حلقه مفقوده در این میان برای تکمیل این خط مستقیم وجود داشت که با حمله داعش پس از ناکامی در سوریه به عراق آن نیز تکمیل شد! در پی حمله داعش به عراق این کشور نیز در آستانه سقوط قرار گرفت چرا که بیشتر فرماندهان لشگرهای 12 گانه آن بعثی بوده و از آنجایی که هدف آنها نیز سقوط عراق اسلامی بود از ورود ارتش به عملیات ها جلوگیری کردند و در همین مرحله اول ورود داعش، موصل که یک شهر راهبردی بود به دست آنها افتاد و لذا بعد از وقوع این حوادث عراق نیز از ایران درخواست کمک کرده و ایران نیز بعد از حکم جهاد آیت الله سیستانی به تجهیز بسیج مردمی در این کشور پرداخت و بعد از آن همگان شاهد پیشرفت روز افزون عراقی ها در عقب راندن داعش بودند! پس این حلقه مفقوده در ایجاد خط مستقیم به سوی اسرائیل با تشکیل بسیج مردمی عراق تکمیل شد و حالا از ایران تا اورشلیم می توان یک خط مستقیم ترسیم کرد! و اگر عراق بتواند پس از ائتلاف ملی سیاسی ایجاد شده داعش را به طور کامل بیرون کرده و منزوی کند این خط قوت بیشتری خواهد گرفت!!

در کنار گوش اسرائیل نیز شیر بچه های حزب الله لبنان آماده نبرد هستند و حتی در جنگ 33 روزه توان بالای خود را به رخ اسرائیل، چهارمین ارتش بزرگ جهان!!!!! کشیدند و حتی به گفته سید حسن نصر الله هم اکنون 50 هزار موشک، آماده شلیک از جنوب لبنان که هم مرز با فلسطین اشغالی است به سوی اسرائیل است که حداکثر زمان رسیدن موشک ها به اسرائیل 15 دقیقه است! در طرف دیگر، ایران با حمایت و کمک های مادی و معنوی خود از مقاومت فلسطین (حماس) توان بالای خود را به رخ جهانیان کشید و حتی ساخت موشک های بسیار عالی را نیز به آنها آموزش داد که همگان در جنگ 51 روزه غزه شاهد انزوای اسرائیل و کم آوردن آنها بودند؛ و جالب است بدانید موشک های مقاومت تا اسرائیل 10 دقیقه در راه خواهد بود !

باز هم باید نزدیک اسرائیل می شدیم !!! پس جانشین صالح خمینی کبیر، مقام معظم رهبری فرمان راهبردی مسلح کردن «کرانه باختری» را صادر کرد ! پس از این فرمان بود که مردم کرانه باختری نیز به تکاپو افتاده و برای کمک به هموطنان خود در غزه شروع به فعالیت و درگیری با سربازان اسرائیل کردند که اخبار آن در رسانه ها موجود است و حال اگر بتوانیم موشک های خود را در کرانه باختری نیز مستقر کنیم می دانید مدت زمان رسیدن موشک های مقاومت تا اسرائیل چند دقیقه است ؟؟ یک دقیقه ...

پس سلاح ها را برداشته و آماده نبرد بزرگ شوید ! فرمان خمینی کبیر در حال اجرایی شدن است و این خط مستقیم رسیدن تا اسرائیل ایجاد شده است !! آنان که حیدری اند ؛ یا علی ...


در نقشه زیر خط مستقیم ایجاد شده از ایران تا اسرائیل را مرور کنید !!!

ایران ـ عراق ـ سوریه ـ لبنان ـ اسرائیل

 

سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ .:. 19:23 .:. داود رحمانی

اسلام !!! همان مظلومی است که این روزها هر کسی با هر فکر و تفکری و شاید با کمترین اطلاعی از مبانی و رهنمودهای آن چیزی را به آن نسبت می دهد که شاید اگر خود « اسلام » در شکل و صورت یک انسان بود از شنیدن این چیزها « شاخ » در می آورد. وزارت های ارشاد همانطور که می دانید محلی است که با توجه به نام آن باید اشخاصی در رأس آن قرار گیرند که به مبانی اسلامی آشنایی داشته و نگذارند تا هر چیزی را به نام اسلام در جامعه ترویج کنند و صدایی هم از کسی در نیاید !!!

در طول دولت های مختلفی که بعد از انقلاب اسلامی با رأی مردم تشکیل یافته است اشخاص متفاوتی نیز با سلیقه ها و با تفکرات متفاوت در رأس این وزارت بسیار حساس قرار گرفته اند که هر کدام به فراخور آشنایی خود با مفاهیم اسلامی عملکردها و فعالیت های خوب و بدی داشته اند مانند جناب خاتمی ، مهاجرانی ( که وزیر ارشاد دولت اصلاحات بود و بعد مدتی به لندن فرار کرد و در مصاحبه ای زنده با شبکه جاسوسی BBC امام زمان ع را نفی کرده و اینکه قرآن کلام خدا است و کلام انسان نیست را یک دروغ دانست ) ، حسینی و در دولت کنونی نیز جناب آقای جنتی !!! اما این بزرگواران با توجه به تفکرات و سیاست ها و خط مشی های رئسای جمهور انتخاب شده اند ؛ بنابر این در اشتباهات آنها نیز می توان رئیس جمهور را هم دخیل دانست و او را نیز به خاطر انتخاب چنین وزیری باز خواست کرد !!

در دولت کنونی که با شعار اعتدال !!! وارد میدان سیاست و مدیریت اجرایی کشور شده است جناب علی جنتی به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شد تا همانطور که اشاره کردیم عملکردهای جامعه را که در حیطه مسؤولیت آنها است بسنجد و در صورت اسلامی بودن و عدم تعارض با فرهنگ اسلامی مجوز نشر و پخش و در غیر این صورت مجوز آن را لغو نماید . در این میان و در سالی که مقام معظم رهبری نگرانی خود را از فرهنگ کشور اعلام نمودند و این نگرانی ها از سخنرانی های اول سال و نام گذاری امسال از سوی ایشان کاملا هویدا است، وزارت محترم ارشاد در نامه ای آمادگی خود را برای برآورده نمودن منویات فرهنگی ایشان اعلام کردند که جای بسی امیدواری بود ولی در ادامه به قول معروف « ناگهان سِلکنجَبین صفرا فزود ....

در سالی که منتظر اقدامات خوب فرهنگی از سوی وزارت ارشاد بودیم عملکردهای ایشان بارقه های امید را در دلها  خاموش کرد و با دادن مجوز ادامه فعالیت به نشر چشمه و کتاب های ضد فرهنگی آن، عدم موضع گیری در برابر نشریات و روزنامه هایی مانند آسمان که مقدسات را مورد اهانت قرار داده بودند و در همین اواخر نیز با دادن مجوز برگزاری نمایشگاه های زنده « فشن اسلامی !!!!!!!!!!!!!!!! » به کلی فرهنگ دوستان و دلسوزان عرصه فرهنگ را مأیوس نمود.

بله درست خوانده اید ... فشن اسلامی ... !!! و حال ما نمی دانیم با چه زبانی از این اقدام ضد فرهنگی وزارت ارشاد تشکر کنیم که برای دور نماندن جامعه اسلامی ما و بانوان آن از مدهای روز دنیا که در غرب طراحی می شود و اصلی ترین هدف آن برهنگی است و بارها نیز تقلید طراحان داخلی از آنها مشاهده شده است؛ به این اقدام دست زدند ! اقدامی که سراسر تناقض است !! اصلا ذات اسلام با برگزاری چنین نمایشگاه هایی که زنان روی استیج قرار می گیرند و با اشکال خاصی برای بیشتر نشان دادن خود روی آن راه می روند مخالف است و مخصوصا اینکه اینگونه نمایش های زنده با حضور آقایان برگزار می شود !! مسؤولان وزارت ارشاد برای توجیح این اقدام خود چنین دلیل آورده اند که در کشورهای ترکیه و مالزی و اندونزی نیز این نمایشگاه ها برگزار می شود !! آخر برادر من این که نشد دلیل !! مگر در ترکیه و مالزی و اندونزی به جز نام چیز دیگری از اسلام باقی مانده است که شما آنها را دلیل می دانید !!! با یک نیم نگاهی به این کشور می بینید که به جز نام چیزی دیگری از اسلام نیست و برای کشور اسلامی ما که داعیه دار صدور انقلاب خود به تمام جهان هستیم ( و با الطاف الهی نیز به آن رسیده ایم ) این مسائل نباید روی دهد !!! به امید روزی که این بزرگواران نیز دغدغه فرهنگ اسلامی داشته باشند ...

البته ناگفته نماند که ما با مد و لباس های شیک پوشیدن مخالف نیستیم و اتفاقا اسلام، تمیز و مرتب پوشیدن را مستحب نیز می داند و خودمان نیز اینگونه هستیم ...

در ادامه مطلب به چندین عکس در این زمینه که نشان دهنده عمق فاجعه است توجه کنید !!


خودم نوشت:

دلتنگ نشده ای تا ببینی ؛ چگونه خوب ترین خاطره ها بی رحم ترین آنها می شود ....

   


ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ .:. 21:2 .:. داود رحمانی

شهید مطهری (ره) مثال خوبی دارد که مشهور به قطار بی حرکت است! بدین صورت که همه دیده اند تا وقتی قطار حرکت نکرده و یک جا ساکن و ایستاده است کسی با او کاری ندارد و از کنارش به راحتی و بدون کوچک ترین توجهی  عبور می کند ولی وقتی همین قطار حرکت کرد بچه ها به دنبالش می دوند و از دور و نزدیک به سوی آن سنگ پرتاب می کنند !! اگر بخواهیم این مثال را با دنیای واقعی تطابق دهیم بهترین نمونه برای آن ایران اسلامی است ! چند سال به عقب برمی گردیم ؛ به سال های قبل از انقلاب ؛ به زمانی که کشور در دست بیگانگان بود و انگلیس و آمریکا هر کاری که دلشان می خواست در کشور انجام می دادند و هیچ کسی هم جلودار آنها نبود ؛ چون خود شاه و تمام دار و دسته اش هم مزدور همین انگلیسی ها و آمریکایی ها بودند ! ولی کسی آمد و مردم را متوجه قدرت درونشان کرد و اینکه ای مردم! دین شما دستور داده است در مقابل زور گویی و زیاده خواهی ایستادگی و قیام کنید ! همه قیام کردند ؛ شهید دادند ولی بالاخره کشور را از زیر یوغ و سلطه دشمنان خارج ساختند و ایرانی آباد و آزاد برای خود از نو بنا نهادند !

 حال دیگر این قطار به حرکت افتاده بود و آن قطار ساکن دیروزی نبود بلکه همه اهدافش ؛ همه تفکراتش و همه مردمش تغییر را احساس کرده بودند و دشمنان هم دیگر این قطار در حال حرکت را نمی توانستند تحمل کنند پس شروع کردند به پرتاب کردن سنگ به سمت این قطار در حال حرکت و هر چه می توانستند او را زدند با هر وسیله ای ! یک روز با ایجاد غائله های مختلف از جمله کرد و عرب و ترک، یک روز با ترور شخصیت های انقلاب، یک روز با تحمیل جنگ هشت ساله مقدس و وقتی اینها جواب نداد به تحریم روی آوردند؛ تحریمی همه جانبه البته به بهانه های مختلف مانند ساخت بمب اتم و حمایت از تروریسم در منطقه در حالی که مثل روز برای همه روشن بود که آنها با این قطار در حال حرکت مشکل داشتند؛ با اصل این نظام و مردمش مشکل داشتند و اصولگرا و اصلاح طلب هم اصلا برایشان فرقی نداشت بلکه اگر کوچک ترین فرصتی می یافتند همه را یک جا به باد فنا می سپردند!

چند نکته برای استفاده کنندگان از ماهواره :

L N B  موجود در نوک ماهواره یا همان دیش، یک سیستم هم گیرنده و هم فرستنده است ؛ بدین صورت که از طریق همینLNB  که به شبکه NSA آمریکا متصل است تمامی وب کم های روشن یا در حالت on را جستجو می کند و اگر روشن بود از طریق همین وب کم های روشن از محیط خانواده شما فیلم بردای نموده و در یکی هزاران شبکه ماهواره ای موجود پخش می کند...

در ادامه مطلب به مصاحبه از خانواده ای که به خاطر استفاده از ماهواره به تباهی و طلاق کشیده شده توجه کنید !!! پیشنهاد می کنم حتما بخوانید ...

                              مراقب باشید ... دشمن در کمین است !!! همین حوالی


خودم نوشت:

امام علی ع می فرمایند : اگر کسی هنگام افطار دعای « بسم الله اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انک انت السمیع العلیم » را بخواند ثواب او به اندازه تمام کسانی که در آن روز، روزه گرفته اند خواهدبود.

لحظه افطار ما را نیز دعا فرمائید ...

   

 


ادامه مطلب
سه شنبه دهم تیر ۱۳۹۳ .:. 16:10 .:. داود رحمانی

با سلام خدمت دوستان عزیز ...

از اینکه نتونستم پست جدیدی رو تو وبلاگ بذارم از همه معذرت می خوام ولی به پیشنهاد یکی از دوستان سوال و جواب مطرح شده بین بنده و یکی از مخاطبان گرامی به نام خانم رخساره در مورد انقلاب اسلامی که بیشتر شبیه به شبهات بود رو در قالب این پست بدون کم و زیاد مطرح می کنم ؛ شاید مفید فایده واقع بشه !

هر چند موضوعات جدیدی برای نوشتن در ذهن داشتم ولی به خاطر شروع امتحاناتم متاسفانه نمی تونم بنویسم! قضیه شبهات ایشون این طور شروع شد :

بحث من اینه که این انقلاب از اول اشتباه بود !!
حالا که بدون هیچ چاره داریم توی این مملکت زندگی میکنیم پس اجازه بدین عقاید خودمو داشته باشیم و با بولدزر تخریبمون نکنین ...

بقیه در ادامه مطلب ...


خودم نوشت :

در عصر نبی گر که شکستند همه عهد علی را    گر خانه نشین کرد عدو از ستم خویش ولی را

ما درس گرفتیم در این نهضت اسلامی ایران        تنها نگذاریم دمی رهبر خود سید علی را ...


ادامه مطلب
دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۳ .:. 15:56 .:. داود رحمانی
درباره وبلاگ

زندگی یعنی همیشه جاری بودن !
حتی به سختی ...!
.................................
سلام.
من داود رحمانی
طلبه پایه 9 حوزه علمیه زنجان
خبرنگار و مدیر دفتر خبرگزاری رسا در زنجان
.................................
ایمیل : davoodrahmany@ymail.com
صفحه بنده در شبکه اجتماعی فیس نما:
http://facenama.com/talabehbasir


نوای عاشقی
لوگوي ما
طلبه جوان

امکانات وب

Pichak go Up




طراحے لـوگو

طلبه جوان




وبگاه جوان انقلابی

Reba.ir

دریـــــافــت کـــــد

MP3 لینک دانلود

   ید الله فوق ایدیهم

روشنگری
پارک وب

طراح قالب

♫معبر سایبری بی سنگر♫